05 مرداد 1405 / ۱۱ صفر ۱۴۴۸
شناسه خبر : 117774
دوشنبه 08 ارديبهشت 1404 , 12:22
دوشنبه 08 ارديبهشت 1404 , 12:22


جنگ شناختی - نظامی و این پویش ۲۰ ساله
محمد ایمانی
وعدههای۳ روزه که بر باد رفت
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«ملت مبعوث» از منظر قرآن کریم
هاشم اسدی
سپر مقابله با جنگ شناختی
حمیرا حسینی یگانه
آمریکا؛ سه فرار نظامی در ۱۹ روز
سعدالله زارعی
خون جاری در میناب، سند رسوایی مدعیان حقوق بشر
حمیدرضا مرادی
آمریکا مجددا درخواست آتشبس کرد!
هاشم اسدی
اتحاد هژمونیک غرب علیه موجودیت ایران
میلاد رضایی
«گربهگاه» هرمز؛ گرهگاه انرژی جهان در پیچ تاریخ
علیرضا رجائی
یک قاب عکس از جولانی
سید محمدعماد اعرابی
وحدت، مؤلّفه اربعین تمدنی
حمید احمدی


آوارهای در آوار
فاش نیوز - دوربین را چرخاندم؛ به سمت خرابهای، تلی از خاک.
مردی با حالی نزار، نالهکنان، با پنجههایش، زمین را شخم میزد. خاکها را کنار میزد و دنبال چیزی میگشت.
صدای شیونش آسمان آبی را ترک داده بود. آسمان تیرهرنگ شده بود و با او میگریست.
نزدیکش آمدم. آرام به شانهاش زدم. دستی به صورتش کشیدم. گفتم: «برادر، برادر! با خودت چه میکنی؟ دنبال چه میگردی؟»
نعرهای، اما ضعیف، از دل پراندوهش کنده شد. بیتابیاش او را بیقرار کرده بود. دست و پایش بههم پیچیده شده بود.
خودش را به سختی نیمخیز کرد و با اشک و آه، رویش به من کرد و گفت: «دنبال چهار فرزندم زیر آوارها...»
- لا اله الا الله.
کجایید پسرانم؟ بابایتان تنهاست و بیکس. چرا بابایتان را تنها گذاشتید؟ من بیشما میمیرم.
صوت محزونش خنجری بر جگرم فرو برد. خشم و نفرتم را نسبت به دشمن به دو هزار برابر کرد.
من هم داد زدم: «خدایا، چطور این داغ را تحمل کند؟ چگونه میشود حال این پدر را درک کرد؟»
دستم به شانهاش خشکید. با هم به سوی زمین فرو ریختیم و صدای نالهاش با ذکر یاالله مخلوط شده بود.
نمیدانستم برای آرام کردنش کاری کنم. فقط با یقین، اما با احتیاط، گفتم: «بخدا فرزندانت در بهشت هستند. آنها جایشان خوب است.»
در حالی که سرهایمان به شانههای یکدیگر تکیه داده بودیم، اشکهایمان بر روی هم میغلتید. آرام گرفت. ذکرهایش به دعا تبدیل شد...
ای خاندان پلید صهیون،
وقاحت را از مرزها گذراندهاید.
خدایا، عجب ایوبوار ما را آزمودی!
ولی ما باز هم میگوییم: «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ...»
وه که چه صبری داری خدا!
|| نیره قدیری
منبع: کیهان


خاطرهای از زیارت عتبات توسط آزادگان
علیاکبر امیراحمدی
تیربارچی قهار با آستین خالی
جعفر طهماسبی
اسلحه همه خراب شد الا مریم امجدی
مریم امجدی زنجانی
و فردا چه سرنوشتی در انتظار ماست....
علیرضا ضابطی سیستان















