20 شهريور 1405 / ۲۸ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 104062
یکشنبه 09 مهر 1402 , 10:01
یکشنبه 09 مهر 1402 , 10:01


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

علمدار
فاش نیوز - عجیب است. امروز نه من تاب نوشتن دارم و نه قلم. انگار هردوتایمان گیج هستیم و متحیر. اینجا دریایی از نور مقابل ماست. من ذهنم پر از حرف نگفته است و قلم واژههای ننوشتهای را بر در میکشد. حتماً ستاره امروزم کمک خواهد کرد تا باری از روی دوشم برداشته شود و کلمات و واژهها شکل بگیرند و با نگارش آنها هم قلم تهی شود و هم ستارهای دیگر بدرخشد. متحیر میشوم و میپرسم؛ آیا اجازه خواهی داد که برایت بنویسم که در سرم چه میگذرد.
میگویند علاقهمند درس و تحصیل بودی و برای درس خواندن خودت را به آب و آتش میزدی تا به کلاس درس برسی، پس چه شد که دل کندی و درس و مشق را رها کردی و خاک جبهه شاهد قدمزدن و رزم بی امانت شد. شاید شنیده بودی که جبهه را دانشگاه جنگ خوانده بودند و تو در تکاپوی پاس کردن درسهای عملی عشق، رزم و ایثار بودی و مهیا شدی برای دفاع از پایاننامهات، در لابهلای دفاع از وطن و ناموس و چه خوب درسهای عملی و نظریات را پاس کردی. تو را می گویم؛ سیدمجتبی. تویی که یازدهم دی ۱۳۴۵ در شهرستان ساری چشم به جهان گشودی و در ۱۷ سالگیات به عضویت بسیج درآمدی. آری، سید بسیجی شد و برای گذراندن دوره آموزشی به پادگان منجیل رفت و پس از چندی با مسئولیت گروهان سلمان از گردان مسلم به منطقه اعزام شد.
علمدار با حضور در عملیاتهای کربلای ۱، کربلای ۵، کربلای ۸ و ۱۰، والفجر ۸ والفجر ۱۰ چندین بار مجروح شد و تنها میتوانم بگویم؛ در تاریخ ۱۷/ ۴/ ۱۳۶۶ ملبس به لباس مقدس سپاه شد و پس از پایان جنگ در واحد اطلاعات عملیات لشکر ۲۵ کربلای ساری مشغول به خدمت گردید.
سیدمجتبی، عمرش را وقف مداحی کرد و با عشق به امام حسین(ع) و امام زمان(عج) و ارادت به امام حسن مجتبی(ع) همیشه به ذکر مدح و مصیبت این بزرگواران میپرداخت و علمدار هیئت و مداحی بود .
آری تو در طول دوران دفاع مقدس بر اثر مجروحیتهای مختلف طحال، بخشی از روده خود را از دست داده بودی و به دلیل میگرن عصبی و میکروبی که در گلویت وجود داشت رنج می بردی و سرانجام، دی سال ۱۳۷۵به دلیل جراحات شیمیایی در قسمت «ایزوله» بیمارستان بستری شدی و در تاریخ 11 دی ۱۳۷۵ هنگام اذان مغرب بعد از یک هفته بیهوشی کامل چشم گشودی و شهادتین را زمزمه کردی و به شهادت رسیدی .
آری تو! مجتبی علمدار؛ ستارهای شدی که نشاندهنده راه باشی و چه سعادتی نصیبت گردید.
* ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















