شناسه خبر : 104134
چهارشنبه 12 مهر 1402 , 09:00
اشتراک گذاری در :

یک بغل عشق، هدیه جانبازان ویلچری به جانبازان اعصاب و روان

چشمشان که به جانبازان ویلچری می افتد، با صدای بلند ابتدا برای سلامتی رهبری و سپس برای سلامتی جانبازان صلوات می فرستند...

فاش نیوز - در سالروز میلاد حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و امام جعفرصادق(ع) بیمارستان روانپزشکی نیایش میزبان تعدادی ازجانبازان نخاعی ویلچری بود.

به مناسبت جشن میلاد پیامبراکرم(ص) و امام جعفرصادق(ع) تعدادی از جانبازان نخاعی ویلچری ورزشکار عضو باشگاه بقیه الله تهران با حضور در بیمارستان روانپزشکی نیایش، ضمن بزرگداشت این عید بزرگ، با جانبازان اعصاب و روان این مرکز دیدار و در فضای صمیمی گفت وگو کردند.

به گزارش خبرنگار ما، بنا به تجربه چندساله که در بازدید از اینگونه مراکز آسایشگاهی، معمولا مسئولان مربوطه نه تنها همکاری مثمرثمری با بازدیدکنندگان و خبرنگاران ندارند بلکه موشکافانه حرکات آنها را رصد کرده و حتی خط قرمزهایی را هم یادآور می شوند که ناخودآگاه دستمان را از ابتدای امر می بندند، اما حایز اهمیت آن که برخورد بسیار خوب و منطقی ریاست بیمارستان روانپزشکی نیایش و همچنین، پزشکان، مدیران و پرسنل محترم این مرکز، فضا را برای گرفتن یک گزارش مطلوب فراهم نموده بود که برخود لازم می دانیم در همین ابتدای گزارش از تک تک این عزیزان تشکر و سپاس ویژه ای داشته باشیم.

فرخنده میلاد پیامبراکرم(ص) و امام جعفرصادق(ع) فرصت بسیار به جایی بود تا جانبازان ورزشکار نخاعی و ویلچری که همواره در امور خیرخواهانه و خداپسنداندانه یدطولایی دارند و از هر فرصتی برای دیدار از همسنگران  و همرزمان دوران 8 سال دفاع مقدس، استفاده می کنند، این بار نیز با یک برنامه ریزی از پیش تعیین شده قرار دیدارشان از جانبازان بیمارستان روانپزشکی نیایش را به ساعت 10 صبح روز سه شنبه 11 مهرماه و مقابل درب ورودی آسایشگاه معطوف کنند.

هنوز نیم ساعتی به زمان تعیین شده مانده که یک یک جانبازان ویلچری از راه می رسند و هنوز جمع شان کامل نشده که ریاست محترم بیمارستان به همراه یکی دوتن از مدیران و پرسنل در کنار جانبازان ویلچری قرار می گیرند و ضمن تشکر و ابراز خرسندی از این حضور و دیدار فرخنده با جانبازان اعصاب و روان، با تعارفات اولیه جانبازان ویلچری را به داخل مجموعه هدایت می نمایند.

پا به محوطه آسایشگاه می گذاریم. گویا جانبازان داخل آسایشگاه نیز از اینکه جانبازان ویلچری به دیدارشان آمده اند مطلع شده اند که دریک صف مرتب و منظم، برای استقبال و خوشآمدگویی به همرزمان دیروزشان آمده اند. هنوزهم حسن میهن پرستی دارند و عشق به ولایت حرف اول و آخرشان است. چشمشان که به جانبازان ویلچری می افتد، با صدای بلند ابتدا برای سلامتی مقام معظم رهبری و سپس برای سلامتی جانبازان صلوات می فرستند. به راستی که لحظات این دیداردر قالب کلمات نمی گنجد. همسنگران روزهای سخت، امروز یکپارچه شور و عشق و احساس شده اند.

با دیدن یکدیگر لب هاشان به لبخند گشوده می شود. صمیمانه و به گرمی با هم دست می دهند و برادرانه یکدیگر را به آغوش می کشند. به حقیقت زلالند و بی آلایش. دور ویلچرها حلقه می زنند و برخی هم اصرار دارند که پشت ویلچری را بگیرند و هدایتشان کنند. گاهی هم بعضی هایشان خواسته ای دارند، خواسته هایی از نوع کمی عجیب و بامزه.

یکی شان از جانباز ویلچری می خواهد تا موی سرش را با انگشتان دستش ماساژ دهد و او لذت ببرد! و چه زود خواسته اش به اجابت می رسد! تعدادی هم پتو را روی سرکشیده، یا خوابند و یا خود را به خواب زده اند. هرچه هست از این همi صفا، اخلاص و مهربانی و البته "مظلومیت" و صد البته "اجحاف" درحق این بندگان مخلص خدا، هوای قلبم بارانی می شود و عنقریب است که چشمانم را به اشک بنشاند، اما از آنجایی که به خود قول داده ام، به ناچار صبوری پیشه می سازم. جانبازان بستری در این آسایشگاه از اینکه بیش از گذشت چهل و اندی سال هنوز همقطارانشان آنها را فراموش نکرده و به دیدارشان آمده اند بسیار شادمانند و خطاب به آنها می گویند: "ما را شرمنده کردید، ما باید به دیدارتان می آمدیم" و از مرام و معرفتشان است که مرا نیز "خواهرم" خطاب می کنند و این "حیا"ی شان در گفتار، چقدر زیبا و دلنشین است.

یکی از زیباترین بخش این دیدار، مشاهده دوربین عکاسی"بانوی روابط عمومی" بیمارستان است که همه را به تکاپو و هیجان می کشاند. با خود می اندیشم چقدر کم توقع! که با چندین عکس ساده حال دلشان خوب و روبه راه می شود. عکس های یادگاری گروهی و دونفره با رییس بیمارستان تا جانبازان نخاعی و پرسنل مرکز، که به گمانم دوربین عکاس، صدها فِریم ثبت کرده باشد، آن هم عکس هایی که شاید حتی خود آنها آن را نبینند و همین گزارش را نخوانند!

برخورد متواضعانه دکتر "نجارزادگان" به عنوان ریاست این مرکز روانپزشکی با تک تک جانبازان این آسایشگاهدیدنی است، آنجا که احساس صمیمیت و حس مسئولیت پذیری ایشان نسبت به جانبازان این آسایشگاه، ناخواسته نگاه هارا به سمت خود می کشاند.
فرصتی می یابم تا با ایشان درباره وضعیت این مرکز گفت و گویی داشته باشم: دکتر"نجارزادگان" اظهارمی دارد: این آسایشگاه با ظرفیت 140 تخت دایر میباشد که درحال حاضر به علت بازسازی یکی از بخش ها و ایمن سازی بیشتر آن، با 110 تخت درخدمت این عزیزان جانباز هستیم. وی ادامه می دهد: 30 درصد جانبازان این مرکز دائمی هستند و سالهاست در این مرکز نگهداری می شوند و مابقی بیماران در زمان نیاز به این مرکز انتقال داده می شوند.
دکتر نجارزادگان در مورد امکانات مورد استفاده بیماران بستری در این مرکز با اشاره به "کاردرمانی" در زمینه "چرم" و همچنین "نجاری" تا مرحله استادکاری، توضیحاتی ارائه می دهد و سپس با اشاره به سالن "ورزش" جانبازان اعصاب و روان به نکات قابل توجهی اشاره کرده و می گوید: در بحث ورزش، امکانات سالن ورزشی این مرکز میز پینگ پنگ، فوتبال دستی، تردمیل را شامل می شود که خوشبختانه استقبال خوبی از سوی جانبازان را شاهد هستیم به طوری که جانبازان باستانی کار و بدنساز قهرمان داریم که تمایل دارند ورزش را به طور جدی دنبال و تمایل دارند آن را در استخر و سالن های ورزشی دیگر هم تجربه نمایند. رییس مرکز روانپزشکی نیایش علاوه بر این، دیگر نیازهای ورزشی و غیروزشی جانبازان این مرکز را اینگونه برشمرد: مسئولان سایر امکانات ورزشی نظیر استخرها و مراکز آب درمانی بیشتری را در اختیار مجموعه ما قرار بدهند. البته درخواست بسیاری برای استفاده از استخر از سوی جانبازان اعصاب و روان مطرح می شود که البته ما ملاحظاتی ایمنی جانبازان را هم در نظر می گیریم و تمهیداتی را هم در نظر داریم که با درنظر گرفتن این تمهیدات امیدواریم که این امور مورد پیگیری و اهتمام مسئولان قرار بگیرد.

 رئیس بیمارستان در ادامه اضافه می کند: مسئله بعدی اردوهای ویژه جانبازان است بخصوص جانبازان اعصاب و روان که به واقع مظلومترین قشر جانبازان هستند، چرا که این جانبازان به لحاظ روحی و روانی شرایط پایداری ندارند و نیاز به اردوهای ورزشی، تفریحی و زیارتی بیشتری دارند و خاطرنشان می سازد بسیاری از جانبازان هستند که سالهاست به یک سفر سیاحتی زیارتی نرفته اند و نکته بعدی "دیده شدن" این افراد از سوی جامعه است. درب های این آسایشگاه با کمال میل بر روی اقشار مردم و موسسات مختلف که در راستای مسئولیت اجتماعی فعالیت می کنند باز است، ضمن اینکه یادمان نرود تک تک این عزیزان زمانی که به جبهه رفته بودند جوان برومندی بودند که بر اثر موج انفجار و شدت جراحت سخت و سنگینی که بر آنها عارض شده امروزه بسیاری از خانواده ها توان نگهداری آنها را در منزل (نه اینکه نخواهند) ندارند. برای مثال همسر این عزیزان به ما مراجعه کرده و اعلام می کند بارها از سوی همسر مورد ضرب و شتم قرارگرفته که دست خودش هم نبوده،بنابراین لازم هست که سازمانهای مختلف پای کار بیایند وهرکدام به هر طریقی که می توانند مشکل را حل نمایند.
 
نکته بعدی که رییس بیمارستان روانپزشکی نیایش به آن می پردازد که البته قابل تامل نیز هست اختلالی به نام "بیمارستان زدگی" است، یعنی جانبازانی که سالها در بیمارستان بستری هستند، قوه شناختی آنها شدید افت پیدا می کند، بنابراین تعامل با جامعه برای این عزیزان لازم است.
مهمترین و آخرین نکته ای که دکتر نجارزادگان یادآور می شود آن است که در زمینه "درصد بندی" جانبازان اعصاب و روان اجحاف صورت گرفته است.
گفت و گویمان با آقای دکتر "نجارزادگان" که به اینجا می رسد بسیاری از جانبازان که از ابتدای گفت وگو کنارمان بودند، سرِ درد دلشان باز می شود.
یکی از جانبازان مشتش را نشانم می دهد که انگشتانش کبود شده است. می گوید: "دیروز از بس عصبانی شدم مشتم را به دیوار کوبیدم". دکتر"نجارزاده"در ادامه صحبتهای این جانباز گرانقدر می گوید: این جانباز عزیز ما به لحاظ منش، بسیار بزرگوار هستند ولی متاسفانه جانبازی که دچار آسیب می شود ولو 30سال قبل، به ناگهان تجربه موج انفجار یک آن برایش تداعی و از خود بیخود می شود. بخاطر همین خانواده نیز یک سری معذوریت ها در نگهداری دارند. مشکل اصلی این عزیزان که حالا دیگر پا به سن گذاشته اند، داشتن داماد و عروس و نوه است. این عزیزان همه آبرومندند.
وی در این رابطه به ذکر خاطره ای می پردازد که دل هر انسانی را می لرزاند: همین شب عید گذشته به یکی از این عزیزان گفتم "حاجی چرا شب عید خانه تان نمی روی"؟ گفت روی رفتن ندارم. پولی ندارم که عیدی به نوه هایم بدهم!
این مدیردلسوز تاکید کرد: جانبازان اعصاب و روان بزرگترین و مظلومترین قشر جانبازان هستند. جانبازان این مرکز درخواست برگزاری کمیسیون پرشکی را دارند که امیدواریم با پیگیری رسانه ها به نتیجه برسد. ایشان به عنوان مدیر این مجموعه می گوید: "بنیاد" از ما و کادر درمان اعصاب و روان این مرکز بخواهد تا در کمیسیون ها شرکت کنیم و نظر واقعی بدهیم تا حقی از جانباز ضایع نشود. اینجا جانبازانی هستند که با داشتن مشکلات روحی و روانی فراوان، تنها 5درصد جانبازی دارند و در حقشان اجحاف شده است. امیدواریم کمیسیون پزشکی این جانبازان مجدد برگزار و درصد واقعی برای این عزیزان لحاظ شود.
وی درر پایان این گفت و گو  با بیان این مطلب که: متاسفانه موسساتی که این عزیزان در آن کار می کنند هم درحق آنان اجحاف می کنند. این جانبازان باید حالت اشتغال داشته باشند و اگر قرار است چند روزی هم درخانه نگهداری شوند، حق پرستاری برای آنان درنظر گرفته شود، ادامه داد مشکلات معیشتی این قشر از جانبازان بغرنج است، جانباز اعصاب و روان به ظاهر سالم است اما از درون کوهی از مشکلات دارد.
صحبتهای مان با آقای دکتر تقریبا به انتها رسیده، یکی از جانبازان که درسکوت به حرفهایمان گوش داده می گوید: من هم جانباز اعصاب و روان و هم شیمیایی هستم با 32ماه سابقه جبهه. همسرم شاغل است. دست خودم نیست چند روزی که به منزل می روم زندگی را چنان برای خانواده ام تلخ می کنم که آنها دوباره مرا به اینجا برمی گردانند. و در ادامه حقیقت تلخی را بیان می کند.
او می گوید: با این حال به همسرم می گویم به هیچکس نگویید که من بیمارستان روانی بستری هستم! چرا؟ چون ما دختر داریم و اگر کسی بفهمد که پدر دختر روانی است... بخاطر همین گفته ام به هیچکس چیزی نگوید... و گریه امانش نمی دهد.
جانباز دیگری از راه می رسد می گوید: پسرم به من می گوید بابا چرا تو هیچوقت نمی خندی؟ می گویم دست خودم نیست... و راهش را می کشد و می رود.
یکی دیگر از جانبازان نیز می گوید: بنیاد شمشیر را از رو برای جانبازان بسته. هر وقت که می رویم یا درصدمان را کم می کنند و یا همان درصد قبلی را به ما می دهند. به مسئولان کمیسیون ها هم توصیه کرده اند درصد اینها را بالا نبرید. چرا که هزینه بر هستیم.
آن دیگری به لباس بیمارستانی که برتن دارد اشاره می کند و رو به من می گوید: خواهرم به ظاهر ما نگاه نکن. من زمانی "تکاور" بودم و امروز....و در افکار خود غرق می شود.
درد دلها بسیار است و زمان کم. به ناچار از تک تک شان خداحافظی می کنم اما قول می دهم که خواسته هایشان را بنگارم، بلکه چشم بینا و گوش شنوایی پیدا شود.
خودم را به سالن ورزش می رسانم. اطاق ورزشی که با ورود جانبازان ویلچری رنگ و بوی نشاط می گیرد. بساط فوتبال دستی و پینگ پنگ روبه راه است. جانبازان میزبان و میهمان خیلی زود "هم تیمی"می شوند و با هر گل، فریادهاشان فضا را مملو از شور و هیجان می کند. تک تک بیماران این آسایشگاه عجیب مهربان اند و نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت می کنند که این خصلتشان بسیار ستودنی است و این را از خواسته جانبازی درک کردم که وقتی شور و نشاط را برچهره دوستانش می بیند به آرامی مرا صدا می کند و می گوید: " خواهرم! تو را به خدا هرچند وقت یکبار به اینجا بیایید و بچه ها را از تنهایی درآورید" و من با شنیدن این جمله و این توقع کم، با بغض، سر ارادت و تعظیم در برابرش فرود می آورم.
 
در این میان بودند جانبازانی که به دور از هیاهوی امروز، تنها مونس شان نخ سیگاری بود که در میان انگشتان نحیفشان جاخوش کرده بود و در امتداد دود آن، شاید سری به گذشته شان می زدند. لحظات خداحافظی باجانبازان اعصاب و روان که درمحوطه بیرونی جمع شده اند فرا می رسد. یکی از جانبازان هنرمند آسایشگاه، به نشان قدردانی هنر دست ساز خود را که با قطعات چوب، "صندلی راحتی" کوچک و بسیار زیبایی را خلق کرده به یکی از جانبازان ویلچری هدیه می دهد و او نیز قول می دهد این هدیه ارزشمند اهدایی را در سالن ورزش "باشگاه جانبازان شهید" به یادگار بگذارد تا همگان از آن بهره ببرند.
با آنکه از آنها خداحافظی می کنیم اما لطف بی دریغ این دوستان پایانی ندارد. یکی دو تن از آنان میزبانی را در حق میهمانان تمام می کنند و ویلچر جانبازان را تا طبقه آسایشگاه بانوان هدایت می کنند که در نوع خود واقعا ارزشمند و ستودنی است. آخرین مرحله نیز، دیدار جانبازان ویلچری با جانبازان نخاعی "بخش هاجر" بیمارستان نیایش میباشد که متاسفانه غیر از جانباز نخاعی گردنی دکتر" نسیم چنگایی" بقیه جانبازان یا به مرخصی رفته اند و یا برای انجام امور خود حارج از آتجا هستند. خانم دکتر چنگایی مدتی است که در بخش "هاجر" آسایشگاه بانوان این مرکز اقامت و مسئولیت انجا را بر عهده دارد و این موضوع که برادران جانبازان ویلچری و البته نخاعی تصمیم دارند برای دیدار و تبریک این عید به ایشان سری بزنند اعلام رضایت و موافقت کرده است.
پذیرایی گرم و صمیمانه این بانوی جانباز با رونمایی از تابلو نقاشی سیاه قلمی در سبک رئال، که توسط این بانوی هنرمند ترسیم شده، انهم با حضور ریاست محترم مرکز روانپزشکی نیایش، مدیران این مجموعه وهمچنین جانبازان ویلچری و دو عزیز جانباز اعصاب و روان حال و هوای خاصی را به فضا می دهد و لحظات بسیار خوب و دلچسبی برای همه ما رقم زده می شود. تابلویی به واقع زیبا که حاصل تلاش جانباز نخاعی خانم چنگایی میباشد، جانبازی که دستان نحیف و به ظاهر ناکارآمد را به ظرافت تمام در غالب یک اثر هنری زیبا به رخ همگان کشیده است.
 
دل کندن جانبازان نخاعی از همسنگران و همرزمان دیروزشان که اکنون در مظلومیت تمام در کنج یکی از بیمارستانها زندگی می کنند بسیار سخت است و بااینکه مدیران آسایشگاه و خود جانبازان اعصاب و روان اصرار دارند تا ناهار را در کنار آنها باشند، ولی به رسم "میهمان" از میزبانان مهربان خود رخصت می خواهند تا در دیداری دیگر، که قول آنرا از پیش گرفته اند، ناهار و برگزاری مسابقات ورزشی بین جانبازان آن مرکز را در کنارشان باشند، محیط سرشار از عشق بیمارستان نیایش را ترک و با بدرقه مدیر و پرسنل زحمتکش آن بیمارستان راهی محیط شلوغ، آلوده و فراموشکده خیابان های تهران می شوند.
گزارش: صنوربر محمدی
عکس: جانباز محسن الله دادی
اینستاگرام
سلام خیلی عالی بود. متاثر شدم از اینکه دوستان جانبازمون اینقدر مشکل دارن. از رییس بیمارستان صمیمانه متشکرم که همرزم های مارا تیمار و رسیدگی میکنند.
ماشاالله به گزارشگر و عکاس
دست همه عزیزانی که رفتند برای ملاقات جانبازان اعصاب و روان دست شان درد نکند .
یکی از دوستان می گفت لبخندی که روی لب جانبازان اعصاب و روان می نشیند همانا انگار لبخند خداوند هست
یک دنیا عشق یک دنیا محبت اما همیشه در هفته جانبازان به دیدار حق می روند روحشان شاد هر موقع خبر گذاری فاش نیوز را نگاه می کنم می نویسد جانباز دوران دفاع مقدس به شهادت رسید انشاءالله شاهد فراهم شدن امکانات خوب برای جانبازان و ایثارگران باشیم چون اگر این شیر مردان نبودن کشور اسلامی ایران نبود مسولان جدید بفکر جامعه ایثارگران و.جانبازان باشید دنیا ارزشی ندارد همگی رفتنی هستیم بفکر آخرتان باشید والسلام مرگ بر اسرائیل جنایتکار
سلام ودرود خدا قوت به عزیزانی زحمت کشیدن و غم دل جانبازان بزرگوار را به تصویر دوربین وقلم کشیدن. دل آدم کیاب میشه از رنجشان، چقدر ما به اینها مدیونیم
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi