دوشنبه 02 مهر 1403 , 10:16




ادامه داستان امنیتی «باروت خیس» برای سومین بار منتشر شد
فاش نیوز - فصل جدید رمان امنیتی «باروت سوخته» با عنوان «باروت خیس» به چاپ سوم رسید.

«بوی عجیبی حس میکنم. تلفیق عطر نان بیات و علف و کاهگل و ... به چیزهای دیگه که نمیدونم چی. صدای سکوت میاد. از اونها که وسطش هورت کشیدن چایی رو میشنوی. میخوام پلک از پلک بردارم؛ اما سخته. دل و جسمم یاری نمیکنن. یکی این حوالی سیگار روشن کرده. بوی گسش رو حس میکنم. دلم ضعف میره. گرسنهمه. به هر جون کندنی هست چشم برمیدارم از خواب. زمان و مکان رو گم کردهم. دیدم واضح نیست؛ اما متوجهم که زیر یه پنجره چوبی دراز به دراز افتادهم. نور از بین پردههای سفید ـ توری خودش رو پهن کرده روی جسدم. چند بار پلک میزنم تا مسیر تماشام باز شه. یهو یادم میاد. یهو همه اون جهنم در صدم ثانیه تو حافظهم جون میگیره. عین برق گرفتهها تو جام نیمخیز میشم که از زور درد نعره میزنم و دوباره میافتم. نگاهم به روبهرو میشینه. ظاهراً اینجا یه کلبه روستاییه. در چهار طاق بازه. یه مرد در حالی که استکان چایی به دست داره، تکیهش رو انداخته روی چهاچوب در و یک به یک سیگار دود میکنه با طمأنینه سرد و عجیبی واستاده به تماشام.»این رمان را کتابستان ۱۳۶ صفحه و با قیمت ۱۱۰ هزار تومان روانه بازار نشر کرده است.

















