دوشنبه 22 تير 1405 , 14:00




زنگ بیدارباش برای دیپلماسی ایران
وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
فاش نیوز - سالهاست که مسئولان نهادهای بینالمللی ورزش، از المپیک گرفته تا جام جهانی، یک شعار مشترک را تکرار میکنند؛ «ورزش، زبان مشترک ملتها و میدان صلح، دوستی و احترام متقابل است.» اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هرگاه منافع قدرتهای بزرگ اقتضا کند، همین شعارها به آسانی زیر پا گذاشته میشود و سیاست، بیپروا به مستطیل سبز و سکوهای ورزشگاهها راه پیدا میکند.
جام جهانی باید صحنه رقابت جوانمردانه ملتها باشد؛ جایی که فارغ از اختلافات سیاسی، پرچم کشورها در کنار یکدیگر به اهتزاز درآید و میلیونها انسان تنها از زیبایی فوتبال لذت ببرند. اما حاشیههایی که پیرامون تیم ملی ایران و فضای ایجادشده از سوی برخی مسئولان و جریانهای سیاسی کشور میزبان شکل گرفت، این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داد که آیا هنوز میتوان ادعای جدایی ورزش از سیاست را باور کرد؟
آنچه پیش از آغاز مسابقات، در جریان رقابتها و حتی در حاشیه آن رخ داد، نشان داد که برخی جریانهای سیاسی و مسئولان کشور میزبان، نتوانستند یا نخواستند مرز میان سیاست و ورزش را حفظ کنند. از برخی اظهارنظرهای سیاسی و امنیتی گرفته تا فضاسازیهای رسانهای و حواشی پیرامون تیم ملی ایران، همگی فضایی را ایجاد کرد که با فلسفه برگزاری یک رویداد جهانی ورزشی فاصله داشت.
در میان این حواشی، اظهارات برخی مقامهای آمریکایی از جمله وزیر امنیت داخلی آمریکا درباره مسائل مرتبط با حضور هواداران و فضای امنیتی مسابقات نیز بازتاب گستردهای یافت و از نگاه بسیاری، این نوع موضعگیریها بر سنگینی فضای سیاسی پیرامون این رویداد افزود. فارغ از اینکه این اظهارات با چه نیتی بیان شده باشد، نتیجه آن، کمرنگ شدن پیام وحدتآفرین ورزش بود.
اگر قرار باشد یک دولت میزبان، از موقعیت میزبانی برای ارسال پیامهای سیاسی، اعمال فشار روانی یا ایجاد فضای تنشآلود علیه یک ملت استفاده کند، دیگر نمیتوان از «بیطرفی ورزش» سخن گفت. در چنین شرایطی، ورزش دیگر ابزار دوستی نیست؛ بلکه به میدان رقابتهای سیاسی تبدیل میشود؛ اتفاقی که نه تنها با روح منشورهای بینالمللی ورزش در تضاد است، بلکه اعتبار این نهادها را نیز زیر سؤال میبرد.
حذف هر تیمی از جام جهانی، بخشی طبیعی از ذات رقابت است. هیچ تیمی همیشه قهرمان نمیماند و هیچ شکستی پایان راه نیست. اما آنچه همواره در تاریخ فوتبال دیدهایم، احترام به تیم حذفشده و آرزوی موفقیت برای آینده آن بوده است. فرهنگ فوتبال، فرهنگ احترام به رقیب است؛ حتی در اوج رقابت.
اما هرگاه حذف یک تیم با فضاسازیهای سیاسی، رفتارهای خارج از عرف یا حاشیههای هدفمند همراه شود، این پیام به جهان مخابره میشود که برخی دولتها حتی پاکترین عرصههای انسانی را نیز از سیاستزدگی مصون نمیگذارند.
برای جمهوری اسلامی ایران، این رخداد میتواند یک تجربه مهم باشد. تجربهای که یادآور میشود اعتماد در روابط بینالملل، بدون توجه به واقعیات میدانی، میتواند هزینهساز باشد. اگر در یک رویداد ورزشی که فلسفه وجودی آن صلح و دوستی است، نشانههایی از سیاسیکاری و رفتارهای غیرورزشی دیده میشود، طبیعی است که در عرصههای حساستر سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک باید با دقت، هوشیاری و واقعبینی بیشتری عمل کرد.
دیپلماسی موفق، بر پایه شناخت دقیق طرف مقابل شکل میگیرد؛ نه خوشبینی سادهانگارانه و نه بدبینی مطلق. تجربههای گذشته و رخدادهای امروز، هر دو میتوانند به تصمیمگیران کشور کمک کنند تا سیاست خارجی خود را با تکیه بر عزت، حکمت و مصلحت پیش ببرند و در برابر هرگونه رفتار تبعیضآمیز، از حقوق ملت ایران با قاطعیت دفاع کنند.
ملت ایران نشان داده است که در روزهای پیروزی و شکست، پشت تیم ملی خود میایستد. بازیکنان میآیند و میروند، نتایج تغییر میکند، اما نام ایران باقی میماند. آنچه نباید اجازه داد آسیب ببیند، حرمت پرچم، شأن ملت و استقلال تصمیمگیری کشور است.
جام جهانی پایان یافت، اما یک حقیقت را بار دیگر آشکار کرد؛ هر جا منافع قدرتهای سلطهگر اقتضا کند، حتی ورزش نیز از تیررس سیاست مصون نمیماند. از همین رو، این حواشی باید بیش از آنکه صرفاً یک اتفاق فوتبالی تلقی شود، به عنوان هشداری برای سیاستگذاران و دستگاه دیپلماسی کشور مورد توجه قرار گیرد؛ هشداری که یادآور میشود حفظ اقتدار، هوشیاری و دفاع از منافع ملی، در همه میدانها - از دیپلماسی تا ورزش - ضرورتی انکارناپذیر است.
|| سیدرضا موسوی فاضل

















