22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 104062
یکشنبه 09 مهر 1402 , 10:01
یکشنبه 09 مهر 1402 , 10:01


منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

علمدار
فاش نیوز - عجیب است. امروز نه من تاب نوشتن دارم و نه قلم. انگار هردوتایمان گیج هستیم و متحیر. اینجا دریایی از نور مقابل ماست. من ذهنم پر از حرف نگفته است و قلم واژههای ننوشتهای را بر در میکشد. حتماً ستاره امروزم کمک خواهد کرد تا باری از روی دوشم برداشته شود و کلمات و واژهها شکل بگیرند و با نگارش آنها هم قلم تهی شود و هم ستارهای دیگر بدرخشد. متحیر میشوم و میپرسم؛ آیا اجازه خواهی داد که برایت بنویسم که در سرم چه میگذرد.
میگویند علاقهمند درس و تحصیل بودی و برای درس خواندن خودت را به آب و آتش میزدی تا به کلاس درس برسی، پس چه شد که دل کندی و درس و مشق را رها کردی و خاک جبهه شاهد قدمزدن و رزم بی امانت شد. شاید شنیده بودی که جبهه را دانشگاه جنگ خوانده بودند و تو در تکاپوی پاس کردن درسهای عملی عشق، رزم و ایثار بودی و مهیا شدی برای دفاع از پایاننامهات، در لابهلای دفاع از وطن و ناموس و چه خوب درسهای عملی و نظریات را پاس کردی. تو را می گویم؛ سیدمجتبی. تویی که یازدهم دی ۱۳۴۵ در شهرستان ساری چشم به جهان گشودی و در ۱۷ سالگیات به عضویت بسیج درآمدی. آری، سید بسیجی شد و برای گذراندن دوره آموزشی به پادگان منجیل رفت و پس از چندی با مسئولیت گروهان سلمان از گردان مسلم به منطقه اعزام شد.
علمدار با حضور در عملیاتهای کربلای ۱، کربلای ۵، کربلای ۸ و ۱۰، والفجر ۸ والفجر ۱۰ چندین بار مجروح شد و تنها میتوانم بگویم؛ در تاریخ ۱۷/ ۴/ ۱۳۶۶ ملبس به لباس مقدس سپاه شد و پس از پایان جنگ در واحد اطلاعات عملیات لشکر ۲۵ کربلای ساری مشغول به خدمت گردید.
سیدمجتبی، عمرش را وقف مداحی کرد و با عشق به امام حسین(ع) و امام زمان(عج) و ارادت به امام حسن مجتبی(ع) همیشه به ذکر مدح و مصیبت این بزرگواران میپرداخت و علمدار هیئت و مداحی بود .
آری تو در طول دوران دفاع مقدس بر اثر مجروحیتهای مختلف طحال، بخشی از روده خود را از دست داده بودی و به دلیل میگرن عصبی و میکروبی که در گلویت وجود داشت رنج می بردی و سرانجام، دی سال ۱۳۷۵به دلیل جراحات شیمیایی در قسمت «ایزوله» بیمارستان بستری شدی و در تاریخ 11 دی ۱۳۷۵ هنگام اذان مغرب بعد از یک هفته بیهوشی کامل چشم گشودی و شهادتین را زمزمه کردی و به شهادت رسیدی .
آری تو! مجتبی علمدار؛ ستارهای شدی که نشاندهنده راه باشی و چه سعادتی نصیبت گردید.
* ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















