شنبه 18 اسفند 1403 , 11:00




به مناسبت سالگرد عروج خادمالشهدا، کربلایی حجتالله رحیمی
به یاد بسیجی عاشقی که با شهدا و شهادت زندگی میکرد
محبوب من! شهادت را نه برای فرار از مسئولیت اجتماعی، و نه برای راحتی شخصی میخواهم؛ بلکه از آنجا که شهادت در راس قله کمالات است و بدون کسب کمالات، شهادت میسر نمیشود، میخواهم و خوشا به حال آنان که با شهادت رفتهاند....
فاش نیوز - هر سال این موقع که میشد، کاروان راهیان نور در جادهها و خیابانهای شهر اهواز تردد داشتند. امسال تا پایان ماه مبارک رمضان کاروان راهیان نور برنامهای ندارد. خدمت به کاروانهای راهیان نور افتخار بزرگی است که نصیب هر کسی نمیشود.

شکر خدا که در گذر راهیان نور
گشتیم باز همسفر راهیان نور
از خاک تا به اوج خدا پر کشیدهایم
با بال عشق در سفر راهیان نو
حجتالله رحیمی، خیلی دعا کرده بود که انتخاب شد. ۱۶ اسفند، سیزدهمین سالگرد شهادت این بسیجی مخلص بود. "او در ۱۳۶۸/۱۲/۲۴ در شهرستان باغملک دیده به جهان گشود. نه سال بیشتر نداشت که به عضویت پایگاه مقاومت بسیج سیدالشهدا(ع) باغملک درآمد. از فعالیتهای دیگر او این بود که از سال ۱۳۸۰در مساجد و هیأتها مداحی میکرد. عشق به شهدا باعث شد که با راهیان نور همکاری کند.
حجتالله، دانشجوی رشته کامپیوتر بود و در سال ۱۳۹۰به عنوان فرماندهی پایگاه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی باغملک انتخاب شد.
این بسیجی مخلص در مورخه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸مقابل پادگان دژ واقع در خرمشهر، دچار سانحه شد.
او در ساعت ۷:۴۵ صبح مشغول هدایت اتوبوس کاروان راهیان نور بسیج دانشجویی استان لرستان به سمت یادمان عملیات والفجر ۸ در منطقۀ اروند کنار آبادان بود. در همین زمان یکی از اتوبوسهای راهیان نور به او اصابت میکند و حجتالله شهادتگونه به آسمان پر میکشد."
وصیت نامۀ این بسیجی والامقام بیانکننده شخصیت و سبک زندگی او است. جای هیچ سئوال و ابهامی برای ما نگذاشته است. آنها برای ما حجت مشهود و ملموس از سبک زندگی الهی، قرآنی و شهداییست. ایکاش رهرو صدیق شهدا باشیم!
مناجات یک عاشق شهادت
بسم رب الشهداء والصدیقین
هر کس که پیمان ولا دارد بیاید هر کس هوای کربلا دارد بیاید
(فان معالعسر یسرا، ان معالعسر یسرا)
(پروردگارا تو خود گواهی بر من چه میگذرد.)
بارالها!...
خدایا! دوری خانه، پدر، مادر،برادر و خواهر را،
خدایا! بیخوابیهای فراوارن را،
خدایا! دنیا و خواریهایش و همه چیز خوب و بدش را تحمل میکنم ولی دوری تو را یک لحظه تحمل نخواهم کرد.
خدایا! تو را سپاس میگزارم که این بار سعادت را نصیبم کردی تا در راه خودت و اهل بیتت و شهدای خالصت حضور داشته باشم و آرزو دارم خالصانه از من بپذیری.
خدایا! چشم طمع به بهشت تو نیز ندارم، زیرا عبادتهایم را برای این به درگاهت عرضه میکنم که تو را لایق عبادت میدانم، و تو را عادل میدانم و میدانم که تنها بودن در جوار تو سعادت حضور در قیامت توست که انسان را سعادتمند میکند.
خدایا! سالها و ماههاست که به دنبال دست یافتن به وصال خویش شهرها و آبادیها و کوهها و دشتها و بیابانها را پشت سر گذاشته ام ولی هنوز خود را نشناختهام.
با کاروانی از دوستان و عزیزان حرکت کردم، در هر مسیری، بر سر هر کوی و برزنی یکی یکی، از عاشقان و مخلصان تو جدا گشتم. یکیکشان به سوی تو پرواز کردند و شهد شهادت را نوشیدند و این من بودم که از قافله جامانده ام. همیشه به یاد شهدا شال عزا بر گردن نهادم و همیشه در این فکر بودم که چگونه میتوان عاشق شد، عاشق الله، شیفتۀ الله تا مرا جز انصار حسین قرار بدهی و درجه رفیع شهادت را نثارم کنی.
آری خدای مهربان، این بار نیز دنبال رسیدن به وصال خویش حرکت کردم، شاید به ارزوی خویش دست یابم.
خدایا! وقتی اسلام و انقلاب در خطر باشد دیگر این سینه را نمیخواهم.
خدایا! مکش این چراغ افروخته را و مسوز این سوخته را و مران این بندۀ آموخته را.
معشوقا! اگر بپرسی حجت ندارم، اگر بسنجی بضاعت و اگر بسوزانی طاقت...
معبود من! اگر مرا به جرم بگیری تو را به کرم بگیرم و حاشا که کرم تو از جرم من بیشتر است.
الهی! اگر با تو دوستی نکردم، دشمنی هم نکردم. گریخته بودم، تا تو مراخواندی و بر خوان خود نشاندی.
خدایا! عاشق در برابر معشوق آن حد عشق میورزد تا که بمیرد، من هم آنقدر عاشق تو هستم که میخواهم در راه تو، تکه تکه شوم.
خدایا! مرا به صراط شهدا و صراط امام ثابت بدار تا شرمنده آنها نشوم و با روی سفید به دیدارشان بیایم.
خدایا! در این سرزمین مقدس و خونین سوگند میخورم که تا آخرین نفس پیرو راه امام و شهدای عزیزم باشم.
خدایا! من رضای تو را و لقای تو را بر خوشی دنیا ترجیح میدهم.
خدایا! اجر و مزد مارا در جوارت به ما عنایت کن.
بارالها! هیچ در خودم لیاقت وصل به لقای تورا نمیبینم، ولی امیدم به عفو و بخشش توست.
خدایا! از جمع یاران جدایم مکن و در مقابل شهدا شرمنده ام مساز، زیرا به عشق شهادت به درب خانهات میآیم.
پروردگارا! تو خود گفتی هر که عاشق من باشد، عاشقش خواهم بود و هر که را عاشق باشم شهیدش میکنم، و خونبهای شهادتش را نیز خود خواهم پرداخت. خدایا! من عاشق توام، پس خونبهایم را که شهادت است به من پرداخت کن.

محبوب من! شهادت را نه برای فرار از مسئولیت اجتماعی، و نه برای راحتی شخصی میخواهم؛ بلکه از آنجا که شهادت در راس قله کمالات است و بدون کسب کمالات، شهادت میسر نمیشود، میخواهم و خوشا به حال آنان که با شهادت رفتهاند.
بارالها، جندالله را که با سوگند به ثارالله در سنگر روحالله برای شکست عدوالله و استقرار حزبالله زمینهساز حکومت جهانی بقیةالله گردیده حمایت فرما!
ای سید و مولای من! بگذار این دیدگان دیگر نبینند، بس است هر چه دیدهاند. بگذار این گوشها دیگر نشنوند، بس است هر چه شنیدهاند، بگذار این دست و پاها دیگر حرکت نکنند. بس است هرچه جنبیدهاند.
خدایا! دوست دارم تنهای تنهای بیایم، دور از هر کثرتی؛ دوست دارم گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی.
خدایا! اگر بگویی لیاقت نداری خواهم گفت: لیاقت کدام یک از الطاف تورا داشتهام.
یا سیدی و مولای! ابراهیم را گفتی که عزیزترین فرزندش را قربانی کند، و او اسماعیل را محیا کرد. هنگامی که پدر کارد را نزدیک گلوی فرزندش آورد، ندا آمد دست نگهدار. ابراهیم آزمایش خود را داد ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود.. زمان زیادی گذشت که عزیزترین فرزند آدم در راه خدا قربانی شد و آن هم حسین ابن علی (ع) بود...
پروردگارا! قلبم مالامال عشق تو است و از شوق عشق تو و به حسین تو میتپد.
جانا! جان ناقابلم که امانت توست را بپذیر و از خطاهایم درگذر که من فراق تو و طاقت و تحمل عذاب تورا ندارم.

بارالها! من همان بنده ای هستم که سالها در گمراهی به سر برده و عصیان اوامر تو را کرده ام، اما اینک معترفم به گناهانم و اقرار می کنم به اینکه در اشتباه بودهام، پس از گناهانم درگذر و توفیق لقایت را که نصیب شهدای راهت میکنی نصیب من هم کن.
بارالها! تو را شکر میگویم که به من آگاهی بخشیدی تا اینکه بدانم کیستم و از کجایم و به کجا می روم.
خدایا، در شهادت چه لذتی است که مخلصان تو به دنبال آن اشک شوق میریزند و این گونه شتاباناند.
خدایا! هدایتم کن، زیرا میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
خدایا! هدایتم کن تا ظلم نکنم، زیرا میدانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.
خدایا! نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.
خدایا! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت، خیانت ظالمانه ای است.
خدایا! ارشادم کن که بیانصافی نکنم؛ زیرا کسی که انصاف ندارد، شرف ندارد.
خدایا! معرفتمان ده که بس بیمعرفتیم.
صبرمان ده که بسیار عجولیم.
بصیرتمان ده که ببینیم آنچه نادیدنی است.
کورمان کن که نبایستهها را نبینیم و جز تو منظر نظر نباشد.
بینشی عطا کن که اهل ثمر شویم.
و فکری ببخش تا به عظمتت پی ببریم و معرفتی یابیم.
دستی ببخش تا دستگیر باشد، و جز تو به سوی کسی دراز نشود.
قدمی عطا کن که در راه تو بپیماید.
و قدرتی که در خدمت تو باشد.

پیامبر گرامی اسلام: هر کس صادقانه آرزوی شهادت کند، خداوند به او ثواب آن را عطا خواهد کرد، هر چند به شهادت نرسد.
راه کاروان عشق از میان تاریخ میگذرد و هر کس در هر زمان بدین صلا لبیک گوید از ملازمان کاروان کربلاست.
تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو ببین باقیست روی لحظههایم رد پای تو
|| خادمالشهدا، کربلایی حجتالله رحیمی

















