07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 101059
یکشنبه 28 خرداد 1402 , 10:06
یکشنبه 28 خرداد 1402 , 10:06


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


مأموریت مخفی سحرگاهی
فاش نیوز - آقا وحید، سومین پسرم بود، مادر بودم و نگرانش. وقتی میگفت میخوام برم سوریه، نگرانش میشدم، ولی چیزی بهش نمیگفتم، روزها حال خوبی نداشتم و شبها تا صبح نمیخوابیدم، ولی با خودم میگفتم؛ بالاخره نیاز هست که این بچهها برن.
پسرم آقا وحید زمانینیا دوست داشت که بره. منم مایل بودم که وحیدم از خودش و کارش چیزی برای ما تعریف کنه. ولی او چیزی نمیگفت.بهش میگفتم:
- مادر! شما ساعت ۳ یا ۴ صبح کجا میری؟ میگفت:
- مامان کار داریم!
بعد از شهادتش فهمیدم که صبح به اون زودی، برا بردن حاج قاسم و انجام کارهاشون از خونه میرفت بیرون.
موضوع: شهید مدافع حرم وحید زمانینیا
منبع: روایت مادر شهید، کانال قرارگاه شهدا
* ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان

















