24 تير 1405 / ۲۹ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 111824
چهارشنبه 13 تير 1403 , 12:59
چهارشنبه 13 تير 1403 , 12:59


وقتی «امت» تومار توهمات استکبار را درهم میپیچد
سیدرضا موسوی فاضل
حالا چکار کنیم؟
فواد ایزدی
«خمینیِ جوان»به یاری «خامنهای جوان» شتافت!
محمدحسین محترم
شما هم تفاهمنامه را آتش بزنید!
هاشم اسدی
"به وقت ایران"؛ صراحتِ تحسینبرانگیز
حمیرا حسینی یگانه
فهرستی آماده اقدام از صدر تا ذیل جنایتکاران
سعدالله زارعی
بابالمندب را ببندید و نتیجه را ببینید!
حسین شریعتمداری
چیزی جز زیبایی ندیدیم
مهدی جبرائیلی تبریزی
وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

مبارزه
فاش نیوز - زمان طاغوت خانهمان نزدیک باغملک آباد بود. یک روز عصر که آقای خامنهای مشهد بودند و برای سخنرانی به مسجد امام حسن(ع) رفتند حمیدرضا با دوچرخه از خانه بیرون زد. من که خبر داشتم بعد از سخنرانیهای آقای خامنهای اتفاقاتی رخ میدهد بلافاصله به پدرش گفتم: «رضا رفت مسجد امام حسن(ع) ممکن است بگیرندش و بلایی سرش بیاورند.»
وقتی آمد متوجه شدم که میلنگد! پایش آسیبدیده بود! با نگرانی پرسیدم: «چی شده؟»
گفت: «آقا در حال سخنرانی بود که دستگیرشان کردند و...»
قضیه از این قرار بود که هنگام فرار پاسبانها با چوب باتوم رضا را زده بودند و پایش شکسته بود!
از این برنامهها زیاد اتفاق میافتاد. یکبار هم وقتی بیرون بود، پاسبانها به او گفته بودند: «همینجا بایستید تا نیم ساعت دیگر استاندار آقای ولیان بیاید و عبور کند.» اما رضا مخالفت کرده بود. پاسبانها هم باز او را زده بودند!
مبارزاتش تا زمان دانشگاه ادامه داشت. تا اینکه سال آخر دانشکدهاش انقلاب شد.
خاطرهای از شهید حمیدرضا الشریف الحسینی
راوی: طاهره شعرباف نوروزی، مادر شهید
|| مریم عرفانیان
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















