20 خرداد 1405 / ۲۴ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 103071
چهارشنبه 01 شهريور 1402 , 10:32
چهارشنبه 01 شهريور 1402 , 10:32


شکستی که اسرائیل برای خود ساخت
اسماء خواجهزاده
زمانهای که اراذل بر افاضل مقدم شدهاند
امیرحسین ثابتی
دیپلماسی خارجی در سایه بحرانهای داخلی
علیرضا جائی
خواب سنگین عربی
سید محمدعماد اعرابی
ماشه هرمز
دکتر علیرضا معشوری
همزمانی بحران انتخابات و سرکوب خیابانی
علیرضا رجائی
پایان عصر ذهنهای استعمارزده
محمدرضا الهی
بگرد تا بگردیم!
حسین شریعتمداری
پایان سکوت راهبردی آغاز عملیات «نصر»
حسن رشوند
سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات
علیرضا رجائی
سکوت قانون اساسی یا سوءبرداشت از آن؟
امین اماناللهپور
جنگی که پایانش فقط روی کاغذ اعلام میشود
سیدرضا موسوی فاضل

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

وقتی نوجوان اسیر پسردایی صدام را خشمگین کرد
فاش نیوز - خبرگزاری ایسنا طی گزارشی نوشت: مهدی طحانیان، نوجوان ۱۳ سالهای بود که در جریان مرحله سوم عملیات بیتالمقدس اسیر شد و یک سال بعد حماسه فرهنگی-سیاسی بزرگی را به نام خود در دفتر تاریخ دفاع مقدس ثبت کرد.
این دانشآموز ریزنقش اصفهانی که عراقیها برای تحقیر ایرانیان او را ۶ ساله معرفی میکردند که پاسداران آن را از کودکستان دزدیدهاند، به هنگام اسیر شدن، به مقر فرماندهی ارتش عراق در خرمشهر برده شده بود تا افسران و درجهداران حزب بعث با دیدن جثه نحیف و کوچک او به وجد آمده و در برابر هجوم رزمندگانی که مهیای آزادسازی خرمشهر میشدند، مقاومت کنند، اما با جواب دندانشکن این شیربچه ایرانی به عدنان خیرالله، وزیر دفاع عراق مواجه شدند.
طحانیان هنگامیکه خشم پسردایی صدام را برانگیخت، به بصره برده شد تا با فشار و ارعاب و تهدید، علیه جمهوری اسلامی مصاحبه کند و بنا به درخواست دشمنان میهن بگوید که او را بهزور به جبهه آوردهاند.
اما ماهها بعد در یک جدال فرهنگی حاضر نشد با خبرنگار هندیتبار به خاطر بیحجاب بودن مصاحبه کند و هنگامیکه وی پارچهای بر سر انداخت و پرسید: «آقای صدام حسین، آدم بسیار بشردوستی است؛ خیلی دلش برای شما بچههای کوچک میسوزد. او بارها خواسته شما را آزاد کند، اما رهبر شما آقای خمینی گفته این بچهها مال ما نیستند، آیا این درست است؟ شما الان اینجا در این شرایط به سر میبرید و آنگاه رهبر شما میگوید؛ اینها رزمندههای ما نیستند؟»
مهدی طحانیان بدون ترس از توپ و تشرهای سرهنگ محمودی؛ افسر اردوگاه، به خدا توکل کرد و گفت: «اولاً این سؤال شما سیاسی است، اما ایشان رهبر من است؛ اگر بگوید بروید، ما میرویم و اگر بگوید بایستید، ما میایستیم. هرچه رهبرمان بگوید همان است. نمیدانم این حرفی که شما میزنید درست است یا نه اما چه درست و چه نادرست او رهبر من است.»
سپس خبرنگار هندی از انگیزه آمدن او به جنگ پرسید و اینگونه جواب شنید: «هدف ما حفظ اسلام است. برای اینکه اسلام در خطر بود ما وظیفه داشتیم از اسلام دفاع کنیم.»
باز خبرنگار سؤال کرد که شما آتشبس میخواهید؟ و از مهدی نوجوان شنید که نه ما آتشبس نمیخواهیم ما فقط پیروزی حق علیه باطل میخواهیم.
همشهری و هم سن و سال او؛ علیرضا رحیمی نیز خطاب به آن زن گفته بود:
«ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است / ارزندهترین زینت زن حفظ حجاب است»
پخش این مصاحبه در ایران و دیگر نقاط جهان، انعکاس زیادی داشت و بخشهایی از حقانیت انقلاب و شجاعت پرورشیافتگان مکتب امامخمینی را به جهانیان نشان داد. بهعلاوه صدام و مشاورانش را متقاعد کرد که هیچ فرقی میان پاسداران خمینی و بسیجیهای نوجوان ایرانی وجود ندارد و همگی در راه دفاع از آرمانها و اعتقادات خویش مصمم و پایدار هستند.
منبع: کیهان


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد
















آیا فرقی بین کهنه سربازان دفاع مقدس ومدیران وجوندارد؟
آیا ایثارگرانی که پله ی صعود مدیران شده اند به حق قانونی خودرسیده اند؟
آیا به عنوان جمعیت مازاد وسربار جامعه ازدیدگاه مدیران شناخته نمی شوند؟
فاصله ی شعار تا عمل درزمینه خدمت رسانی به ایثارگران چقدراست؟
این فاصله هرچقدر باشد مقیاس سنجشی برای عملکرد مسولین دربرابر ایثارگران است.