03 شهريور 1405 / ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 118992
دوشنبه 19 خرداد 1404 , 11:59
دوشنبه 19 خرداد 1404 , 11:59


مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان
ایران؛ حامی دولت و مقاومت عراق
سعدالله زارعی
از زمین فوتبال امجدیه در تعقیب اسرائیل
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
حاکمان قطر، گذشته را خوب یادشان باشد
محمد خامهیار
حجاب؛ نظام جامع عفاف و فرهنگ عمومی
آیتالله عباس کعبی
نبرد معنا؛ تیغِ روایت در پیکارِ بقا
آزاده محمودیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
دستور ویژه حاج قاسم درباره غواصان یک لشکر
فاش نیوز - حاج قاسم گفت: «خیلی بی انصافی سید!» گفتم: «چاره چیست؟ باید برای عملیّات آماده شوند.» گفت: «حالا چی دادی به بچّهها برای شام؟» گفتم: «هیچی، ماکارونی سفید.» گفت: «چطور؟!» گفتم: «غذای لشکر است دیگر.»
دفاعپرس، تصویر زیر به سال ۱۳۶۵ بازمیگردد؛ فرمانده گردان ۴۱۰ غواص حضرت رسول (ص) در شرح تصور روایت میکند: هوا خیلی سرد بود. یک بار حاج قاسم آمد آنجا (کانال سلمان) دید من بچّهها را شب توی آب میفرستم. دست کرد درون آب دید خیلی سرد است. خیلی ناراحت شد.

گفت: «خیلی بیانصافی سید!» گفتم: «چاره چیست؟ باید برای عملیّات آماده شوند.» گفت: «حالا چی دادی به بچّهها برای شام؟» گفتم: «هیچی، ماکارونی سفید.» گفت: «چطور؟!» گفتم: «غذای لشکر است دیگر.» همانجا نوشت و گفت: «تا اینها میروند تمرینشان و بر میگردند راننده بفرست آشپزخانه برای اینها کباب تهیه کنند و بیاورد.»
از سمت راست: حاج قاسم سلیمانی (فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله)، حمید شفیعی (فرمانده تیپ غواص)، علی اکبر خوشی (معاون عملیاتی لشکر) و محمود امینی (فرمانده گردان ۴۱۰ غواص حضرت رسول صلی الله علیه و آله)، مسئولیتها مربوط به زمستان ۱۳۶۶ است.


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















