یکشنبه 28 خرداد 1402 , 13:40




سیر و سفری تابستانی به اَندلُس
فاش نیوز- بنیانگذاری حکومت اسلامی در اسپانیا، الگوی تحلیلی درخشانی از به ثمر رسیدن تلاش برای رسوخ اندیشه ی مسلمانی در اذهان سایر ملل؛ فراهم می کند.
فروغ و تلألو این تلاش، در مفاد پیمان صلح در صبحگاهِ ورودِ لشگریان مسلمان؛ زیور تفکرات دین محورانه است.
یعنی هنگامی که از موضع قدرت اطمینان می دهند که:
- «آنان را از آیینِ خود بیزار نخواهند کرد؛
- کلیساهایشان تا هنگامی که محل عبادت و نیایش آنان است، آتش زده نخواهد شد؛
- ...
[فرجام این دست آوردِ عظیم] اشک حسرتی بر دیده و غم سنگینی بر دل، می نشاند. (1)»
این جستار (با اندکی قصه گویی) بر این پیش فرض استوار است که جهان مجازی:
- برای بستن بار سفر تابستانه؛
- برای تبرُّج؛
- برای تخیل و بساط عیش و نوش؛
و برای کمک و همدلی با بخشی از نسل جدید، در تکاپو و تدارک مقدمات «استحاله از درون و اندلسیزه شدن فرهنگ ملی(2)» است.
سوداگران بازار اندیشه با خرج از جیب داداش بزرگه در آن ور آب؛ برای دور کردن نسل جوان و اندیشه ورز از پروردگار! برنامه ریزی درازمدت کرده اند.
فرضیه
الف: مار خوش خط وخال دیجیتالی؛ بخشی از نسل جدید را «مجبور به غفلت!(3)» خواهدکرد.
ب: هدفِ اصلیِ شبکه های خشم! بعد از 2025 بر هجوم بیشتر به وحدت و وفاداری ملی، متمرکز خواهد شد.
ج: تبیین علمی و نقل قصه ی اندلس، محلِ سستی پیوند با مباحث الهیاتی را نشان خواهد داد.
در ابتدا و پیش از سخن از " فضیلت و درون داشتِ ارزش های بنیادین" یادآوری دو نکته ضروری است:
- غرض از نقل سرگذشت اندلس! باوری است که بر اساس آن هرگاه پرده از روی اسرار برداشته شود، مسائل بیشماری خود بخود آشکار می گردد؛
- با اذعان به «فراست و باریک بینی» بسیاری از متولیان امور فرهنگ! در این نوشتار از «وقایعی که به مسائل اداری بستگی دارد» می گذریم؛
ولی با این وجود، به قول «داستا یوفسکی» «اندکی صبر کفایت می کند، اما نمی توان از توضیح برخی مسائل گذشت!» یعنی مسائلی که منجر به ازدحامِ پر هیاهو در دیرِ گوگل! و رواج «بی ایمانی جدید» شده اند و ناجوانمردانه به حساب ماهیت حکومت داری دینی گذاشته می شوند!
خلاف اصل عدل و نَصَفت خواهد بود اگر صاحب نظران پرشمار و شهیر با مدارج و رتبه های برتر از معتبر ترین دانشگاه های جهان؛ گوشه ی عزلت اختیار کنند و صرفا نظاره گر باشند و شانه بالا بیاندازند. ...
داستان از این قرار است که دیجیتالیسمِ «زیرکِ همچون مار(4)» به منظومه ی فکر و ذکر؛ مار تردید خزانده! و صفِ نسل وب در درگاهِ کلیسای گوگل را طولانی تر ساخته است.
نتیجه این شده که در زندگی روزمره «حوزه های حافظ امنیت پیشین که هنوز علیرغم ضعف بنیه، گنجینه های تفکر سنتی را زنده نگاه می دارند؛ (5)» در حال از متن به حاشیه برده شدن هستند!
بنابر مباحث اصلی در اندیشه ورزی «نفی ویژگی های فرهنگی هر قومی، در حکم نفی شأن و حیثیت آن است.(رجایی؛ پدیده ی جهانی شدن، وضعیت بشری و تمدن اطلاعاتی، ص171)»
اکنون مار سمیِ دیجیتال؛ ایرانیان را به این نفی تهدید می کند!!!
از یک منظر،عصاره ی تاریخ عصر جدید، تفسیرِ نسبتِ دو واژه ی ذیل با خیر و سعادت و ارزش ها است:
- تلاش: (برای برداشتن موانع رشد و پیشرفت...)
- کوشش: (برای فراهم کردن شرایط شکوفایی و توانایی...)
در همین زمینه، دلیل تکاپو و خاصه خرجی خان داداش! در آن ور آب و:
- چرایی اثر بر عقل معاد؛
- چگونگی فروپاشی وحدت و وفاداری ملی؛
و هزینه های میلیارد دلاری در محلِ تازه تأسیسِ طرح و نشرِ مسائلِ اساسی، معلوم می شود.
غرض اصلی از اشاره به بار و بندیل سفر فصلی! فراموشیِ "توجه/ مراقبه" از سوی برخی متصدیان امور است.
از حیث نظری و تجارب تاریخی و حقایق اجتماعی:
اگر «دولتِ نماینده ی طبقه ی محروم! بتواند روابط اجتماعی و اقتصادی را با استفاده از فرصتی که بدست آمده، طوری تغییر دهد که:
" اثرِ مالکانِ ثروت بر همه ی شئون اجتماعی و سیاسی محدود یا کم شود"
در این صورت حاکمیتِ مردم؛ تثبیت و فتح سیاسی با فتح اقتصادی، تکمیل شده است.(6)»
در غیر این صورت، مفهوم اصلی در الهیات سیاسی (عقل معاد و معاش) در عصر دیجیتال! آسیب می بیند. زیرا معنای آن هرگز «با اهرم و پیچ و مهره (7)» کشف نخواهد شد!
در نتیجه " بچه ای شریر و سبک سر یعنی واعظ کلیسای گوگل" که همبازیِ فرزندان ایران شده؛ با استفاده از فرصت تعویض منابر (سنتی/ دیجیتالی) تفسیری نو از عقل معاد و معاش و حتی خود« کتاب مقدس» ارائه می کند!
غرب پیش از این، با "لوترانیسم" شبیه این موعظه گری (البته نه شرورانه و سبک سرانه) را تجربه کرده بود؛ اکنون دیجیتالیسمِ زهر آلوده! دقیقا همان نقش را بر عهده دارد.
اغتشاشات پارینه و پیرار، نشان داد که حتی برخی دانشجویان در بالاترین مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز پای درس این نو واعظ! می نشینند و مشتری پر و پا قرص کلاب هاوس آنند.
چاره ی کار، گشودن درِ گنجینه ی بی بدیل فرهنگ والای ایرانی و اسلامی؛ و یافتن شیوه ی برون رفت از بحرانِ دوره ای قابل پیش بینی! است.
درست است که با انقلابی معجزه آسا تفکر مبتنی بر «قیصر و پادشاه و شاهزادگان! از جایگاه هیبت آورش فرود[آورده شد](8)» اما ناآشنایی برخی افراد در کاروان تعلیم و بعضی اصحاب تربیت و تزکیه، با منطق درونی شکست شاهانه! توجیه ناپذیر است.
به ویژه اکنون که اقتصاد پولی؛ زندگی روزانه را با «حسابگری و تقلیل ارزش های کیفی به معیار های کمی پر کرده(9)» رویکرد به پروردگار و توجه و مراقبت از آموزه های دینی! حائز اهمیت بیشتری شده است. اما مع الاسف از این ضرورت سرنوشت ساز غفلت می شود ...
و همین بی خبری؛ آثارسستی پیوند با مباحث ماورایی به طور کلی را، پس از 2025 بیش از امروز خسارت بار خواهد ساخت.
خوشبختانه نسل جوان هوشمند و اندیشه ورز ایرانی با فراست و بلوغ سیاسی؛ اهمیت آموزه های دینی برای حفظ وحدت و وفاداری ملی را دریافته و به خوبی می داند که:
ویژگی رویارویی فرهنگی پس از «پدیداری حوزه ی عمومی مشترک در سطح جهان» ابداع و خلق شیوه های نوین غربی سازی است.« این ساختنِ دیگری یا در اصطلاح رایج علمی اش، دیگرسازی Othering می تواند پیامدهای شوم داشته باشد! ...»"
به هر حال؛ نقل قصه ی مستند از اندلس، محل آسیبِ پیوند با مباحث ماورایی را نشان می دهد و صد البته که قدم اول برای قوام این پیوند آسیب شناسی است:
پیشروی مسلمانان تا حاشیه ی جنوبی اسپانیا در همان دهه های اولیه؛ مرهون بلوغ سیاسی ایرانیان نیز بوده است؛ یعنی «ایرانیان که از آنان با نام فرس یاد می شود، نقش اساسی در تنظیم امور دیوان را در خلافت امویان به عهده داشتند. »
این نتیجه ی شگفت انگیز، چنان که «روزنتال» خاطر نشان کرده« مُبیِن مهمان نوازی صحرا گردانِ شهری شده ای بود که مجذوب پالایش ایران شده بودند!»
اما به موازات آموزه های نومسلمانی، به تدریج عادت های پایدار در ذهن ایرانی بروز کرد و «رویای تجدید گذشته ها؛ یک چند خاطر ایرانی را دوباره نوازش داد!(10)»
با روند تسری تدریجی نوعی خلق و خوی قیصری و کسرایی «دستگاه خلافت با پایان دوره ی آرمانی خلفای راشدین، با تقلید از سرمشق ایرانِ دوره ی ساسانی، از خلافت به سلطنت تبدیل می شد.»
پس از تحکیم امپراتوری عظیم اسلامی، احتمالا بر اثر کمالِ همنشین برخلفای اموی! «کارکرد سیاسی شریعت به عنوان قانون اساسی ایده آل» تحت الشعاع« گسترش برخی حیله های شرعی و مباح کردن انواع اعمال و لذایذ ناروا(11)» از سوی حکام قرار گرفت.
و دولت اسلامی در اسپانیا یا جزیره ی شریعت مداران آن روزی! به «افرادی با خصایل و صفات فرو مایه و پست! که فضیلت در میان آنها نادر و کمیاب می باشد؛» محول شد.
بر اثر فراموشی "درونداشت آموزه های دینی" و «با گذشت زمان؛ سپاه اندلس و خانواده های آنان در محله ها و بازارها در وضع معیشتی متمایزی- که حکومت برای آنها مهیا کرده بود- زندگی می کردند. این وضعیت [که] خوشایند اهالی قرطبه نبود، اختلاف بین اهالی پایتخت و آنان را دو چندان می کرد...»
در کنار« شیوع بسیارِ آواز و رقص» در میکده ها و تاکستان هایی که محل رفت و آمد بدکاران بود؛ «دنیا پرستی و لهو لعب هیأت حاکم » نیز بر این اختلاف و ناخشنودی افزود:
"« محله ای برای خوشگذرانی که کارکنان آن از مملکت فرنگ یا سرزمین فرانسه بودند ... و اغلب مورد بازدید محتسب و یا مأموران محکمه شرع قرار می گرفت!»"
دولت بر این بدکاری نظارت دقیق داشت!!! و از کارکنان آن مالیات دریافت می کرد. ...
ممکن است «عنوان کتابِ مهمِ رنسانس اسلام، منعکس کننده ی همین روحیه باشد؛ ... زیرا پرستش خداوند علت عظمت نظامها، و غفلت و بی توجهی به آن علت ویرانی است.(12)»
در همین زمینه کلام زیبای بانوی ادب ایران «پروین»آنجا که می گوید «کار شرع! کار درهم و دینار نیست!» کوتاه و گویاست.
از عجایب فناوری دیجیتال، کمک به بازسازی نوعی اندلس! و تکرار وارونه ی تاریخ است! یعنی خوابی که در آن و در یک شامگاه! حکم می کند که:
- ایرانیان باید از دین و آیینِ خود بیزار شوند ...
- مساجد یعنی سنگرهای محکم مقاومت باید به آتش کشیده شوند ...
- ...
به هیچ روی نمی توان از کنار این رؤیا؛ به سادگی گذشت و نباید انکار کرد که بالندگی نسل جدید "در عصر روشنی یابی دیجیتال محور" اقتضاعات خاص خود را دارد.
بویژه اینکه میزان ورودی انواع آگاهی! به ذهن نسل جدید، نه قابل محاسبه است و نه قابل کنترل!!! این موضوع بی آنکه بخواهیم وارد بحث از «درستی یا نادرستی و یا ثمر بخش بودن یا نبودن» آن شویم؛ بیانگر پیشرفت فناوری فکری غرب است.
پیش از این «شیوه ی غالب اندیشیدن، اندیشیدن در قالب فکر پیشینیان بود» یعنی صورت بندی دانایی به معنای «الصاق معلومات پیشینیان به حافظه ی خود و اندیشیدن با هدایت دیگری» بود. ...
امروز نوجوانان و جوانان بر قطار قرن 21 سوار شده اند. مهم ترین ویژگی این زمان، خروج این قطار از ریل! و خدشه در نگاه سلسله مراتبی در شرع مقدس! است.
عدم آشنایی متولیان امور فرهنگی با پیامدهای این فاجعه و تعلل در چاره اندیشی؛ احساس دینداری را سست می کند و ممکن است «به خشونت و بی دینی و هرج و مرج راه بَرد.»
این حقیقتِ تلخ! به معنای گسترش عدم رغبتِ بخش قابل توجهی از فرزندان ایران اسلامی به ادای تکالیف الهیِ زیبایی است که همواره وجود داشته اند و «تجاوز به حقوق مقدس برای نسل های آتی» ارزیابی می شود.
در این موقعیت پر پیچ و تاب؛ وُول خوردن گل های خندان و فرزندان ایران «در بین فرهنگ های مختلف و موقعیت های به سرعت تغییر یابنده» مخاطره ی اندلسیزه andalusization را واقعی تر! می سازد.
موقعیتی که حتی همه ی رمز رازهای مربوط به جنسیت، برای نوجوانان پیش از رسیدن به بلوغ فیزیولوژیکی تفسیر تصویری شده است.
برای توهم گذار از فرایند حیات زیسته و خلل در ویژگی طبیعی "ذکور- اناث" و تبدیل آن به سوپر مارکت تخیلات مشمئز کننده؛ باید فکری نتیجه بخش! کرد ...
چرا که افتتاح فروشگاه دیجی خبیث! که خرید از آن برای عموم حتی نابالغان فکری و نو بالغان جسمی!!! آزاد است؛ به بهانه ی «پدیدار شدن جامعه ای نو و دگرگونی ساختاری در روابط تجربه!(13)» در تغایر با شأن و شرف و مرام و منش ایرانیان است.
نتیجه گیری
هر گونه نقص و زوال و افول، آفتی است که طرز تفکر را به گونه ای دیگر صورت بندی می کند و دقیقا به هم دلیل است که دستگاه فکر نیاز به " توجه/ مراقبه" ی ویژه دارد.
پژوهشگرانِ عرصه ی اندیشه و اجتماع با اعلام این که «زیر گنبد کبود هیچ حادثه ای تازگی ندارد!» بر روی نقش "لوتر وارِ شبکه های اجتماعی" در تکرار تاریخ هم نظر هستند!
اگر منابع معتبر تاریخی؛ آوازه ی مبارزه ی « فقهای مالکی، با کارِ خرید و فروش خمر درملأعام» را به امروز و فردای تاریخ می رسانند؛ از «سیاست اغماض و چشم پوشی» آنها نیز خبرها نقل کرده اند! اتفاقا اکنون در ایران نیز دوربین دیجیتال علاوه بر زوم روی این مبارزه و مفاسدی بسیار بسیار ویرانگرتر! در مواردی اخباری نیز از چشم پوشی و بخشایش و ساخت و پاخت و ... مخابره می کند.
و جغرافیای چنین رویداد های خبرسازی! دارای ماهیتی است که به نظر نمی رسد حتی مجری یکی از برنامه های پر بیننده ی تلویزیون ملی بتواند واژه ای برای توصیف آن پیشنهاد کند. ...
به شهادت تاریخ «اندیشه ها هرگز نمی میرند!(14)» الگوی اندلس نشان می دهد که چگونه:
- ارائه ی تصویر درست از چهره ی زیبای اسلام ناب محمدی(ص)؛
- ترسیم چشم اندازی امید آفرین از خط و مشی سیاسی و نهادهای آن؛
و آینه و عصاره ی فرهنگ و تمدن خراسان و ری و... «بهشت سرزمین های اسلامی» را در شبه جزیره ی اسپانیا [ایپریای آن روز] بنیان گذاشت.
راستی و درستی این نقشه ی راه و سخنِ سرشار از آن را آزاداندیشان به خوبی آزموده اند! و البته «چه دردناک آزمودنی!»
همین پلِ انتقالِ علوم و فرهنگ والای اسلام؛ به سرزمین اروپایی که در جهل و عقب افتادگی مدنی می زیست! بدون تردید امروز نیز ظرفیت غلبه بر بی نظمی تحمیلی بر الهیات سیاسی و عقل معاد و معاش را دارد.
به راستی که شایسته نیست حوزه های مروج «اندیشه ای که از عنایات حق و رمز و رازهای الهی مدد می گیرد[و] برای آگاهی (دل آگاهی) حد و حدود نمی شناسد؛» نگران غم معاد و غم معاشِ نسل نوظهور در ایران اسلامی باشند:
"«داشتن دغدغه ی کمال و خیر عام، بالاتر از هر چیز، توان تمایز گذاری بین خوبی وبدی و تشخیص ترجیحات را به آدمی می دهد(15)» و در جهان موسوم به «حقیقتِ مجازی[نیاز به] حزم و دوراندیشیِ به جا، به وقت و به اندازه دارد!»"
این نگرانی از همان روزی شروع شد که پیچ و مهره ی صفحه ی صاف وب! جایگزین چِفت وبستِ چهار چوب معناسازیِ پیشین گردید. ...
باز گویی یکی از حقایق تلخ معجزه ی مجادله ساز هزاره ی سوم که حتی به همسایه ی دیوار به دیوار بودن با مدرسه و مسجد و محراب نیز رضایت نداد! ره آورد سفرتاریخی به اندلس می تواند باشد!
بر این اساس، آشفتگی پر هیاهو و تأمل (تأثر) برانگیز کنونی در حوزه ی الهیات سیاسی را می توان به بیان « اسلوین» در کتاب اینترنت و جامعه، صفحه 118 « انتقامجویی!» توصیف کرد!
انتقام از اهالیِ شهرِ مجاز و گشت و گذار کنندگان دائمی آن. ...
این انتقام تلخ! در« عزل قاطع خدا با انقلاب فرانسه و اعلام فرا رسیدن دولت سکولار(16)» ریشه دارد.
در این دولت، کارکرد کلیسا نیز تغییر و تحول یافت ... و حتی« افراطی ترین فردگرا یعنی نیچه» پرسش مهمی طرح کرد: «آیا اکنون این کلیساها جز مدفن ها و گورهایی برای خداوندند!(17)»
ضمن نهایت احترام به اعتقادات همه ی مومنین و مومنات در سرتاسر گیتی! تأکید می کنیم که در اینجا منظور کلیسایی است که «ولتر» نیز قبلا نامش را «آن مایه ی ننگ گذاشته بود» و «نیکلاس کار» امروز آن را «کلیسای گوگل!(18)» می خواند.
تاریخ دوره ی اسلامی اندلس و تمدن شکوفای آن همواره موجب افتخار و عظمت ملت های اسپانیا بوده و آثار اسلامی باقی مانده، یکی از مهمترین منابع درآمد از رهگذر صنعت توریسم برای آنها محسوب می گردد!
سخن آخر
سیر قهقرایی سرشت دولت و کاهش اقتدار اسلام در اندلس را «ابن حیان» که تاریخ این دوره را ثبت کرده؛ خاتمه یافتن دولت امویان می داند و «عبدالمجید نعنعی» در کتاب امویان در اندلس، صفحه ی 448 آن را «فتنه ی بزرگ!» توصیف کرده است.
فتنه ای که از رهگذرآن «دولت بر برکه ی آتشفشان قرار گرفت که هر لحظه انتظار انفجار و آتش فشاندن آن می رفت.»
عناصر "آشفته ساز به نام مذهب و مه آلودکننده ی ذهن" که در این برکه و دیگ دهان گشاد! می جوشید در نهایت:
« بحران و مسائل[ی که] از مدت ها پیش در درون جامعه ی اندلس وجود داشت، اما همواره توالی حاکمان رأس هرم سیاسی، آن را پوشیده نگه می داشت. و تبهکاری [ای] را که هر بار خواسته اند گریبان بگیرند، لباس تقدس می زند و خود را به در می برد! »"
را آشکار ساخت.
در همین زمان« اروپا در جهل و تاریکی بسر می برد» اما مسلمانان مشعل علم و تمدن را در دست داشتند. ولی این مسائل و بحران؛ سرانجام موجب شدند تا ناقوس کلیسا جای مؤذن را در مناره ی مسجد در اندلس بگیرد.
اسفناک ترین فصل این داستان عجیب ولی واقعی، مشاهده ی رفاه و زندگانی مجلل حکام و برو بیای این عالِمان شهیر عالَم سیاست و کیاست! به مجالس لهو لعب و ... بود.
این شیوه ی « قمار در محراب!» بهانه ی کافی را برای بعضی از کشیشان متعصب که از عقوبت حکم " سب النبی" در اسلام اطلاع داشتند فراهم کرد. و « خشک اندیشان تعصب پیشه» ی آن روزی را بر آن داشت در کوچه و خیابان عامدانه چنین کنند؛ و از این راه ساده ولی بسیار خطرناک! قاضی را وادار به صدور حکم قتل و اجرای آن سازند ...
در جهان مدرن نیز همه ی آزاداندیشان جهان مشاهده کردند که چگونه به بهانه ی آزادی بیان فرانسه از جاده ی دانمارک سر از بی راهه ی امریکا درآورد، و همین خبط را مرتکب شد...!
هیاهوی جاری در شبکه های اجتماعی نسبت به پوشش بانوان و آزمون طراحی شده از سوی اندیشکده های غربی!!! روی دیگر همین رفتار است و نیاز به اتخاذ سیاست بالغانه دارد.
قصه ی سیر و سفر اَندلُسی! را با برشی از نوشته ی لوتر به سر می رسانیم:
«... در تاریخ جهان فقط چند شهریار خردمند و پارسا وجود داشته اند، شیطان همواره می کوشد شهریاران (بزرگترین ابلهان و فرومایگان روی زمین) را فریب دهد. هیچ کس نباید انتظار زیادی از آنها داشته باشد، به ویژه در مسائل دینی. (عالم؛ تاریخ فلسفه ی سیاسی غرب،عصرجدید و سده ی نوزدهم، ص87)»
منابع و مآخذ
- نورالدین آل علی؛ اسلام در غرب( تاریخ اسلام در اروپای غربی)
- محمدرضا دهشیری؛ بازتاب مفهومی و نظری انقلاب اسلامی ایران ...
- کیت نش؛ جامعه شناسی سیاسی معاصر ...
- فئودور داستایوفسکی؛ تسخیرشدگان
- داریوش شایگان؛ آسیا در برابر غرب
- شاپوررواسانی؛ دولت و حکومت در ایران در دوره ی تسلط استعمار سرمایه داری ...
- یوهان فون گوته؛ فاوست
- ارهارد یار؛ روشن نگری چیست، روشنی یابی چیست؟(نظریه و تعریف ها)
- گئورک زیمل؛ کلانشهر و حیات ذهنی
- سیدجواد طباطبایی؛ زوال اندیشه ی سیاسی در ایران ...
- داود فیرحی؛ روش شناسی دانش سیاسی در تمدن اسلامی
- اروین آی جی روزنتال؛ اندیشه ی سیاسی اسلام(در سده های میانه)
- مانوئل کاستلز؛ عصر اطلاعات ...؛ جلد 3
- حسین بشیریه؛ سیری در نظریه های جدید در علوم سیاسی
- فرهنگ رجایی؛ اندیشه و اندیشه ورزی
- دیوید لایون ؛ پسامدرنیته
- لارنس کهون؛ از مدرنیسم تاپست مدرنیسم
- نیکلاس کار؛ اینترنت با مغزما چه می کند؟
جانباز دکتر سیدمهدی حسینی

















