07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 103616
یکشنبه 26 شهريور 1402 , 11:35
یکشنبه 26 شهريور 1402 , 11:35


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


خدا قبول کند...
فاش نیوز - داشت با عجله نمازش را میخواند. پیرمرد دل تو دلش نبود. منتظر بود که نمازش را تمام کند و یقهاش را بگیرد و بگوید: مرد حسابی! این چه طرز نماز خواندن است؟ مگر دنبالت کردهاند؟
وقتی نمازش را سلام داد، جلو رفت تا تصمیمش را عملی کند. نگاهشان به هم گره خورد. انگار دو کاسه خون را دیده باشد خودش را عقب کشاند؛
- استغفرو الله...
نگاهش مهربان شد و آرام با خودش، گفت؛
- همان لذت عبادی که به این جوان دادهای را به من عنایت کن...
***
عملیات تازه تمام شده بود و خط آرام. پشت دامنه بلند خاکریز مملو از مجروحین عملیات بود و پیرمرد برای کمک به حمل مجروحین جلو آمده بود. صدای ناله ضعیفی از میان مجروحین به گوشش رسید؛
- الهی من لی غیرک...
میان بدنهای افتاده در خاک، به دنبال صاحب صدا گشت. جوانی مجروح صورت به خاک گذاشته بود و نجوا میکرد. وقتی او را بلند کرد که به عقب حمل کند، یکه خورد و رعشه به جانش افتاد همان جوانی بود که قبل از عملیات دیده بود و میخواست یقهاش را بگیرد. صورتش را نگاه کرد، غرق خون بود و چشمانش تهی...
*ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان

















