06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 97705
یکشنبه 09 بهمن 1401 , 11:44
یکشنبه 09 بهمن 1401 , 11:44


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


هم خواهر شهید، هم دختر شهید
مریم عرفانیان
وقتی برادرم علی اصغر گفت: «فردا عازمم.» دلم هری ریخت.
فوری گفتم: «بابا که رفت و شهید شد، تو دیگه کجا میخوای بری؟ الان بیشتر از هر وقت دیگه بهت نیاز داریم. دیگه طاقت نداریم، دوری تو رو هم تحمل کنیم و...»
آنقدر گفتم که خودم خسته شدم؛ اما...
او بیهیچ کلامی فقط گوش میداد!
ساکت که شدم، خندید.
- مگه دلت نمیخواد هم خواهر شهید بشی و هم دختر شهید؟
با ناراحتی گفتم: «خدا نکنه.»
هر چه من و همسرم اصرار کردیم، فایدهای نداشت!
حرف حرفِ خودش بود: «فردا عازم هستم و البته به مادر چیزی نگی.»
***
کمی بعد، علی اصغر هم به پدر پیوست...
خاطرهای از شهید علی اصغر سمیعی
راوی: فاطمه سمیعی، خواهر شهید
منبع: کیهان

















