07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 111726
دوشنبه 11 تير 1403 , 10:43
دوشنبه 11 تير 1403 , 10:43


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


باتریهایی که با چشم مصرف شد!
فاش نیوز - علیاصغر نامداری از آزادگان سرافراز دفاع مقدس در کتاب «زبون دراز» به بیان خاطرهای طنزآمیز از دوران اسارت خود پرداخته که به این شرح است:
بچهها در اردوگاه موصل ۳، روی بعضی از نگهبانهای بعثی که بیجهت اسرا را اذیت میکردند، اسمهای عجیبوغریبی گذاشته بودند.
اسم یکی از آنها ممد گاوه بود.
او موقع راه رفتن، مثل گاو سرش را به سمت جلو خم میکرد و تکان میداد.
یک سبیلکلفت مثل دسته کتری هم گذاشته بود تا بچهها از او حساب
ببرند.
البته اغلب نگهبانهای اردوگاه زرنگ، خشن و پاچهپاره بودند؛ اما ممد گاوه واقعاً احمق و کودن بود. همین خصیصه او باعث شده بود گاهی اسرا از حماقت او به نفع خودشان
بهره ببرند.
مسئول رادیو در آسایشگاه که هویتش نامشخص بود، مخفیانه باتریهای کمرمق رادیو را با باتریهای ساعت آسایشگاه عوض میکرد.
وقتی عقربههای ساعت از حرکت میایستاد، قربانی؛ ارشد آسایشگاه، عمداً به ممد گاوه میگفت برود باتریها را تعویض کند.
یک روز ممد با دوتا باتری نو آمد و گفت: من همین دو سه هفته پیش باتری ساعت رو عوض کردم؛ چی شد زود تموم شد؟
قربانی خیلی با احترام و جدی به او گفت: سیدی! اولاً که باتریهای قدیم خیلی بهتر از باتریهای امروزی بود؛ ثانیاً تعداد افرادی که به این ساعت نگاه میکنند زیاده؛ به همین دلیل باتریاش زود تموم میشه!
ممد گاوه چند بار به علامت تأیید سرش را تکان داد. باتریهای نو را روی ساعت انداخت و باتریهای کهنه را با خودش برد.
منبع: کیهان

















