دوشنبه 23 تير 1404 , 11:34




دست نوشته سردار شهید رشید یک هفته قبل از شهادتش
فاش نیوز - دلنوشته سردار رشید یک هفته قبل از شهادت:
حضورم در منزل درحد یک ساعت گاهی کمی بیشتر، قبل از نماز مغرب و عشا است (برای شام) والسلام.
و به خاتواده و عباس آقا میگویم فکر کنید، جانباز نخاعیام و مثل آدمهای متعارف نمیتوانم و قت بگذارم حتی نیم ساعت هم کلام شدن؟
نمیدانیم سرِّ باقی ماندنمان در این دنیا در دهه سبعین چیست؟
دلم میخواهد با آن فرشته و ملکی که هرشب فرود میآید و صدا میزند به (فرمایش رسول خدا): «یا ابناءالسبعین!نودی لکم فاجیبوا» بگویم، بابا! هنوز هم بهلحاظ شرایط کاری خداکند جان این حقیر گرفته شود.
بدست مبارک حضرت عزرائیل(ص)هرگز فکر نمیکردم این قدر زنده بمانم! در آستانه 72 سالگیام!
قبل از انقلاب تصور ما این بود که قبل 30 سالگی شهید میشویم.
درجنگ بگونهای دیگر درطی این 37سال پس از جنگ انبوه کارهای ستادی و قرارگاهی در این سطح، (سطح راهبردی و عملیاتی) یک روز مارارهانکرده است
هرروز این سالها حقیقتا هفتهای به لحاظ زمانی برمامیگذرد
وروز که تمام میشود،از غروب آن، بفکر ادامه کاردرفردای آن میشویم
در ردیف ابناءالعشرین !هستیم که صدا میزنید«جدوا و اجتهدوا»
در حالی که جسم ما از ابناءاالستین که آن فرشته صدا میزند «زرع ان حصاده»گذشته است
(شما مانند زراعت وکشتی هستید که درو کردنش نزدیک شده است ذکر خفی ماشده است
انا الله و انا الیه راجعون....فراوان...خوشبحال شهدا
برادر شما رشید
25/3/1404


















