22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 101059
یکشنبه 28 خرداد 1402 , 10:06
یکشنبه 28 خرداد 1402 , 10:06


وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

مأموریت مخفی سحرگاهی
فاش نیوز - آقا وحید، سومین پسرم بود، مادر بودم و نگرانش. وقتی میگفت میخوام برم سوریه، نگرانش میشدم، ولی چیزی بهش نمیگفتم، روزها حال خوبی نداشتم و شبها تا صبح نمیخوابیدم، ولی با خودم میگفتم؛ بالاخره نیاز هست که این بچهها برن.
پسرم آقا وحید زمانینیا دوست داشت که بره. منم مایل بودم که وحیدم از خودش و کارش چیزی برای ما تعریف کنه. ولی او چیزی نمیگفت.بهش میگفتم:
- مادر! شما ساعت ۳ یا ۴ صبح کجا میری؟ میگفت:
- مامان کار داریم!
بعد از شهادتش فهمیدم که صبح به اون زودی، برا بردن حاج قاسم و انجام کارهاشون از خونه میرفت بیرون.
موضوع: شهید مدافع حرم وحید زمانینیا
منبع: روایت مادر شهید، کانال قرارگاه شهدا
* ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















