شناسه خبر : 43063
یکشنبه 09 اسفند 1394 , 10:20
اشتراک گذاری در :

با یاد لبخند پدر!

فاطمه همتی، فرزند شهید -  پشت سر پدر می‌ایستادم و او نماز را بلند می‌خواند تا ما یاد بگیریم. تا اینکه کلاس دوم نماز خواندن را به‌طور کامل آموختم. یک روز پدر گفت: «حالا داخل اتاق برو تا ببینم چطور نماز می‌خوانی؟»
با شوقی وصف ناشدنی به اتاق رفتم و نماز مغرب را با صدایی بلند خواندم. ولی به جای سه رکعت، چهار رکعت خواندم!
پدر با لبخندی گفت: «آفرین دخترم؛ ولی یک رکعت اضافه خواندی.»
با تعجب پرسیدم: «مگه نگفتید که هر چه بیشتر بخوانیم بهتر است؟»
پدر باهمان لبخندی که به لب داشت جواب داد: «نمازهای یومیه را همان‌طور که گفته‌اند باید بخوانی نه کمتر و نه بیشتر.»
***
امروز بعد از هر نماز مغرب با یاد لبخند پدر دست به دعا بلند می‌کنم.
خاطره‌ای از شهید علی‌اصغر همتی

به نقل ازکیهان

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi