شناسه خبر : 51392
یکشنبه 19 دي 1395 , 09:11
اشتراک گذاری در :

نبرد تن با گلوله تانک و خمپاره

سی سال پیش در چنسن شبی یکی از سخت ترین عملیاتهای دفاع مقدس آغاز شد. عجب شبی بود آن شب! چه دلهره آور بود نبرد با تیر مستقیم تانک و دوشکا و خمپاره ۶۰ که هر سانتیمتر زمین را ده ها بار شخم می زد.
جانباز فیروز احمدی، از دیده بان های لشگر 10 سید الشهدا در متن کوتاهی درباره عملیات کربلای 5 نوشت:
 
سی سال پیش در چنسن شبی یکی از سخت ترین عملیاتهای دفاع مقدس آغاز شد. عجب شبی بود آن شب! چه دلهره آور بود نبرد با تیر مستقیم تانک و دوشکا و خمپاره ۶۰ که هر سانتیمتر زمین را ده ها بار شخم می زد.
 
نبرد تن با گلوله تانک و خمپاره
چه تکه های بزرگی از بدن همچون دست و پا و سر نفر جلویی بر صورت و تنت می خورد و باز رو به جلو حرکت می کردی. افسانه و قصه و خواب نبود. رستم و زال و کاوه و آرش نبود. جوان هفده ساله بود و ایمان و غیرت و شجاعت  و چه سلحشوران بزرگی آن شب و شب های بعد عروج کردند. امروز هم بعد از سی سال دو کلمه از سلول سلول بچه های جنگ جدا نمی شود، کربلای ۵ و شلمچه...
شادی روحشان صلوات..

 

اینستاگرام
سلام
با گوشت و پوست استخوان کربلای پنج را لمس کردم.
فرمانده ام با یک خمپاره تکه تکه شد و زره زره بدنش روی کلوخهای خاکریز و روی لباسهای
بچها ریخته بود . از بدن مطهرش دو مچ پا پیدا کردیم.
با ترکش همان خمپاره سر دوستم جدا شده بود و از روی خاکریز غطیده بود به جای پاهایش و خورده کلوخها به رگهای بریده سرش چسبیده بودند .
ما کربلای حسین ع را دیدیم و در آن شرکت کردیم.
آهای مسولان مواظب باشید رزمنده گان از شما راضی باشند و گرنه روز قیامت بد جور باید حساب پس دهید.
من بعنوان رزمنده و مجروح جنگی و برادرغواص شهید از شما ناراضی هستم .
کربلای جهار برادرم مفقود شد و کربلای پنج خودم مجروح .
مردم آیا این رفتار با ما ایثارگران جوانمردانه است . اکثر ایثارگران از بنیادشهید ناراضی هستند.
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi