چهارشنبه 18 شهريور 1405 , 16:00




تعلل تا به کی؟
پرمخاطرهترین پیامد تعلل، تاختوتاز برخی سوداگر در بازار اندیشه است که میخواهند درِ مسجد و راه گلدسته را بر امام و مؤذن ببندند...
فاش نیوز - تعلل دانشگاه در ارائهٔ راهکار و اعلام موضع نسبت به ایجاد اضطراب حاصل از گرانی و تهدیدهای خصم بدسگال، امری تأملبرانگیز است؛
"ساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتاب
نور رقصانگیز را بر ذرهها میریختی
این دعا را با دعای ناکسان مقرون مکن
کز برای ردشان آب دعا میریختی"
اینک زردمویی حقیر در حال زمینهسازی اعلام رنسانس renascence همزمان با صدمین سال برگزاری جام جهانی و تقارن آن با سند موسوم به ۲۰۳۰ است.
استانداردسازی شاکلهٔ رفتار بیمبالات و قبحزدا از «رفتاری بیقیدوبند، صورت ویژهای از اهمال و حوزهٔ امور بیحرمت. (۱)»
پرمخاطرهترین پیامد تعلل، تاختوتاز برخی سوداگر در بازار اندیشه است که میخواهند «درِ مسجد و راه گلدسته را بر امام و مؤذن ببندند. (۲)» در ادبیات سیاسی رنسانس بهمثابه تجدید حیات اجتماعی و تولد زیست سیاسی و به خود آمدگی است «فرایندی که کارش را با برکندن بنیان اعتبار عناصر معنوی و روحانی آغاز کرد. (۳)»
دانشگاه به قول "مانهایم"، «جایز است دستکم نقطهٔ حرکتی را برای مسائلی که به آموزشوپرورش نسل آینده در قلمرو سیاست مربوط میشوند، تعیین کند.»؛ زیرا امروز شارلاتانهایی که «نه غیرت و حمیّت دارند و نه علم و فضیلت؛ همکلاسیهای تخسی که از زیر میز کلاسشان اولینبار چیزی ممنوع را نشان دادند.» در کلاس درس توهم مجاز بر طبل فروپاشی نهادهای دینی میکوبند، معلم این کلاس آن زردموی حقیر است که شیطان پیش او لنگ انداخته، اشقی الاشقیا با چنین "کمدی - سیاسی سفاهتی" و هجوم بیامان به الهیات سیاسی، جادهٔ بهشهادترساندن مظلومانهٔ عبد صالح خدا را هموار ساخت.
نان و پول
«در تمام مسائل اجتماعی "عقاید" تحتتأثیر ملاحظات مختلف از جمله وضع شخصی هر فرد که نقش مهمی نیز بازی میکند، قرار میگیرند.(۴)» بهویژه نوع نگرش به «تصویرهایی که اعضای یک جماعت از گذشته، خویشتن و آینده رسم میکنند بسیار مهم میباشد. (۵)».
بههمخوردن تعادل بین نان و پول میتواند عقاید و تصاویر را مغشوش و موتور "همبستگی با خوانش دو ورژه" را خاموش کند «همبستگی همراه با تخصصیشدن مبادلات بهتدریج رشد مییابد ولی در اقتصاد سرمایهداری تنها به شکل مادی وجود دارد و از لحاظ روانی حس نمیشود.»
ماشه چکان پرمخاطرهٔ غم نان، علیالخصوص پس از خودمختاری "بخشی از بازار ارزاق و مسکن در تعیین قیمت و اجارهبها" سؤالهای مهمی طرح خواهد کرد، یعنی هر جامعهای که به فساد و ناعدالتی روی آورد و نسبت به رویکرد سرمایههای اجتماعی به «احترام ترجیحی (۶)» و پول و غم نان، صرفاً راهکار آزمونوخطا را برگزیند بر یافتهٔ "آگامبن" مبنی بر اینکه «آدم حیرتزده میشود وقتی سایق بینزاکتی و استهزا را درست در کنار معنویتی منزهتر مییابد. (۷)» مهر تأیید زده است.
کلام سیاستشناس ایتالیایی به دو دلیل تأملبرانگیز میباشد، اولاً ناظر بر ارزیابی مثبت از امر حیرت در حوزهٔ اندیشه است، ثانیاً نسبت به صاحبان ثروت جنگآورده که «قدرت و امکان در چنگ آنهاست و به جایی کشانده میشوند که همه چیز را بر کاکل پول بچرخانند. (۸)» هشدار میدهد.
تعلل در چارهاندیشی برای «سو استفادهٔ دلبخواهی از قدرت و به خواری و خفت کشاندن افراد با عنوان آزادی تمامعیار (۹)» ممکن است با جعل و وارونهسازی میراث گذشته امید به آینده را تباه سازد.
آموزشدیدگی
«توانایی اقتصادی، سیاسی، نظامی ملتها دست آورد کوشش مردمان آموزشدیده و کاردان است. (۱۰)» از همین روست که حکمروایی دینی بر «پرورش انسان اندیشمند، خلاق، سرزنده، بانشاط و شجاع (۱۱)» و سلحشورانی که حتی شکست را نیز بخشی از مبارزه دانسته و هرگز مأیوس نشوند، تأکید دارد؛ زیرا «اهداف خوب، وسایل سیاسی نیل بدانها را توجیه میکند، تاریخ چگونگی پیدایش دولت مدرن نیز تاریخی اخلاقی است (۱۲) و دولت با ویژگی ذاتی معصومانهاش، تبدیل به یک کارخانهٔ آموزشی میشود. (۱۳)»، محصول تولیدی این کارخانهٔ اخلاقی "سیاست آموزشی" یا نخستین سنگ بنای اجتماع کنونی و آینده میباشد. در همین راستا چنانکه ابوالحمد هشدار داده، «نارسایی آموزشوپرورش و کمبود کسان کاردان، دیر یا زود زندگی اجتماعی را با دشواریها روبهرو میکند و زیانهای بسیاری در پی دارد که برای آیندهٔ کشور نگرانکننده است.»
پس از سرنگونی حکومت ناروای طاغوت، به دلایل قابل بحث، سیاست آموزشی به مسیری پرتاب شد که در نهایت «بین قدرت و کاربرد آن، رخنهای سر باز میکند که هیچ تصمیمی قادر به پرکردن آن نیست. (۱۴)»
ملت بزرگ ایران طبق اصول قانون اساسی پس از شهادت مظلومانهٔ آن یگانهٔ دوران، امید خود را به پیشانیِ تابناک فاضلِ نامدار و عالِم عالیمقدار باز بستند.
در هیاهوی جاری دیجیتالیسم انگشت ملامت بهسوی نظام آموزشی نشانه میرود، به قول شافاک «چطور ممکن است در عصری که رسانههای اجتماعی باید به همه فرصتی برابر برای صحبت بدهند، کماکان اینهمه آدم امکان سخنگفتن نداشته باشند؟ (۱۵)» و به بیان سهراب، زندگی آبتنیکردن در حوضچهٔ اکنون است...
سرنخ:
۱. آگامبن؛ حرمتشکنیها
۲. قائممقام؛ منشآت
۳. مانهایم، ایدئولوژی و یوتوپیا: "مقدمهای بر جامعهشناسی شناخت"
۴. طالقانی؛ اسلام و مالکیت
۵. دوورژه؛ اصول علم سیاست
۶. تیلور، رجایی؛ زندگی فضیلتمند در عصر سکولار
۷. آگامبن؛ حرمتشکنیها
۸. اسلامی ندوشن؛ فرهنگ و ضدفرهنگ
۹. هاول؛ قدرت بیقدرتان
۱۰. ابوالحمد؛ مبانی سیاست
۱۱. گلاسر؛ مدارس بدون شکست
۱۲. وینسنت؛ نظریههای دولت
۱۳. اشمیت؛ الهیات سیاسی "چهارفصل در باب حاکمیت"
۱۴. آگامبن؛ وضعیت استثنایی
۱۵. شافاک؛ فرزانگی در عصر تفرقه

















