23 تير 1405 / ۲۸ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 106999
چهارشنبه 06 دي 1402 , 11:20
چهارشنبه 06 دي 1402 , 11:20


وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

ماجرای «لیلی منم»
فاش نیوز - «لیلی منم» عنوان تازهترین کتاب مریم عرفانیان، نویسنده دفاع مقدس است که روایتی است متفاوت و عاشقانه از جانبازی و شهادت شهید مهدی سورچی. آنچه در پی میآید، روایت نویسنده از نگارش این کتاب است:
سرآغاز نوشتن این کتاب، بیآنکه خودم بدانم سال 85 رقم خورد و جالب این که من با خود شهید سورچی مصاحبه داشتم که در مقدمه جریان آن نوشته شده؛ ولی در نهایت سال 98 برای مصاحبه کتاب رفتم منزلشان. این اولین کتاب در کتابهایم هست که شهید را دیدهام.
ایشان از ناحیه کمر قطع نخاع شده بودند؛ اما یک تفاوت با بقیه جانبازان نخاعی داشتند و آن هم اینکه عصب دردشان قطع نشده بود. من که نیروی قراردادی بنیاد بودم و برای جمعآوری آثار شهدا و جانبازان هفتاد درصد به منازلشان میرفتم، وقتی برای مصاحبه به آسایشگاه رفتم، همه جانبازانِ نخاعی مهدی را نشان دادند و گفتند اول با او مصاحبه کن که شرایطش خاص است و بیست سال درد میکشد. مهدی آن موقع دیالیز میشد و خیلی دوست نداشت توی آسایشگاه بماند. برای همین با همان آمبولانسی که او سوار شد، رفتیم منزلشان و من اولین بار راضیه را دیدم، خانم جوانی که در 19 سالگی به خواستگاری مهدی رفته بود؛ اما قصه اینجا تمام نشد .... چند ماه بعد از مصاحبه من در آبان 1385 مهدی شهید شد!
آن موقعها من فقط یک کتاب چاپ کرده بودم (پاییز آن سالها) و تجربه امروز را نداشتم. در حال جمعآوری آثار شهدا و جانبازان هفتاد درصد بودم و به مرور کتابهای مختلفی نوشتم و به چاپ رسید.
سیزده سال از شهادت مهدی میگذشت که یک روز خانمی به پی وی تلگرامم آمد و نوشت: «برای همسر من کتاب نوشتید؟»
آبان سال 98 بود. برایش نوشتم نه هنوز فرصت نشده و وقتی پروفایلش را دیدم، عکس مهدی روی ویلچر بود!
همانجا با خودم عهد کردم کتاب را بنویسم ...
مصاحبه و تدوین کتاب دو سال طول کشید و دو سال هم توی چاپ بود.
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















