شنبه 27 بهمن 1403 , 09:02




تقدیم به مجاهدانِ گمنام
فاش نیوز - ۱)- فرستاده بودند سراغش. پیشنهاد کردند بیا و مثلا کارگزاریِ دولت را قبول و بین فامیل، خانواده و هممحلیها اسم و رسمی برای خودش پیدا کند. مانندِ بقیۀ رفقا، دوستان و همکلاسیها. هنوز اما نیامده، از همان اول معلوم شد قرار است وارد دنیایی بینام و نشان بشود و از آغاز کار تا پایان راه با یک شناسۀ عددی و شکل و شمایلِ ثانوی زندگی کند. شرافتمندانه و هوشمندانه، در عین مظلومیت و گمنامانه. هم به کَسی و جایی چیزی نگوید و هم در اردوگاهِ بزرگ سربازان ذخیرۀ آخرالزمان، با یاران و فرمانبرانِ مهدوینشان و واقعیِ آن امید محرومان، منتظران و مستضعفان، همکار و همسنگر بشود.
۲)- شب از نیمه گذشته است، به او خبر دادند آب در دست دارد، بگذارد و خودش را سریع به خانه برساند که مادر حالش نامساعد است. شرایطش وخیم شده و به مریضخانه منتقلش کردهاند. کَسی اما نمیدانست «حاج امین»! چندشبانهروز در یک کمینگاه منتظرِ گرفتن شکار بزرگی آنهم از جنس اصل سیا و موسادی.
باید صبر میکرد. حاصل چند سال تلاش و زحمت بود. از سوی دیگر، حالِ مادر لحظه به لحظه بدتر میشد و منتظر رسیدن پسرش بود. وقتی هواپیما به زمین نشست و شکار تحویل شد، حاجی بلافاصله خودش را به بیمارستان رساند. دیگر اما خیلی دیر شده بود. روح مادر، در حالی که هنوز چشمانش برای آخرین دیدار با میوۀ دلش باز بود، به آسمان پرواز کرده بود.
ببخش اگر نتوانستم برایت کاری انجام بدهم. حالا هم باید زودتر برگردم. گفته بودم سربازیِ حضرت آقا این چیزها را هم دارد. حلالم کن که اینگونه منتظرت گذاشتم و دیدارمان به قیامت افتاد. سلامم را به پدر و برادرانِ شهیدم برسان... خدا حافظ مادرجان!
۳)- «گمنامی» هم دنیای عجیبی دارد برای خودش. خوشی و ناخوشی، شکست و پیروزی، بیداری و کم خوابی، آنهم گاهی توأم با قدرنشناسی مسئولان بالایی و حتی بیمِهریِ آدمهای میانی و پائینی. وقتی که نتوانی همان چیزی بنمایی که حقیقتا هستی. خورد و خوراک نداشتهباشی. نِق و نوقِ اطرافیان، انتقاد و گاهی نیز اعتراض همسایگان و هموندان نسبت به مامورانِ کمتوقعِ اطلاعاتی و آرامشآوران امنیتی را بشنوی، نتوانی اما آنچه را که میدانی، دیدهای و خود شاهدش بوده و هستی را برایشان توضیح دهی...
-نمی دانم، عزیزجان. شاید این هم جزئی از همان پاداشی باشد که قرار است از دست فرمانده اعلایِ غائب از دیدهها و امیر متصل به زمین، آسمان دریافت کُنی.
-راستی، مگر اعطای پُست و مقام «گمنامی» و چسبانیدنِ پلاک زیبای سربازی امام زمان عج، به بازوان پُرافتخار شما شیرمردان و شیرزنانِ همیشه حاضر در صحنه، عرصه و میادینِ پُرتنشِ درونی و بیرونی، آنهم توسط دو امام و جانشینانِ مولای اعلی، کم درجه و مرتبهای است برای دنیا و عُقبایتان؟
بنا بوده بهپاس همۀ حماسهآفرینی، اقتدارزایی، اغتشاشزدایی، اعتمادآوری و در یک جمله حراست دائمی و شبانهروزی از اعتقادات، اجتماعات و افتخارات ملی و سرزمینی و همچنین اجرای ماموریتهای سختکوشانه و حفاظت جانانه از دستاوردهای تاریخی، تمدنی و تعلقات مذهبی، دینی و اسلامی و ... توسط این بینام و نشانان، ایام متصل به نیمۀ شعبان و سالروز ولادت فرماندۀ حاضر اما پوشیده از انظار و دیدگان را زیر عنوان «هفتۀ سربازان گمنام» گرامی داشته، هموطنان عزیز و دلدادگان به این مرز و بوم اهورایی و مردمان «ریشه» و «ایده»گرفته از آرمانهای عاشورایی را در جریان اقدامات، اکتشافات و افتخارات این جمعِ حقیقتا «بیهمتا» و «کم توقع» اما پُرکار و تلاش قرار دهند.
اما متاسفانه همین هفته نیز مانند شخصیت خودشان در گمنامی به پایان رسید و تحت تاثیر برخی حواشی واقع گردید و آنچنان که باید و شاید، مورد توجه و تقدیر قرار نگرفتند.
از همین جا و با همین نوشته و قلم، به همۀ کسانی که برای گسترانیدن چتر امنیت بر زمین، آسمان و دریایِ این کهن مرز و بوم آباء و اجدادی خالصانه، عالمانه و فعالانه تلاش میکنند؛ از جسم، جان و سلامتی مایه گذاشته و آرامش و آسایش خود، فرزندان و اعضای فامیل و خانواده را به پای هموطنان و مؤمنان ایرانِ جان و جهان تقدیم میکنند؛ بویژه سربازان عرصۀ مجاهدتهای خاموش در «وزارتِ» خبیر و خدوم «اطلاعات» و گمنامان سایر نهادها و سازمانهای مربوطه در سپاه، ارتش و فراجا، همراه با خانوادۀ محترمشان، صمیمانه تبریک گفته و خاضعانه موفقیت در همۀ میادین و کارزارهای آشکار و پنهانِ «سخت» و «نرم» را از صاحب آسمان و زمین طلب نموده، برای شهدای ایشان ارتقاء درجات عرشی را خواستار گردیده و آرزوی پیروزی بر تمامیِ منافقان، معاندان و مخالفانِ متصل به سرویسهای جاسوسی، شیطانی و دجالی را خواهانیم. انشاءالله.
|| امانالله دهقان فرد

















