23 تير 1405 / ۲۸ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 55336
دوشنبه 20 شهريور 1396 , 10:06
دوشنبه 20 شهريور 1396 , 10:06


شما هم تفاهمنامه را آتش بزنید!
هاشم اسدی
"به وقت ایران"؛ صراحتِ تحسینبرانگیز
حمیرا حسینی یگانه
فهرستی آماده اقدام از صدر تا ذیل جنایتکاران
سعدالله زارعی
بابالمندب را ببندید و نتیجه را ببینید!
حسین شریعتمداری
چیزی جز زیبایی ندیدیم
مهدی جبرائیلی تبریزی
وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

زنده شد و دوباره به شهادت رسید
آنچه در ادامه می خوانید، بخشی از کتاب دادا، خاطرات سرکار خانم عزت قیصری است که توسط علی کلوندی نوشته شده و نشر فاتحان آن را تبدیل به کتاب کرده است...
دروازه ی آخرت
داخلی سردخانه ی بیمارستان بانه پیکر شهیدی را دیدم که لای پلاستیکی قرار داده بودند. متوجه شدم پلاستیک بخار کرده بود و این یعنی بدن گرم است. به نظر می آمد که زنده باشد. به سرعت مشمع را باز کردم و مچ دست او را گرفتم. نبضش را کاملا حس می کردم. گوشم را روی قلبش گذاشتم، دیدم می تپد. خوشحال شدم و با خود گفتم: در حالی که قرار بود آخرین لحظات زندگی اش را بگذراند، توانسته ام به موقع از مرگ نجاتش بدهم و از دروازه ی آخرت دوباره به دنیا برگردد و من به زنده ماندنش امیدوار شدم. چند لحظه بعد بار دیگر نبضش را گرفتم؛ نه! او دیگر این بار نبض نداشت. او به شهادت رسیده بود.


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















