شناسه خبر : 120152
یکشنبه 05 مرداد 1404 , 10:33
اشتراک گذاری در :

اتحاد ملی به روایت «باشو، غریبه‌ای کوچک»

فاش نیوز - «باشو، غریبه‌ی کوچک» فیلمی به کارگردانی و نویسندگیِ بهرام بیضایی که در رأی‌گیری‌های گوناگون ادوار مختلف از سینماگران و منتقدان سینمایی به‌عنوان بهترین فیلمِ تاریخِ سینمای ایران شناخته شده است.

دفاع‌پرس_اکبر صفرزاده: «باشو، غریبه‌ی کوچک» فیلمی است به کارگردانی و نویسندگیِ بهرام بیضایی، ساختهٔ سالِ ۱۳۶۴. «باشو، غریبه‌ی کوچک» در رأی‌گیری‌های گوناگون ادوار مختلف از سینماگران و منتقدان سینمایی به عنوان بهترین فیلمِ تاریخِ سینمای ایران شناخته شده است.

اتحاد ملی به روایت «باشو، غریبه‌ای کوچک»

داستان فیلم به این قرار است که «باشو» پس از جنگ و از دست دادن خانواده‌اش، تصادفی از روستایی در شمال کشور سر در می‌آورد و در این روستا با زنی به نام «نائی» رابطه‌ای مادر و فرزندی برقرار می‌کند.

«باشو» دراین روستا فردی متفاوت به حساب می‌آید. او هم در زبان و گویش با دیگران متفاوت است و هم در رنگ پوست و رفتار و کردار. برخی از اهالی روستا تحمل وجود او را ندارند و به هر بهانه‌ای او را آزار می‌دهند. 

در صحنه‌ای از فیلم، «باشو» نامه شوهر «نائی» را می‌خواند و می‌فهمد که شوهر «نائی» با حضور او در این خانه موافق نیست. «باشو» قهر می‌کند و می‌رود، اما «نائی» دنبال او می‌گردد و او را پیدا می‌کند و با چوبی که در دست دارد او را به دلیل ترک خانه تنبیه می‌کند و او را به خانه باز می‌گرداند.

«باشو» چوب نائی را می‌بوسد. آری، فرزندان وطن را باید به خانه بازگرداند حتی به زور کتک و چوب و آن چوبی که برای بازگرداندن فرزندان وطن بالا می‌رود و برتن می‌نشیند را باید بوسید.

«باشو، غریبه‌ای کوچک» فیلمی است در ستایش تفاوت‌ها و تمایزها. در جایی از فیلم «نائی» سنگ آسیاب را زمین می‌گذارد تا دخترش را از زمین بلند کند و «باشو» به قصد کمک به «نائی» سنگ آسیاب را به سینه می‌کشد و می‌برد.

از نیمه فیلم به بعد «باشو» نقش موثر و تعیین کننده‌ای در زندگی «نائی» ایفاء می‌کند. به‌عنوان مثال در صحنه‌ای از فیلم که «نائی» شبانه به مزرعه می‌رود «باشو» همراهی‌اش می‌کند و یا در بازار زمانی که خریدار سر «نائی» کلاه می‌گذاردریال «باشو» می‌فهمد و به «نائی» اطلاع می‌دهد.

در صحنه‌ای از فیلم وقتی «باشو» مورد آزار و اذیت بچه‌های روستا قرار می‌گیرد، کتاب در دست می‌گیرد و اینگونه می‌خواند: ایران سرزمین ما است، ما از یک آب و خاک هستیم، ما فرزندان ایران هستیم.

این جملات «باشو» انسان را یاد این درخواست امام خامنه‌ای از محمود کریمی می‌اندازد که فرمودند:‌ ای ایران بخوان؛ و یا این جمله محمد باقرقالیباف که گفت: هسته سخت این نظام، ۹۰ میلیون نفر هستند که همه یکپارچه‌اند. 

آیه ۵ سوره قصص از قرآن کریم بیان می‌کند که خداوند اراده کرده است که به مستضعفان و کسانی که در زمین به ضعف و ناتوانی کشیده شده‌اند، نعمت بزرگی عطا کند و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهد. به عبارت دیگر، این آیه وعده‌ای الهی است مبنی بر اینکه مستضعفان و تحت ستم‌دیدگان، روزی به مقام و جایگاه والایی خواهند رسید و رهبر و پیشوای دیگران خواهند شد.

وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ/ و ما می‌خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت‌های با ارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان روی زمین گردانیم.

خواست خداوند و تقدیر «باشو» چنین است که آینده خانواده «نائی» در دستان «باشو» قرار گیرد. او برای مزرعه مترسک می‌سازد و در پایان فیلم به همراه «نائی» و همسرش به جنگ گراز‌های مزرعه می‌روند. در این مبارزه بچه‌های «نائی» حضور ندارند.

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi