شناسه خبر : 114294
سه شنبه 01 آبان 1403 , 13:30
اشتراک گذاری در :

سئوال اصلی این قضیه "تا کجا؟"ست؛ عین کربلا!

اینجا بود که "یحیی سنوار"، این اسطوره‌ی زمان، خالق ۷ اکتبر، زاده‌ی اردوگاه، پرورده‌ی زندان، دشمن شیطان، در پیامی به مذاکره‌کنندگان گفت: «باید راهی را که آغاز کرده‌ایم ادامه دهیم و اگر نه، بگذار این یک کربلای دیگر بشود.»...

فاش نیوز - یک سال پیش در چنین روزهایی بود که فلسطین طغیان کرد. امروز که این کلمات را می‌نویسم، ساعاتی از شهادت "یحیی سنوار" گذشته، "محمد ضیف" سرنوشت نامعلومی دارد، سیدحسن نصرالله ترور شده، "فواد شکر"، "ابراهیم عقیل" و بزرگانی از حزب‌الله شهید شده‌اند؛ اسماعیل هنیه و فرزندانش ترور شده‌اند. "رئیسی" و "امیر عبداللهیان" جایشان را به پزشکیان و ظریف داده‌اند، جریان عادی‌سازی اسرائیل از سعودی و ترکیه حتی تا تهران بی‌پرده شده، 42000 انسان جلوی چشم دنیا کشته شدند، چند میلیون نفر آواره شده‌اند، غزه با خاک یکسان شده و تصاویر زنده‌زنده سوختن آدم‌ها هیچ قیامتی نمی‌سازد!

ما به اسرائیل حمله‌ی مستقیم کردیم، آن‌هم نه یک بار، بلکه دوبار، رسماً پایگاه‌های تل آویو را هدف قرار دادیم. گنبد آهنین و فلاخن داود را افسانه کردیم. شمال اسرائیل یک سال است که تخلیه شده است؛ ارتش اسرائیل در مرز لبنان زمین‌گیر شده، زدن پهپاد آمریکایی کار روزمره‌ی یمن شده، انصار‌الله به‌راحتی به اسرائیل موشک می‌زند؛ مسیر دریایی اسرائیل از سمت یمن قطع‌شده؛ حزب‌الله با حمله‌ی پهپادی عملاً از نیروی هوایی‌اش رونمایی‌کرده؛ اسرائیل یک سال وجب به وجب غزه را گشته اما هنوز بیش از 100 اسیر را پیدا نکرده؛ شهادت"یحیی سنوار" نه با ترور، بلکه به صورت اتفاقی رخ می‌دهد؛ آن‌هم نه زیر‌زمین، بلکه وسط خیابان با لباس نظامی و در حال جنگ بعد از یک سال! چه کسی باور می‌کند. همه‌ی اینها فقط در عرض 365 روز اتفاق افتاده باشد؟!

چنان باور‌نکردنی که حتی بعضی به "شهید سنوار" اتهام جاسوسی زدند که چرا این‌همه هزینه ساخت؟! چرا زندگی عادی ما را به‌هم زد؟!
کمی به عقب‌تر برگردیم. وقتی نتانیاهو به عمان رفت و کلید تطبیع(عادی‌سازی) زده شد. با سودان توافق کرد، و چند ماه بعد با امارات چنان برادر شد که فقط در فیلم هندی امکان داشت. حالا از مسیر دهلی و عمان و دبی فقط یک سعودی مانده بود. اما بالأخره مدعی پرچم عرب و اسلام که نمی‌شود یک‌باره به تخت خواب یهود بپرد. پس اول دخترش بحرین را هدیه کرد تا واکنش‌ها را بسنجد. عادی‌سازی سعودی آخرین میخ به تابوت فلسطین بود. حتی در تهران هم زمزمه‌هایی از توسعه‌ی "بن سلمان" و لزوم" پذیرش نظم جدید" می‌دادند. 7 اکتبر فقط چند روز بعد از سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل رخ داد که علناً اعلام کرد: ما "عادی" شده‌ایم و فلسطین تمام!

غزه شهر از یاد رفته، شهر شکنجه شده، شهر معامله شده به‌پا خاست. زندانیان تاریک‌خانه بشریت همه‌ی توانشان را جمع کردند تا یک‌بار شورش کنند. اینجا بود که فریادی از عمق چاه غزه بلند شد که ما هنوز زنده‌ایم، حرامزاده‌ها! اتفاقاً آنها که 7 اکتبر را دسیسه می‌دانند، درست می‌گویند. آن طوفان تمام صحنه را غیرعادی کرد. انگار پرده‌ی نمایش افتاد. برای چه شورش کردند؟ برای عادی‌نشدن. برای واقعیت. یعنی اگر سهم فلسطین مرگ است و سهم اسرائیل زندگی، مقداری از سهمم را به شما می‌بخشم و مقداری از سهم شما را گرو می‌گیرم. خودتان را که دیگر نمی‌توانید نبینید. اگر بناست در سکوت بمیرم، با فریاد جلوی گلوله می‌روم.

فکر می‌کنید "سنوار" و "ضیف" شب قبل از هفت اکتبر نمی‌دانستند تصمیمشان چه عواقبی دارد؟ می‌دانستند. این حدس و تحلیل نیست. بیانیه‌یشان را بخوانید؛ می‌دانستند غزه نابود می‌شود؛ می‌دانستند تک‌تکشان آواره می‌شوند؛ می‌دانستند ماه‌ها و شاید سال‌ها باید بجنگند(و تا امروز نشان دادند که آماده بودند)؛ می‌دانستند باید مرگ تک‌تک عزیزانشان را ببینند؛ می‌دانستند بیمارستان‌ها می‌سوزد؛ مسجد و کلیسا صاف می‌شود؛ شلیک‌های فسفری و خوشه‌ای و اورانیومی را می‌دانستند؛ قتل عام را می‌دانستند، ولی تا کجا؟ سئوال اصلی این قضیه«تا کجا؟»ست؛ نه"چرا؟"

تا کجا می‌شود ادامه داد؟ سئوالی که "ضیف" و "سنوار" جوابش را می‌دانستند؛ پس آخرین تصمیم را گرفتند و تمام "عادی‌سازی" را به باد دادند. به قیمت نابودیشان. و این راز عظمت 7 اکتبر است.

ولی این پایان ماجرا نیست. جنگ 2023 خود کربلاست. حق خالص در برابر باطل خالص. صحنه‌ی جنگ غزه هیچ شبهه‌ای ندارد. هر جنایتی که تصور بکنید اینجا هست. عین کربلا! هر روز یک پیشروی تازه برای شیطان. هر ساعت خون جدید برای ضحاک. ظلم خالص. بدون افزودنی، با پخش زنده، با آخرین فناوری‌های روز آمریکا و اروپا، پاکسازی با دقت میلیمتری. بدون جلوه‌های ویژه، جنایت ناب. عریان عریان عریان. عین کربلا!

تا کجا می‌توانی چشم‌هایت را بسته نگه‌داری؟ تا کجا می‌توانی این صحنه را ببینی و سکوت کنی؟ تا کجا می‌توانی اعتراض کنی و هزینه ندهی؟ تا کجا می‌توانی هزینه بدهی و بایستی؟ سئوال اصلی این قضیه "تا کجا؟"ست؛ عین کربلا.

امکان ندارد کسی به این معرکه کشیده نشود. معرکه یقه‌اش را می‌گیرد. یا این طرفی یا آن طرف. وسط‌بازی هم ندارد. یا ظالمی یا مبارز. عین کربلا. می‌آید دنبالت پشت میز، گوشه کافه، پای صفحه اینستاگرام، کنار رختخواب، پای تخته، در صف اتوبوس، پای گلدان، در دورترین نقطه‌ها، سراغ بی‌ربط‌ترین آدم‌ها و سریع‌ترین فراری‌ها. یقه‌ات را می‌گیرد و می‌پرسد: "تا کجا؟" چپ یا راست، سیاسی یا غیر‌سیاسی، مسلمان یا بی‌دین، هیچ فرقی ندارد؛ حتی خود اسرائیل را هم مخاطب قرار می‌دهد: تا کجا جنایت را جلو می‌بری؟ تا کجا ترور می‌کنی؟ تا کجا خون می‌خوری؟ تو ای دولت آمریکا، تا کجا پای اسرائیل می‌ایستی؟ ای تمدن غربی و اروپا، تا کجا پشتیبانی می‌کنی؟ آهای کشور اسلامی، تا کجا نگاه می‌کنید؟ ای باکو و ترکیه و سعودی تا کجا به اسرائیل کمک می‌کنید؟ هیچ‌کس از این سئوال‌ها مصون نیست. ای یمنی‌ها تا کجا هزینه می‌دهید؟ ایرانی‌ها تا کجا صبر می‌کنید؟ تا کجا در تله جنگ نمی‌افتید؟ تا کجا جنگ را باور می‌کنید؟ جواب‌ها در این یک سال پیداست.

بودند کسانی‌ که فقط یک ماه بعد از 7 اکتبر در تهران گفتند: "مردم ایران از این که جای فلسطینی‌ها هزینه بدهند خسته‌اند". آ.خامنه‌ای ولی کسی بود که معنای این نبرد را همان ابتدا فهمید و گفت: "شرایط کنونی منطقه به گونه‌ای است که هم برای دشمن صهیونیستی شرایط مرگ و زندگی است و هم برای جبهه حق". شاید مهم‌ترین جمله‌ی سال اخیر که بعضی‌ها دوست دارند نشنوند. او و هزاران ایرانی که آماده‌ی شهادت در جمعه‌ی بعد از حمله به اسرائیل جمع شدند، پاسخشان را بلند اعلام کردند. اما چیزی تمام‌ نشده. منتظر باشید که به‌زودی عادی‌سازان یقه‌تان را بگیرند و به اعتراض بپرسند، تا کجا هزینه بدهیم؟!

درد معترضین به حماس دقیقاً اینجاست که "چرا ما را در این موقعیت قرار دادید؟ چرا روزگار عادی ما را به هم‌زدید؟" عین کربلا؛ آنجا هم حسین را متهم به تفرقه کردند. اما او پرچم "تا کجا؟" را برداشت و جلوی عادی‌سازی شیطان ایستاد. حالا نوبت امتحان ماست. اشتباه نکنید؛ مسأله نه صرفاً آخرتی و اعتقادی، بلکه عمیقاً انسانی و اکنونی‌ست. اگر عادی‌سازان پساکربلا دنیایی داشتند، ما نیز در فردای تماشا دنیایی خواهیم داشت!

بله این جعبه پاندورایی بود که"ضیف" و "سنوار" و حماس آگاهانه بازش کردند، اما شاید تصور نمی‌کردند که پخش زنده قتل یک ملت، این نسل‌کشی عیان، این هلوکاست واقعی، کک جامعه عرب و ترک مسلمان را هم نگزد! حتی در پایتخت‌های غربی تظاهرات شد اما کشورهای مسلمان در کمال آرامش و اسلام رحمانی و مناسک عبادی به همکاری با قاتل ادامه دادند! جز بعضی شیعیان، عین کربلا. تا کجا اسلام مرده است؟ تا کجا انسان مرده است؟

شاید اینجا بود که "یحیی سنوار"، این اسطوره‌ی زمان، خالق 7 اکتبر، زاده‌ی اردوگاه، پرورده‌ی زندان، دشمن شیطان، در پیامی به مذاکره‌کنندگان گفت: «باید راهی را که آغاز کرده‌ایم ادامه دهیم و اگر نه، بگذار این یک کربلای دیگر بشود.»

"سنوار" پاسخش را داد و حماسه‌ای حسینی ساخت. خون "یحیی" خطرناک است نه اندوهناک. تازه آغاز ماجراست و این سئوال ما را رها نمی‌کند، تا کجا؟ تا آخر تاریخ، عین کربلا.

|| سلمان معمار

اینستاگرام
روی شما از غبار و بدست دشمنان خدا سیاه شده است.
اما روی دشمنان خدا در مقابل خدا ، سیاه شده است.
شماها مایه افتخار و مباهات بشریت هستید.
و دشمنان ، مایه ننگ ابدی بشریت ...
زمستون میره و روسیاهی ش برای ذغال میمونه...!
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi