15 آذر 1404 / ۱۵ جمادى الثانية ۱۴۴۷
شناسه خبر : 111340
یکشنبه 27 خرداد 1403 , 11:35
یکشنبه 27 خرداد 1403 , 11:35


۱۶ آذر ، روز دانشجو گرامی باد
علیرضا ضابطی
همه باید قدر حاجحسین را بدانیم
حسین قدیانی
کالسکۀ اقتصاد!
سیدمهدی حسینی
از سادهانگاری هستهای تا اتحاد مقدس مردمی!
ابراهیم کارخانهای
داستان شرافتی که دلها را سوزاند!
داود گودرزی
این «شام» را غربگرایان پختهاند!
مسعود اکبری
نقطه عزیمتی جاهلانه!
سیدمهدی حسینی
مادران و همسران شهدا، اسطورههای ایثار
علیرضا ضابطی
مستضعفان هستند که میتوانند...
سعید جلیلی
بیست کیلومتر زیر جهنم!
حسین قدیانی
مذهب نپرسیدند، وطن را دیدند
علیرضا ضابطی
وقاحت نخبهگرایی و تحقیر ملت
سیدرضا موسوی فاضل

فریاد دختران یتیم در سوگ فاطمه(س)
یتیم شهدا
رود ترانه تازه به طغیان رسیده است...
ونوس جامیپور
قصه دلدادگی به خاک
زهرا آذربایجان
وقتی عشق تنها راه نجات است....
قنبر مبارز
ضاحیه، ناحیهی مقدسهی مقاومت است!
حسین قدیانی

شهیدی که با سقوط بالگرد به عرش رسید
فاش نیوز - همه فن حریف بود، اما سروکارش با میدان جنگ نبود. تا وقت پیدا میکرد بند و بساطش را جمع میکرد و به منطقهای محروم میرفت تا سروسامانی به آن دهد؛ خسته هم نمیشد. آرزوی شهادت داشت؛ اما کی فکرش را میکرد روزی شهادت نصیبش شود؟
«بالگرد حامل وزیر ورزش در کرمان سقوط کرد.» این جمله بعدازظهر ۴ اسفندماه ۱۴۰۱ خبر به خبر تکرار میشد. دقایقی بعد خبر مجروحیت وزیر و همراهانش رسید؛ اما خبر شهادت یکی از همراهان بین خبر زنده بودن دیگران گم شد. مشاور وزیر و مدیرکل حوزه ریاست وزارت ورزش و جوانان در این سانحه به شهادت رسیده بود؛ اسماعیل احمدی.
شهید اسماعیل احمدی
با رحیم قربانی رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج سپاه حضرت محمد رسولالله(ص) که دوست شهید نیز بوده و جمعی از قاریان و پیشکسوتان قرآنی میهمان خانه زهرا نجفی همسر اسماعیل احمدی شدیم. خانهای که ۳ پسر قد و نیمقد آن نمیگذارند مادرشان دست به سیاه و سفید بزند و خودشان همه کارها را میکنند. در خانه را محمدعلی که پسر ارشد خانواده است باز میکند و با برادران کوچکترش به مهمانها خوشآمد میگویند. خانم نجفی هم در سالن پذیرایی خانه انتظار مهمانان را میکشد و با لبخند به آنها خوشآمد میگوید.
بعد از آرام گرفتن مهمانها، نجفی لب به سخن باز کرده و با احترام از محبوبی که بیش از یک سال است رخ او را ندیده سخن میگوید: «خداراشکر که آقای احمدی در راه خدمت عاقبت به خیر شد.»شهید احمدی فقط یک مسؤول رزمیکار و ورزشی نبود؛ بلکه جهادگری بود که برای کار کردن در مناطق محروم کشور سر از پا نمیشناخت. یکی از مناطقی که ساکنان آن شاید هیچ وقت او را از یاد نبرند، روستای صعبالعبور احمد فداله در خوزستان است که شهید احمدی بارها و بارها با تیمش به آن جا رفته و با عشق برای آبادی آن تلاش کرده بود.
شهید در بخشی از فیلم که در روستای احمد فداله گرفته شده، میگوید: «امیدواریم وقتی اینجا ساخته شد و تمام شد، تو همین راه هم به شهادت برسیم. یک یادگاری هم از بچههای جهادی که اینجا رفت و آمد داشتند بمـ...»بغض ادامه نمیدهد جملهاش را کامل کند.قاب نقاشی از شهید احمدی در لباس بختیاری مخصوص روستای احمد فداله بر یکی از دیوارهای خانه خودنمایی میکند. همسر شهید به خبرنگار فارس میگوید: «در مراسم تجلیلی که از شهید در روستای احمد فداله گرفته شد، عکس او را تبدیل به نقاشی کرده و به عنوان قدردانی به او هدیه دادند.»
«همیشه به او میگفتم: «آقا شما خسته نمیشین؟» این را همسر شهید احمدی میگوید. این در حالی است که قربانی که یکی از دوستان شهید احمدی بوده است، در بخشی از سخنانش درباره خانم نجفی میگوید: «در خیلی از اردوهای جهادی میدیدم خود حاج خانم با ایشان میآمدند و بخشی از فعالیتها را به عنوان یک نیروی جهادی بر عهده میگرفتند.»
خانهشان با سلیقه زنانه چیده شده و رنگها و شمایل تابلوها و وسایل با یکدیگر تناسب دارند؛ اما اثری از وسایل گرانقیمت و تجملی در آن دیده نمیشود. حتی قد و قواره گلدانهای ساده کنار مبل با ۳ پسر ۱۵، ۱۱ و ۹ ساله خانه تناسب دارند.
اما چیزی که بیش از همه جلب توجه میکند و فضای خانه را تحت تأثیر خود قرار داده، پرچم قرمز و بزرگ «یا حسین»ی است که به سقف خانه نصب شده. خانم نجفی میگوید: «این پرچم متبرک حرم امام حسین(ع) است. شهید احمدی ۳ سال قبل از شهادتش آن را آوردند، زیارت عاشورا گذاشتند و وصلش کردند. گفتند: «دیگه همیشه زیر قبه امام حسینید. خیالتون راحت.»
قربانی درباره این شهید میگوید: «او را بیشتر با فعالیتهای جهادی میشناسند؛ اما بُعد مغفول او که در رسانهها کم تر از آن صحبت میشود، بُعد قرآنی ایشان است که هم قاری قرآن بودند، هم مجری قرآنی، هم مداح، هم تواشیح خوان بودند و هم معلم قرآن.»علاوه بر اینها توانایی و آمادگی جسمانی شهید احمدی در زمینههای ورزشی نیز چشمگیر بود که تناسب او را با سمت مشاور وزیر و مدیرکل حوزه ریاست وزارت ورزش و جوانان نشان میداد. قربانی در این باره تعریف میکند: «یک بار در اردوی راهیان نور میخواستیم به جایی برویم که گفت: «شما برید. من خودم میام.» ما نفهمیدیم او میخواهد پیاده بیاید. ۱۰ کیلومتر راه بود.» رفیق شهید احمدی میافزاید: «سراسر زندگیشون مثل شهید رئیسی عزیز، به طور شبانه روز و خستگی ناپذیر در حال خدمت بودند.»شهید احمدی همچنین یکی از اعضای گروه تواشیح «محمد رسولالله(ص)» نیز بود. یکی از اجراهای این گروه را ببینید.
قربانی که خود یکی دیگر از اعضای این گروه تواشیح است، میگوید: «یکی از تأکیدات شهید احمدی وارد شدن گروه همخوانی محمد رسولالله(ص) به فعالیتهای جهادی بود. ما هم مجوزش را گرفتیم و بخش قرآنی اردوهای جهادی که شهید برگزار میکرد، مثل کلاس قرآن یا مراسمات قرانی و ...، بر عهده گروه گذاشته شد.»او ادامه میدهد: «شهید تأکید داشت گروه فقط به خواندن محدود نباشد؛ چرا که در ظرفیت عمل به قرآن و فعالیتهای جهادی را هم دارد. اولین اردوی جهادی قرآنی سال ۱۳۹۳ یا ۱۳۹۴ بود. بعد از آن تازه یواش یواش اردوهای جهادی قرآنی در کشور باب شد. پیش آن جهادگرها بیشتر در بحث اردوهای عمرانی، بهداشتی و ... فعالیت میکردند.»
منبع: خبرگزاری فارس


خاطرهای با پایانبندی تلخ!
رضا امیریان فارسانی
دو خاطره از شهید مهدی باکری
محمدحسین عباسی ولدی
اولین مرحله عشق
سیدجعفر حسینی ودیق
ماجرای لباس غواصی و پای شکسته
سیدجعفر حسینی ودیق















