19 شهريور 1405 / ۲۷ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 50614
سه شنبه 02 آذر 1395 , 09:35
سه شنبه 02 آذر 1395 , 09:35


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

خط شکنی را به سرباز گمنام بودن ترجیح داد
دلم میخواست بماند و سرباز امام زمان (عج) شود، اما خطشکنی را به سرباز گمنام بودن ترجیح داد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «عصمت خزائی» خواهر شهید خبرنگار مدافع حرم «محسن خزائی» در توصیف روحیات شهید اظهار داشت: شهید از ابتدا عشق به شهادت و عشق به اهل بیت (ع) داشت. همیشه فکرش این بود که زمینه ای برای روشنگری جوانان فراهم کند.وی افزود: برادر شهیدم به همه احترام می گذاشت و علاقه زیادی به کودکان داشت به خصوص نسبت به کودکان بی سرپرست که کسی را نداشتند، بسیار دلسوز بود.
خواهر شهید خزایی ادامه داد: مهربان و عزیز بود آنقدر که برای تشییع پیکرش جمعیت زیادی آمدند، تنها برای ما نبود و متعلق به همه مردم بود از همه مهمتر آنکه به چیزی که دلش می خواست رسید و ثابت کرد، آتش عشق به حضرت زینب (س) در دلش شعله ور است.
وی با بیان اینکه شهید دختری سه ساله به نام زینب برای ما به یادگار گذاشته است، گفت: زمانی که تصمیم به رفتن گرفت، گفتم لازم است شما در کشور باشید. در جوابم گفت: «مگر پیام عاشورا که می گوید «کل یوم عاشورا، و کل عرض کربلا» را فراموش کرده ای؟! هرجا ظالمی به مظلومی ستم کند، باید برویم.» شناختش آگاهانه بود و با دل و جان قبول کرد، در رکاب حضرت زینب(س) باشد.
خواهر شهید خزائی ادامه داد: سعی می کرد زیاد از مسائل سوریه صحبت به میان نیاورد؛ ولی از برخوردش مشخص بود که آنجا چه خبر است، تنها می گفت قدر ایران و امنیت و آرامش کشورمان را بدانید. زنان سوری و فرزندانشان رنج زیادی می برند، واقعا بدانید این آرامش را مدیون خون شهدا هستید.
وی با اشاره به حضور شهید خزائی در جریان عملیات تروریستی «تاسوکی» بیان داشت: در عملیات تروریستی سیستان و بلوچستان به صورت معجزه آسایی نجات پیدا کرد، خیلی ناراحت بود و می گفت: «دیدید من لیاقت شهادت نداشتم». معتقدم شهید خبرنگار «محسن ذوالفقاری» دست «محسن خزائی» را گرفت و پیش خودش برد. الان دو شهید رسانه ما به نام محسن هستند و این برای ما سعادت است.
عصمت خزائی با بیان اینکه شهدایی که رفتند، کاری حسینی کردند و ما که مانده ایم باید زینبی عمل کنیم، عنوان کرد: همیشه سفارشش این بود که مثل حضرت زینب (س) باشیم، می گفت؛ شما هم زینبگونه عمل کنید، از هر اتفاقی درس بگیرید و در سختی و مشکلات خود را پیدا کنید.
وی به آخرین صحبت هایش با شهید اشاره کرده و بیان داشت: قبل از عملیات تماس گرفت و احوالپرسی کردیم. گفت: «شما دعا نمی کنید و نمی خواهید به آرزویم برسم»، گفتم: امام زمان (عج) سرباز می خواهد، مگر باید همه بروند؟! گفت: «نه، ما خط شکن هستیم». همینطور هم شد، به آرزویش رسید و خط شکن شد.
خواهر شهید خزائی ادامه داد: بیش از پنج سال در سوریه بود، همسر و فرزندانش را رها کرد و برای کار در سوریه سر از پا نمی شناخت. وقتی دختر سه ساله اش به دنیا آمد، گفتیم برگرد و به همسرت سری بزن. گفت: «تکلیف سنگین است، در ایران شما مراقب همسرم هستید؛ اما اینجا کسی نیست تا صدای رزمنده ها را به گوش جهانیان برساند و پیام رسان آنان باشد، چطور از من می خواهید برگردم؟!»
منبع: دفاع پرس


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















