پنجشنبه 27 دي 1403 , 11:00




شحنۀ والای نجف
فاش نیوز - با نام و یاد خدا؛ به موازات اطلاعاتیشدن هرگونه فعالیت جسمانی و روحانی، «سه گوهر جاویدانِ دین، آزادی، عقل(1)» در معرض پرتاب به «سیاه چالههای نگونبختی بشر(2)» قرارگرفتند!
دو ویژگی سیاهچاله(نقطهای در فضا با جاذبهای بسیار بالا) به سادهترین بیان عبارتند از -"لا یُمکِن"بودن فرار از سلطهی آن -" آنی/ فرا هایپرسونیک"بودن سرعت جذب سیستم ارتباطی نوینی که به زبان دیجیتالی سخن میگوید، ابزار لازم برای تحریک بیش از حد فعالیتهای ذهنی و هوسهای ممنوع! فراهم کرد.
این هیولایِ چربزبان یا وحشی جدید و محصولِ مدرن تمدن اطلاعاتی، به صورتی اسرارآمیز اما به تدریج در آغوش تمدن تکنیکی سبز شده! و با عوارضی چون بیشفعالی و خیرهسری! و تولید و توزیع کلمات، صداها و تصاویر منطبق با روحیات مختلف!
موجب تقویتِ سیاهچالههای نگونبختی و شیوع یک شیوهی زندگی ولنگار libertarian (3) و لجامگسیخته شد.
آرزوی حیات زیستهی بیبند و بارانه، در واقع «نوعی پندار واهی و رؤیایی است که آدمی با آن در گهوارهی بدبختیهای خود به خواب رفته است... (4)
به هر حال آنها اینطور تربیت شدهاند که رؤیاهایشان را باور کنند.(5)» ولی بنا بر عقل فطری «ویژگی جامعه و طبیعت بشر این است که ملجأ و پناهگاه خود را در دین میجوید.(6)»
هرچند «در سرتاسر جهان، عوامفریبانِ اقتدارگرا تلاش میکنند آتش طیفگرایی را مشتعل کنند» اما به راستی که:
حافظ اگر قدمزنی در رَهِ خاندان به صِدق
بدرقهٔ رَهَت شود همَّتِ شَحنِهی نجف
شحنه از حیث واژگانی ناظر به پاسداری و انتظام و ... میباشد.
و به لحاظ مفهومی چنانکه در برهان قاطع آمده:
«شحنهی نجف اشاره به امیر مردان و شیر یزدان علیابن ابیطالب علیه السلام است.»
ذات اقدس الهی برای جاودانه ماندن دین، آزادی، عقل، پاسداری چون امیر سخن و بیان و خاندان عصمت و طهارت(ع) قرارداده که تا قیامت نمیتوان برای آنها بدیلی در تراز و ظرفیتِ تحلیلی و تعمیمپذیری و کفایت نظریِ مورد نیاز برای تبیین و ترسیم نقشهی راه زندگی یافت.
یعنی شاخص روحانی برای: «آگاهیها و وجدانها و تقویت آنها و منضبط کردنشان ... همهی ادیان، حتی ابتداییترینشان، به یک معنا همه روحانیاند؛ زیرا نیروهایی که این ادیان به کار میاندازند قبل از هر چیز روحانیاند، و از سوی دیگر، نقش اصلی آنها تأثیرگذاری بر حیات معنوی و اخلاقی است.
بدینسان میتوان درک کرد که آنچه به نام دین صورت گرفته است نمیتوانسته بیهوده باشد؛ زیرا میوههای این عمل را ناگزیر جوامع بشری، یعنی بشریت چیده است.
در نتیجه امروزه یکی از بدیهیترین امور که نیاز چندانی به سواد دیجیتال نیز ندارد، امکانِ همکنشیِ فعال افراد در فضای دیجیتالی و رسانههاست تا نگرش به سنت را دربارهی آموزههای دینی، آزادی مبتنی بر عقل فطری و در تناسب با مقتضیات امروز تبیین علمی کند و بسان خطابهای سازمانیافته، با جابجایی کلمات و تصاویر، نوعی سواد یا فرهنگ دیجیتالی بیافریند.
چرا که "امکانات الکترونیک و سایبرنتیک، برای گسترش فرهنگ جدید، جماعتهای تازه به وجود آوُرد (7)" و صرفاً باید با ترکیب سه عنصر:
"فرهنگ و خصال خویشتن و ابزار روز"، بهسانِ"اندرو سایر"، "عنوان کفایت عملی"را پیشنهاد کرد.(8)»
منابع:
1.ستاری؛ گفتارهای نو در جامعهشناسی سیاسی
2.کاستلز؛ عصر اطلاعات، پایان هزاره، جلد سوم
3.نش؛ جامعهشناسی معاصر
4.دورکیم؛ صور بنیانی حیات دینی
5.شافاک؛ فرزانگی در عصر تفرقه
6.کاستلز؛ عصر اطلاعات، قدرت هویت، جلد دوم
7.رشیدیان؛ فرهنگ پسامدرن
8.توحیدی نسب، فروزنده؛ رئالیسم انتقادی
|| دکتر سیدمهدی حسینی

















