شناسه خبر : 126006
شنبه 03 مرداد 1405 , 11:10
اشتراک گذاری در :

«گربه‌گاه» هرمز؛ گره‌گاه انرژی جهان در پیچ تاریخ

فاش نیوز - ۱. طرح مسئله؛ جغرافیایی که سرنوشت‌ساز شد
نگاهی به نقشه غرب آسیا، شباهت بصری جالبی را میان مرزهای ایران و پیکره یک گربه به ذهن متبادر می‌کند.
این شباهت در روزگار ما، از یک نکته جغرافیایی صرف فراتر رفته و به استعاره‌ای راهبردی بدل شده است:
 «گربه‌گاه»؛ تلفیقی از گربه، تنگه و گلوگاه.
تنگه هرمز، این آبراه باریک به پهنای حدود ۳۳ کیلومتر، روزگاری صرفا یک گذرگاه دریایی بود. اما امروز، به گلوگاهی حیاتی برای امنیت انرژی جهان تبدیل شده است؛ گلوگاهی که روزانه بیش از ۱۷ میلیون بشکه نفت خام (حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی) از آن عبور می‌کرد. جایگاه ممتاز ایران بر کرانه‌های شمالی این تنگه و گستره سرزمینی آن تا کرانه‌های دریای عمان، به این کشور مزیتی ساختاری بخشیده است که ریشه در جغرافیا دارد و نه در توانمندی‌های اکتسابی.

۲. بحران فراتر از یک اختلال موقت
از اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) و هم‌زمان با آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنگه هرمز به صحنه رویارویی مستقیم تبدیل شد. آنچه در ابتدا یک بحران موقت به‌نظر می‌رسید، اکنون به معمایی ساختاری تبدیل شده است. گزارش‌های مؤسسه Clarksons نشان می‌دهد که ترافیک کشتی‌ها در تنگه هرمز به کمتر از ۱۰ درصد سطح پیش از جنگ کاهش یافته است. به‌طوری که در روزهای اخیر، تنها چهار کشتی در یک روز کامل از این آبراه عبور کرده‌اند.
اندیشکده شورای آتلانتیک در تحلیل اخیر خود، وضعیت تنگه هرمز را تعیین‌کننده سرنوشت جنگ ارزیابی کرده و هشدار داده که اختلال طولانی‌مدت در این آبراه، اتحادهای آمریکا را دچار شکاف ساختاری خواهد کرد.
تحلیلگر این اندیشکده با صراحت می‌نویسد:
«تنگه هرمز هنوز یک گلوگاه واحد است. هنوز هیچ ذخیره راهبردی الان‌جی و هیچ خط لوله جایگزینی وجود ندارد.»

۳. «خرخر» به اندازه «گاز گرفتن»
نکته محوری در تحلیل شورای آتلانتیک این است که ایران برای مختل کردن اقتصاد جهانی نیازی به بستن کامل تنگه ندارد. افزایش ریسک بیمه، تهدیدات پهپادی و موشکی هدفمند، و ایجاد فضای نااطمینانی، به‌تنهایی می‌تواند جریان تجارت را با اختلال مواجه کند. به تعبیر استعاری، «خرخر» این گربه، به اندازه «گازگرفتن» آن می‌تواند برای اقتصاد جهانی گران‌تمام باشد.
رویداد ۱۷ ژوئیه (۲۶ تیر) گواهی بر این مدعاست:
سپاه پاسداران ادعای انفجار دو نفت‌کش در جنوب تنگه را مطرح کرد و سنتکام بلافاصله با عبارت «مانند بیشتر ادعاهای سپاه، این اطلاعات نادرست است» آن را تکذیب کرد. این درگیری روایی (Narrative Warfare) به‌تنهایی برای افزایش نرخ بیمه و ایجاد نااطمینانی در بازارهای انرژی کافی بود.

۴. «خط قرمز» در میانه میدان
روز ۱۶ ژوئیه، سخنگوی ارتش ایران تأکید کرد که تنگه هرمز «خط قرمز» ایران است و «جمهوری اسلامی ایران توانایی اعمال کنترل بر تنگه هرمز را از تک‌تک نقاط خاک خود دارد و این موضوع هرگز به سواحل و جزایر وابسته نیست». او هشدار داد که در صورت حمله ترامپ به زیرساخت‌های ایران، نیروهای مسلح «تمام زیرساخت‌های باقی‌مانده» در منطقه را هدف قرار خواهند داد.
هم‌زمان، سپاه پاسداران اعلام کرد که تنگه هرمز «تا اطلاع ثانوی» بسته خواهد ماند و تهدید کرد که دیگر مسیرهای صادرات نفت و گاز منطقه نیز ممکن است مسدود شوند. این رویکرد، بحران را از یک تقابل صرفاً نظامی به رقابتی برای بقا ارتقا داده است.

۵. اقتصاد جهانی در تیررس
پیامدهای این بحران فراتر از خاورمیانه است. پیش از جنگ، به‌طور میانگین روزانه حدود ۱۲۵ کشتی از تنگه هرمز عبور می‌کردند. این رقم در روزهای اخیر به کمتر از ۱۲ کشتی در روز کاهش یافته و عبور نفت از حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز به ۱٫۵ میلیون بشکه سقوط کرده است. محموله‌های الان‌جی قطر نیز نزدیک به دو هفته است که از این مسیر عبور نکرده‌اند.
تأثیر این اختلالات بر زنجیره‌های تأمین جهانی چشمگیر است: از بیمه دریایی و تحریم‌ها گرفته تا مواد اولیه کود، هلیوم مورد نیاز صنعت نیمه‌هادی و قراردادهای الان‌جی کشورهایی که تمام سبد برقشان به آن وابسته است.

۶. چشم‌انداز پیش رو
  شورای آتلانتیک چهار سناریوی ژئوپلیتیک برای دوران پس از جنگ ترسیم کرده که بر دو متغیر اصلی استوار است:
 میزان تعهد نظامی آتی آمریکا در خلیج فارس و نحوه موضع‌گیری چین. محتمل‌ترین سناریو، «فرسایش مدیریت‌شده برتری آمریکا» نام دارد که در آن واشنگتن به اقدام محدود بسنده کرده و پکن با فرصت‌طلبی اقتصادی نظاره‌گر باقی می‌ماند.
آنچه مسلم است، فرسایش نظم مبتنی بر قواعد در نظام بین‌الملل و افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای در تعیین سرنوشت امنیت انرژی جهانی است. همان‌گونه که یکی از تحلیلگران شورای آتلانتیک می‌نویسد: «دو ماه و نیم گذشته یک تصادف نبود. آنها پیامد قابل‌پیش‌بینی اداره بحرانی‌ترین زیرساخت‌های جهان به‌گونه‌ای بود که گویی بسیار کم‌اهمیت‌تر هستند.»
  
جمع‌بندی این‌که، استعاره «گربه‌گاه» ابزاری کارآمد برای انتقال مفهوم «موقعیت ممتاز ایران بر فراز یک گلوگاه حیاتی» است. واقعیت عینی اما این است که تا زمانی که وابستگی ساختاری اقتصاد جهانی به نفت خلیج فارس و مسیر تنگه هرمز ادامه یابد، هرگونه نااطمینانی در این منطقه پیامدهای جدی برای بازارهای انرژی، قیمت‌های حمل‌ونقل و تورم جهانی خواهد داشت.
تنگه هرمز امروز دیگر فقط یک آبراه نیست؛ میدان اراده‌ای است که در آن، ایران گربه‌شکل، بر گلوی اقتصاد جهان چنگ انداخته و تا زمانی که امنیت خود را در خطر ببیند، از این گلوگاه دست نخواهد کشید. جهان ناچار است با این واقعیت جدید زندگی کند؛ واقعیتی که در آن، یک «گربه‌گاه» جغرافیایی، به گره‌گاه سرنوشت‌ساز نظم جهانی بدل شده است.

|| علی‌رضا رجائی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi