04 آبان 1405 / ۱۴ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 104062
یکشنبه 09 مهر 1402 , 10:01
یکشنبه 09 مهر 1402 , 10:01


صلحطلبی بدون شناخت، دام استعمار است
محمدرضا الهی
امتِ مبعوث؛ از مکتب فاطمی تا امید اجتماعی و انسجام ملی
سیدرضا موسوی فاضل
روایت خوندلهای مسیر تکوین
مهدی فضائلی
ضرورت اصلاح ساختار حراست دستگاهها
رضا علامهزاده
خیابان در مصاف
سعدالله زارعی
فاطمه عزیز! از امت خود راضی شدید؟
حسین شریعتمداری
وقتی نقاب از چهره اروپا افتاد
مسعود اکبری
نشانههای نزدیک شدن به «لحظه صفر»
مهدی محمدی
ورزش؛ میدان آزمون ایمان و اراده
علیرضا دبیر
ترفند دشمن برای تغییر ریل انقلاب از طریق تعامل
محمدرضا سابقی
زنگ امتحان مسئولان
سید محمدعماد اعرابی

زندگی را برای فردا نگذاریم
علیرضا رجائی
گفت: میشه باهام حرف بزنید؟!
محمدرضا سابقی
روز پرستار به بانویی که سالهاست بیوقفه پرستار من است مبارک!
علیرضا ضابطی سیستان
در وصف شهید شیر علی سلطانی
ابوالقاسم محمدزاده

علمدار
فاش نیوز - عجیب است. امروز نه من تاب نوشتن دارم و نه قلم. انگار هردوتایمان گیج هستیم و متحیر. اینجا دریایی از نور مقابل ماست. من ذهنم پر از حرف نگفته است و قلم واژههای ننوشتهای را بر در میکشد. حتماً ستاره امروزم کمک خواهد کرد تا باری از روی دوشم برداشته شود و کلمات و واژهها شکل بگیرند و با نگارش آنها هم قلم تهی شود و هم ستارهای دیگر بدرخشد. متحیر میشوم و میپرسم؛ آیا اجازه خواهی داد که برایت بنویسم که در سرم چه میگذرد.
میگویند علاقهمند درس و تحصیل بودی و برای درس خواندن خودت را به آب و آتش میزدی تا به کلاس درس برسی، پس چه شد که دل کندی و درس و مشق را رها کردی و خاک جبهه شاهد قدمزدن و رزم بی امانت شد. شاید شنیده بودی که جبهه را دانشگاه جنگ خوانده بودند و تو در تکاپوی پاس کردن درسهای عملی عشق، رزم و ایثار بودی و مهیا شدی برای دفاع از پایاننامهات، در لابهلای دفاع از وطن و ناموس و چه خوب درسهای عملی و نظریات را پاس کردی. تو را می گویم؛ سیدمجتبی. تویی که یازدهم دی ۱۳۴۵ در شهرستان ساری چشم به جهان گشودی و در ۱۷ سالگیات به عضویت بسیج درآمدی. آری، سید بسیجی شد و برای گذراندن دوره آموزشی به پادگان منجیل رفت و پس از چندی با مسئولیت گروهان سلمان از گردان مسلم به منطقه اعزام شد.
علمدار با حضور در عملیاتهای کربلای ۱، کربلای ۵، کربلای ۸ و ۱۰، والفجر ۸ والفجر ۱۰ چندین بار مجروح شد و تنها میتوانم بگویم؛ در تاریخ ۱۷/ ۴/ ۱۳۶۶ ملبس به لباس مقدس سپاه شد و پس از پایان جنگ در واحد اطلاعات عملیات لشکر ۲۵ کربلای ساری مشغول به خدمت گردید.
سیدمجتبی، عمرش را وقف مداحی کرد و با عشق به امام حسین(ع) و امام زمان(عج) و ارادت به امام حسن مجتبی(ع) همیشه به ذکر مدح و مصیبت این بزرگواران میپرداخت و علمدار هیئت و مداحی بود .
آری تو در طول دوران دفاع مقدس بر اثر مجروحیتهای مختلف طحال، بخشی از روده خود را از دست داده بودی و به دلیل میگرن عصبی و میکروبی که در گلویت وجود داشت رنج می بردی و سرانجام، دی سال ۱۳۷۵به دلیل جراحات شیمیایی در قسمت «ایزوله» بیمارستان بستری شدی و در تاریخ 11 دی ۱۳۷۵ هنگام اذان مغرب بعد از یک هفته بیهوشی کامل چشم گشودی و شهادتین را زمزمه کردی و به شهادت رسیدی .
آری تو! مجتبی علمدار؛ ستارهای شدی که نشاندهنده راه باشی و چه سعادتی نصیبت گردید.
* ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


از مشهد تا جبهههای والفجر
فاطمه یزدانی
خنده در آغوش شهادت
زهرا نادی
سردار شهیدی که جاودانه شد
علیرضا ضابطی سیستان
دفاع از حقالناس و طلب شهادت
نسرین سماعی یکتا















