شناسه خبر : 122162
شنبه 17 آبان 1404 , 10:41
اشتراک گذاری در :

در اردوی نیم روزه اصحاب رسانه و در معراج الشهدای گلزار بهشت زهرا(س) مطرح شد

ماجرای فداکاری راننده اسنپ در جنگ ۱۲رزوه

دوستان از ساعت ۶ صبح کار را شروع کردند. با جمع آوری پیکر شهدا کار آغازشد اما حجم کار بالا بود. البته در این میان اتفاقات خوبی هم رقم خورد که نباید از آن غافل بود. از کمک و امدادرسانی نیروهای مردمی نباید به سادگی گذشت....

فاش نیوز- «بی‌اعتنایی اجتماعی» از جمله مباحث مهم در جامعه‌شناسی است که کشورها معمولا با بررسی سالانه آن، به نتایج مهمی می‌رسند، نتایجی که در تصمیم‌‌گیری‌ها دارای اهمیت بالایی است. این که مثلا در زمان بروز بحران‌ها، جامعه چه واکنشی از خود نشان می‌دهد، از اهمیت بسزایی برخوردار است. گاهی افراد ازکنار مسائل و مشکلات «بی‌اعتنا» عبور می‌کنند و گاهی نه. قطعا نتایج این دو واکنش، تفاوت زیادی با هم خواهد داشت. در بخشی از مطلبی که در ادامه می‌خوانید، وقتی آقای «سیدپوریا علوی» رئیس روابط عمومی گلزار بهشت زهرا(س) درحال صحبت با اصحاب رسانه است، به مورد جالبی در این باره اشاره می‌کند. او در کنار ارائه گزارشِ حوزه مسئولیت خود، به واکنش یک راننده اسنپ در دوران جنگ۱۲ روزه اشاره می‌کند که نشان می‌دهد، در جامعه ایران به ویژه در ایام سختی و بحران، خبری از «بی اعتنایی اجتماعی» یا «بی تفاوتی اجت ماعی» نیست و بحران خود، عامل مهمی در اتحاد و انسجام است. گزارش پیش رو درباره‌ی اردوی نیم روزه اصحاب رسانه، از معراج الشهدای گلزار بهشت زهرا (س) تا قطعات مناسب سازی شده این گلزار و گفتگو با مسوولان این سازمان از جمله «سیدپوریا علوی» است که در ادامه می‌خوانید.

چندی پیش به دعوت روابط عمومی گلزار شهدای بهشت زهرا (س) و به اتفاق بیش از ۴۰ تن ازخبرنگاران، نویسندگان و اهالی قلم در گلزار شهدای تهران حاضر شدیم تا از معراج الشهدای این مکان مقدس-که احداث آن به ایام جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی باز می‌گردد- و همچنین دیدن قطعات مناسب سازی شده و به ویژه قطعه ۴۲، بازدید و گزارشی تهیه کنیم. لاله ۵ گلزار شهدار بهشت زهرا (س) در خنکای پاییزو در گرگ و میش هوا، از صبح زود محل تردد خبرنگاران و عکاسان و اهالی قلمی بود که سال‌هاست دل در گرو عشق شهدا داده اند و امروز نیز با شوقی وصف ناپذیر شاکر خداوندی هستند که رزق اول امروزشان را زیارت قبور همین شهدا و امامزادگان عشق کرده است.

در بدو ورود دوستان روابط عمومی سازمان بهشت زهرا (س) چند قدمی به استقبال میهمانان آمدند و با کمال احترام آنان را به سالن برگزاری مراسم هدایت کردند. ابتدای ورودمان به سالن پایش و کنترل، با یک صبحانه کاری شروع و با پخش فیلم‌هایی از چگونگی روند بهسازی قطعات مطهر شهدا و همچنین روند احداث معراج الشهدا ادامه یافت. اگرچه چهره بسیاری از همکاران رسانه‌ای برایم نا آشنا بود اما از خانواده صداوسیما چهره‌های آشنایی همچون «راحله امینیان»، «فضه السادات حسینی» و «حسن شمشادی» حضور داشتند تا بلکه همگی گوشه‌ای از شکوه و عظمت شهدا را به زیور قلم آراسته و به تصویر بکشیم.

همین چندساعت حضورمان در کنار یکدیگر کافی بود تا خیلی زود یخ این ناآشنایی‌ها کم کم آب شود و این سفر را دلنشین‌تر کند. همه با هم همقدم شدیم. در ابتدای این اردو در محوطه بیرونی، «سید پوریا علوی» رئیس اداره گلزارشهدا درخصوص ضرورت ایجاد و احداث معراج الشهدای گلزارچنین گفت: «در بحث احداث معراج الشهدا با توجه به اتفاقات منطقه نظیر لبنان و سوریه و شهادت شهید "سید رضی" و "اسماعیل هنیه" و... احساس کردیم که باید آمادگی بیشتری پیدا کنیم. بنابراین با سوله بلااستفاده ای که در اینجا بود سردخانه، سالن تطهیر و تدفین... را طراحی کردیم سپس ماشین آلات و ادوات را برای جابجایی پیکر شهدا تعبیه نمودیم و قرار براین بود که سردار "سلامی" برای افتتاح آن تشریف بیاورند که متاسفانه با شهادت ایشان این اتفاق نیفتاد.» وی در ادامه گفت: «شب دوم حمله رژیم صهیونیستی بود که ساعت حدود ۵ صبح در اینجا حضور پیدا کردیم. معمولا درحوادث غیرمترقبه دستگاه‌ها خیلی دیر وارد عمل می‌شوند اما در این جریان، ازهمان روز حادثه مجموعه دستگاه‌ها از جمله سپاه، هلال احمر، پزشکی قانونی، آگاهی، آتش‌نشانی و خود سازمان بهشت زهرا (س)و.... به عنوان کارگروه شهدا تشکیل و از کشف پیکر مطهر شهدا تا انتهای ماجرا، پای کار بودند و با یکپارچگی مجموعه نهادها و همکاری با مراجع حاکمیتی کار ارزشمندی را رقم زدند.»

علوی در ادامه گفت: «دوستان از ساعت ۶ صبح کار را شروع کردند. با جمع آوری پیکر شهدا کار آغازشد اما حجم کار بالا بود. البته در این میان اتفاقات خوبی هم رقم خورد که نباید از آن غافل بود. از کمک و امدادرسانی نیروهای مردمی نباید به سادگی گذشت. از راننده اسنپی که پس از این اتفاق کارش را تعطیل کرده بود و با مراجعه به درب پادگان‌های سپاه و جاهای مختلف، برای هر نوع کمکی اعلام آمادگی کرده بود و مدت ده دوازده روز پیکر مطهر شهدا را با ماشین خود تخلیه و جابه جا می‌کرد تا کارگر جوانی که اگر یک روز سر کار نمی‌رفت در خرج خانواده‌اش می‌ماند، اما پای کار آمده بودند. تقریبا ۲۰ روز در کنار ما بودند و من گاهی فکر می‌کردم این‌ها از همکاران اداری ما هستند.»

آقای «سیدعلوی» این را هم اضافه کرد که «مبحث بعدی که باید به آن توجه می‌شد، بحث "تکریم خانواده شهدا"یی بود که به اینجا می‌آمدند. از بر پایی ایستگاهای صلواتی، صبحانه، ناهار و شام گرفته تا به کارگیری گروه روانشناس "حامی" در کنار خانواده شهدا، تا بتوان قدری آلام آنان را التیام بخشند. البته ازحضور موثر همسران شهدای مدافع حرم در کنار خانواده این شهدای تازه نیز باید گفت چرا که آنها هم ضمن بازگو کردن قصه شهادت همسرانشان سعی در دلجویی خانواده‌ها داشتند. نکته بعدی مراسم‌هایی بود که گرفته می‌شد و آنچه برای تمامی شهدای جنگ ۱۲ روزه-از شهادت سرداران و فرماندهان گرفته تا شهادت زندانیان و سربازان اوین- مهم بود، تکریم خانواده‌ها و اجرای مراسم‌ها بود. اما در مورد سالن عروجیان و سالن‌های تطهیر هم که معمولا همیشه روزانه حدود ۲۰۰ متوفی وجود دارد و با این حادثه شلوغی و ترافیک راه‌ها، بستر مناسبی برای شهدا و خانواده شهدا متصور نبودیم، بنابراین در روز هفتم یا هشتم جنگ، در جلسه ستاد برای سرعت بخشی بیشتر به کار، تصمیم گرفته شد که مرکزی ایجاد شود و نماینده همه نهادها اعم ازسپاه، بنیاد شهید، پزشکی قانونی و... اینجا حضور داشته باشند که اگر خانوده شهیدی مطمین می‌شد که پیکر شهیدش اینجاست دیگر اذیت نشود و کار در همین جا و به سهولت انجام شود.»

پس از صحبت‌های «سیدعلوی»، اولین مکانی که برای اعضای کاروان اردو پیش بینی شده بود بازدید از محل تطهیر شهدا و سرد خانه معراج بود. با این شرط که گوشی‌های همراهمان را تحویل دهیم و‌ بدون گوشی وارد شویم. به ناچار پذیرفتیم و قدم به درون گداشتیم. کفش‌هایمان را درآوردیم و قدم به داخل سردخانه گذاشتیم که به یکباره سرمای زیادی بر جانمان نشست اما برودت آنجا، مانع از آن نشد که صرفنظر نماییم.

پیکر مطهر چند شهید دفاع مقدس۱۲ روزه که به تازگی تفحص شده و آماده تحویل و‌ تدفین بودند روی قفسه‌ها قرارداشت. حضور عطرآگین شهدا دلمان را لطافت عجیبی بخشیده بود و بودن در کنارشان غنیمت بزرگی بود. به یکباره همه از هم جدا شدیم. دستی از جنس نیاز و التماس را به محضر نورانی آن افلاکیان پاک که سال‌ها بود جسم‌شان مقیم رضوان الهی بود و شاید، امروز تکه‌ای از جسم خاکی‌شان به یادگار مانده بود، به سمتشان دراز کردیم و سر در گریبان برغربت برادران شهیدمان اشک ریختیم. هرچند دلمان می‌خواست ساعت‌های باقی‌مانده را کنارشان باشیم و عقده دل بگشاییم اما با یادآوری مسئولان و تذکرهایی که درباره کمی وقت داده شده، به ناچار از آن مکان نورانی جدا شدیم. 

ادامه دارد....

|| صنوبر محمدی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi