شنبه 16 فروردين 1404 , 17:01




واردات فرهنگ، فرهنگ وارداتی
فاش نیوز - بههیچ روی تعلل در نجات فرهنگ سنتی و بومی از آسیب بیشتر از «فرهنگ وارداتی آمریکایی که در نیویورک تولید شده و اینک به سرتاسر جهان تسری یافته(1)» جایز نیست.
بدترین مخاطرهی چنین وارداتی"تحریک و کنترلِ باور"است. «تحریک، واژهای زیاده از حد قوی است(2)»؛ چرا که مانع از فهم علمی واقعیتهای فرهنگ و اجتماع(جهان اجتماعی) میشود.
برخی دموکراسی پژوهشانِ استخواندار با «کشف قانون آهنین الیگارشی، [چرخش قدرت در دست گروه اندک و نالایق!] نشان میدهند که دموکراسی غیرممکن و طرفداری [افراطی] از آن حماقت است.(3)» مشکلات چنین افراطی فراتر از مرزهای سیاسی و قومیاند و در سرتاسر جهان پدیدار میشوند. اما واقعیت انکارناپذیر این است که «درکمتر جامعهای، پیمان و توافق عمومی تحقق مییابد.(4)»
اما امروزه "ما بهوسیله چیزی که بهطور باورنکردنی احمق است تسخیر میشویم، آن چیز در دستکاری معانی، احساسات و تمایلات ما متبحراست!(5)"
و مجموعهی:
- «باورهای بنیادین
- باورهای میانجی
- باورهای خودآیند
و طرز فکر و احساس و نوع رفتار را تحت تاثیر قرار میدهد.(6)» تا افرادی اسیر منافع شخصی و قانون شکن، «منشأ فساد در زندگی اجتماعی و خسارت و محرومیت دیگران شوند و هیچ موعظه و اندرز اخلاقی نیز نتواند در کنترل آنها مؤثر باشد.(7)»
تأکید بر مسئلهی تحریک از این لحاظ مهم است که در هر جامعهای «بسیاری از افراد نیازمند به فنونی هستند که به کمک آنها قصهی زندگی خود را تغییر دهند.
این افراد اگر پاسخ به این نیازها را از منابع علم بنیان نگیرند، بهسمت روشهای غیر علمی، و در مواردی خطرناک میروند.(8)»
یکی از پاسخگویان به آن نیاز بنیادین "کیویستو" است؛ «رهبران فرهمند قدرتمندی باید وجود داشته باشند تا تودهها را برای تعقیب هدفهایی که به دست رهبران، و نه رهبری شوندگان، تنظیم گردیدهاند بسیج کنند.» چنین رهبرانی «در زمانی که تودهها بهراحتی به کارهای روزمره خود میپرداختند، برای دفاع از اهداف، متحمل مرارتهایی مثل تبعید و زندان شدهاند.
این افراد که اغلب نوعی هالهی تقدس و شهادت نیز پیدا میکنند در ازاء خدمتی که انجام میدهند فقط یک چیز را طلب میکنند و آن حق شناسی است.(9)»
در فرهنگ والای ایرانی و اسلامی "حق شناسی" ریشههای عمیقی دارد؛ ولی متاسفانه روئیدن پاجوش! در کنار آن ریشههای عمیق، موجب شده در دشت بیفرهنگیِ وارداتی! این حقشناسی به مواردی معالاسف به حق ناشناسی مبدل گردد....
بدتر از همه سکوت عجیب اساتید محترم و بزرگوار پدیدارشناسیِ جامعه و فرهنگ(جهان اجتماعی) است که با «استخراج مفاهیم اصلی در روابط بینالاذهانی و ایجاد دستهبندی آن جهت فهم مناسب پیچیدگیهای جهان اجتماعی(10)» راهکاری ارائه دهند و مانع از "دستکاری نقشهمند اندیشهی حقشناسی" در ایران امروز شوند....
منابع و مآخذ:
1. بشیریه؛ نظریههای فرهنگ در قرن بیستم
2. کهون؛ از مدرنیسم تا پست مدرنیسم
3. کیویستو؛ اندیشههای بنیادی در جامعهشناسی
4. اسکندری؛ سیری در حاکمیت، جلد اول حقوق طبیعی، قراردادگرایی و حاکمیت"
5. بل؛ درآمدی بر فرهنگ سایبر
6. بک؛ شناخت درمانی، مبانی و فراتر از آن
7. اسکندری؛ سیری در حاکمیت، جلد دوم" دین و حاکمیت"
8. لیهی و دیگران؛ مداخلات و طرح های درمانی برای افسردگی و اختلالهای اضطرابی
9. میخلز؛ جامعه شناسی احزاب سیاسی "مطالعهای در مورد گرایشهای الیگارشی در دموکراسیها"
10. بودلایی؛ روش تحقیق پدیدارشناسی
|| دکتر سیدمهدی حسینی

















