22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 106021
دوشنبه 06 آذر 1402 , 11:17
دوشنبه 06 آذر 1402 , 11:17


منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

دوباره خواهد رویید
فاش نیوز - سالهاست باغهای زیتون و مزارع حیفا بهار و تابستان را تجربه میکنند. هرچند در اسارت و حاصلشان به یغما میرود؛ اما هنوز نفس میکشند و شاخههای زیتون در باد حوادث میرقصند. هرچه بر تنههای تنومند زیتون تبر زدند و زخمیاش کردند. اما جوانه زد و دوباره رویید، تنومند شد و نفسهای امید دمید و موج برخواست، موج برخاست و از دامنه مدیترانه به سوی غاصبان آب و خاک نشانه رفت و فریاد آزادی و ایستادگی در مقابل دژخیم صهیونیست بلند شد و طوفان به پا کرد. کودک و بزرگ، پیر و جوان فریاد زدند: «القدس لنا.... القدس لنا...»
زیتونها و لیموهای تازه رسته را سر بریدند و تبر زدند؛ اما کودکان، در سایه شاخههای شکسته و نهالهای زخمی روییدند، پسرها قامت کشیدند و در اوج ظلم صهیونیستها رشید شدند و تفنگ به دست گرفتند و دخترها مادر شدند و در دامنشان جنگاور تربیت کردند تا فریاد بزنند؛ القدس و لنا و لا لصهیون...
پسرها مرد شدند و دخترها مادر و کودکانشان در دل سیاهیها جهاد آموختند و رسم آزادگی. اما دشمن تا بن و دندان مسلح و حامیانش، بازیهای کودکانه را تاب نیاوردند و از حسادت بالا و پایین پریدنِ شادمانه آنها، میان باغهای زیتون و لیمو، کینه به دل گرفتند و شادی را با بمبهای فسفری و مخرب از آنان گرفتند. همانگونه که سالیان سال سرزمینشان را گرفته بودند و آزادی را به اسارت در آورده بودند.
پسر بچه است که باید میان کوچهها و مزارع بدود اما، دویدن را گرفتند و خانهاش را ویران و باغها را آتش زدند. دختر بچه است دیگر؛ باید ناز کند و کسی باشد که نازش را بخرد. اما دخترها و پسرهای فلسطینی، در دِل سیاهیها و زشتیهای جنگ و بمباران دشمن، هنوز نفس میکشند. پسرها مشق مبارزه و جهاد میکنند و دخترها میان اردوگاه نشسته و موهایشان را شانه میزنند تا زیبا باشند و مادر آینده، تمرین استقامت میکنند و با رفتارشان به سربازان غاصب صهیونیست میفهمانند؛ فلسطین زنده است و زندگی در غزه جریان دارد.
چون امید هست، عشق هست، روح آزادی زنده است و لابهلای ویرانههای ناشی از بمباران نفس میکشد. تا دوباره حیات جوانه زند و غزه چون درخت تنومندی ریشه بدواند، نفس بکشد و کودکان شادیهایشان را با سربلندی و افتخار با یکدیگر قسمت کنند و فریاد بزنند:
قریبا... سنصلی القدس، قریبا سنصلی القدس، آن شاء الله.....
چون خداوند فرموده است: الَّذِینَ صَبَرُوا وَ عَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (عنکبوت، ۵۹)ا
*بوالقاسم محمدزاده


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















