03 شهريور 1405 / ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 115370
یکشنبه 25 آذر 1403 , 11:47
یکشنبه 25 آذر 1403 , 11:47


بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان
ایران؛ حامی دولت و مقاومت عراق
سعدالله زارعی
از زمین فوتبال امجدیه در تعقیب اسرائیل
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
قصه مقاومت
فاش نیوز - هنوز نمیدانی باید کجا بروی.حتی نمیدانی چرا میگریزی. فقط میدانی که باید از سرنوشت از روزگار سیاهی که برایت رقم زدهاند فرار کنی. از خودت میپرسی: «کجا میروی؟ آسمان دنیا همه یک رنگ است! رنگ خون و ابر آتش همه جا را گرفته!» هنوز صدای جیغ خفه شده زنان و کودکان که میان نعره موشکها خانه دلت را میلرزاند، در گوشهایت طنین انداز است. در ذهنت مرور میکنی کسانی را که روزی وجودشان دلیل خوشبختیات بودند و حالا زیر آوار، جسم پاکشان را جا گذاشتهای!
بغض نفست را تنگ میکند. سکوت کردهای و مویه نمیکنی، اما چشمهایت به حرف میآیند و غبار نشسته بر چهرهات را با اشک میشویی. سنگینی باری که بر کولت گذاشتهای تن رنجورت را خستهتر کرده است. از خودت میپرسی: «چه به دوش میکشی؟ تمام دارایی ات از این دنیا همین است؟ به کجا میبری؟ میخواهی زندگی ات را کدام گوشه دنیا بنا کنی؟ وقتی به جرم جنگزدگی محکومی!» صدای خنده بچهها رشته افکارت را پاره میکند.به چهرههای معصومشان که نگاه میکنی دلیلگریختنت را میابی و تازه میفهمی تمام داراییات همین لبخند زیبای آنهاست. لحظهای اکسیر عشق در وجودت تکثیر میشود و امید چون خون تازهای میدود در رگهایت. قلب زخم خوردهات با ترسیم پیروزی تسکین مییابد. با خود نجوا میکنی: «من زندگیام را به دندان گرفتهام و جنگ و ویرانی هم مرا از پای در نخواهد آورد. چه کسی گفته است زن جنگیدن بلد نیست! من در گوش فرزندانم قصه مقاومت میخوانم.»
|| سمانه قائینی
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















