سه شنبه 05 خرداد 1394 , 14:21




تا بخواهید بفهمید نشانی از ما نمانده!
جانباز شیمیایی 1- کسانی که امور ما دست شماست، نمی دانم از سرفه های خونی و چشم های از حدقه بیرون زده برای یک لحظه نفس راحت کشیدن بنالم یا جفای شما که داروهایش را از ما دریغ می کنید؟ نمی دانم از سنگ های دردناک کلیه همیشگی بنالم که آن را هم سنگ درد زایمان دانسته اند یا از آوار مشکلاتی که شما بر سر ما خراب کرده اید؟ راستی می دانید جراحی شکم وخونریزی روده با خوردن هر غذایی و آخرش شیمی درمانی یعنی چه ؟ ولی نه خون دل خوردن از خدمات ناقص شما عذابش چندبرابراست! می دانید بخاطر عمل ناحیه کمر و پلاک داخلش درد کشیدن و به هیچ طرفی نتوانی بخوابی یعنی چه؟ و یا چند بار گردنت جراحی شود وپلاک داشته باشد وبا دستانتان نتوانید کاری بکنید یعنی چه ویکسره درد داری وهیچ مسکنی تسکینت نمی دهد (خصوصا" اگر ناراحتی معده داشته باشی ومسکن ها هم بلای جانت باشند)؟
در کمیسیون بنیاد احرازت نمی کنند و یا پزشک جوانش به تو می گوید واقعا در 7 عملیات بوده ای؟!!! که از هزار ترکش وخمپاره وتیر دردش بیشتر است. آخر این جوجه پزشک باید برای من وخیلی ها تعیین تکلیف کند؟ می دانید از اینکه برای تایید دارو به بنیاد رفتن حالت بهم بخورد وتا اسم پزشک میاید وصف انتظار در مطب، انگار داری بالا میاوری یعنی چه؟ میدانی ما با این همه درد روزی هزار بار می میریم؟ البته اجرش زیاد است به گفته شما !! کاش لاقل شما به جای مرهم بر زخم هایمان نمک نمی پاشیدید. میدانید از همه بدتر شرمنده زن وبچه شدن از زور نداری یعنی چه؟ کاش می دانستید. تا بخواهید بفهمید نشانی از ما نمانده!
دیشب شب اول قبر یکی از دوستان صمیمی من بود (داشت درس می خوند برای مقطع فوق لیسانس . خیلی جوان بود . عاشق زندگی کردن و زنده ماندن بودن و اصلا اصلا اصلا به مرگ فکر نمیکرد و خودش میگفت من حداقل تا 80 - 90 سالگی عمر میکنم !) ولی مرگهای ناگهانی زیاد شده ... البته از ایثارگران نبود ، شنبه فوت کرد ولی چون پدرش خارج کشور بود دیروز ظهر در این شهر غریب دفن شد . در این یکهفته من از همه ی خانواده اش هم ناراحت تر بودم . ولی فهمیدم که زمان خیلی زود میگذرد و اصلا ارزش ندارد غصه های کوچک را تبدیل به کوه کنیم .
زمستان هم میرود و رو سیاهی به ذغال میماند یعنی دردهای جانبازان خوب میشود ولی مسئولینی که کوتاهی میکنند باید جواب کم کاریهای خود را بدهند
ولی با این رزمنده بسیجی هم موافق نیستم که باید دست روی دست گذاشت تا خدا برخی از این دکترهای خدانشناس تقاص بگیرد ، باید خود جانبازان و ایثارگران هم دنبال حق خود باشند . ممکنست کسی 5 سال عمر کند و کسی دیگر نود یا حتی صد سال پس
واگذار کردن تقاص به خدا یعنی همان چیزی که این دولت میخواهد ... / دلخوش کردن ایثارگران به وعده های سر خرمن و امروز و فردا کردن .....
فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد ،
اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی افرین که چه زیبا از بی مهری ها گفتی
گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد
گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند
مراقب بعضی یک ها باشیم
در حالی که ناچیزند ، همه چیزند . . . نگذارید رزمنده ها وجانبازان دلشان بشکند که اهشان بس دامنگیر است وبنیان کن
مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
اینها هم بلدند دارند ما را از خاطره ها محو میکنند
دنیا با همه عظمتش شرمنده شماست.
چه توقعی از بعضیها میرود!!! نان به نرخ روزخورهایی که نفسشان بنداست به پست و مقاوم و منزلت چندروزه شان.
عزت از آن شما و همسنگران شهیدت است که ازسوی خدا بشماها داده شده است.
دوست عزیزم، بازهم صبرکن چندصباحی بیشتر نفسهای بسختی بیرون آمده از تن رنجورت را نگهدار که خداباصابران است.
بدا به حال کسانی که گوش شنوایی برای این فریادها ندارند..بدا...بدا...بدا
خدا را گواه میگیرم ضمن تایید فرمایشات جنابعالی من نیمی از دردهایی که فرمودید را میکشم ازجمله درد ریه و درد کلیه که واقعا ازدرد زن زائو کمتر نیست و سردرد مستمر که همیشه ارزو میکنم فقط یکساعت ارام باشم .
اگر تمام دنیا را بمن نوعی بدهند دیگر برایم ارزش ندارد چون منی که سی سال درد و زجر کشیده ام و اینها نفهمیده اند که چه میکشم و20 درصد بمن داده اند میخواهم دیگر نفهمند . والله که اگر بخاطر زن و بچه هام نبود اصلا پیگیر هیچ چیزی نبودم .چه کنم که مسئولیت خانواده مجبورم میکند لاقل وارد این بازی درصد بشوم .
یادم می اید کف بیمارستان روی کاشی از درد بخودم می پیچیدم که تمام اطرافیان غریب و اشنا همه گریه و زاری می کردند . من انموقع یادم به خانواده ام افتاد که چگونه بعداز من زندگی را سپری خواهند کرد .من تا زمانیکه زنده بودم شرمنده و خجالت زده بودم و اینهم عاقبت انها . خدایا فریادرس همه بیماران و درماندگان باش ... امین یا رب العالمین
اون دلى که هـــــزار بــــار شکست
اما هنــــــــــــوز
شکســــــــــــــــــــتن بلد نیست درود بر شما ج ش 1 که کوه دردی و لی تسلیم نشدی دلنوشته هایت تن بنیادی ها را بشدت میلرزاند امیدوارم قلمت وگامهایت در این را همیشه استوار باشد از فاش هم ممنونم که این دلنوشته ها را برای ثبت در تاریخ منتشر میکند
جناب مستطاب ۲۰درصد والا مقام ...طبق عهد و قسمی که به جان مبارک آشنای والا مقام خود کتابت نموده ایم ..دیگر از ارسال کامنت معذور هستم .... بعد از این مطالب متنوعی را ارسال می کنیم از طریق ایمیل که اگر کارکنان فاش نیوز محترم اجازه دادند که بدید در آید شما می توانید آنها را به نگاه محترمتان نظارت نمایید ... والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته
........
......
.....
الکی یعنی من لسان نوشتاری خود را اصلاح نموده ام من باب تذکری که به من داده شده است ...
« وووووی درد همتون بخوره تو سر من چقد مهربونید ... بی خیال تذکر ... حالا که به ما رسید همه متذکر شدند ؟؟؟ همتونو دوس دارم ... اقا یوسف ممنونم گلم »
اینا رو گفتم اما لطفا دیگه سراغ قنبر رو نگیرید .... صدام بزنید ولی نتونم جواب بدم گریه می کنما ... پ صدام نکنید ! با تشکر

















