شناسه خبر : 122250
پنجشنبه 22 آبان 1404 , 11:40
اشتراک گذاری در :
ادبیات ایثار و شهادت

گزارشی از اردوی نیم‌روزۀ خبرنگاران و نویسندگان در معراج‌ شهدای بهشت زهرا(س)

نقاشی‌ فرشته‌ها روی دیوار غسال‌خانه!

با ورودمان به محیط تطهیر متوفیان، به یکباره دیدگاهمان از آن محیط مبهم، خوف انگیز و سرد به محیطی کاملا روشن و تمیز تبدیل شد. مزین بودن دیوارها با نقاشی‌های شاد و کودکانه که توسط فرزندان غساله‌ها کشیده شده بود، محیط سرد و بی‌روح آنجا را تا حدودی گرمی بخشیده بود.

فاش نیوز - در اولین بخش از گزارش "اردوی نیم‌روزه خبرنگاران، نویسندگان و عکاسان از معراج شهدای گلزار بهشت زهرا (س) تهران که خود نماد استکبارستیزی است، از چگونگی شکل‌گیری این مکان مقدس سخن گفتیم. در بخش دوم این گزارش نیز به تاریخچه شکل‌گیری این گلزار، بایدها و نبایدهای مناسب‌سازی و تفاوت آن با یکسان‌سازی و البته دیگر بخش‌های بازدید شده توسط اصحاب رسانه پرداخته‌ایم.

یکم
شاید یکی از دیدنی‌ترین و تأثیرگذارترین بخش این اردو، حضور در "سالن عروجیان" و محل تطهیر متوفیان بهشت زهرا (س) بود. تجربه کاملاً متفاوتی که شاید برای بسیاری از ما برای اولین‌بار اتفاق بیفتد. جایی که پایان راه زندگی هر انسانی است؛ انسانی که در این گره خاکی متولد شده، چند صباحی زیسته و از آن راهی خانه ابدی می‌شود. گاهی تصور ما از محل عروجیان تصویر اشک و ناله و فریاد است؛ اما پشت پرده چیز دیگری است که شاید قریب به‌اتفاق راویان حاضر، آن را ندیده باشند. با ورودمان به محیط تطهیر متوفیان، به یکباره دیدگاهمان از آن محیط مبهم، خوف‌انگیز و سرد به محیطی کاملاً روشن و تمیز تبدیل شد. مزین بودن دیوارها با نقاشی‌های شاد و کودکانه که توسط فرزندان غساله‌ها کشیده شده بود، محیط سرد و بی‌روح آنجا را تا حدودی گرمی بخشیده بود.

 

 

  برخلاف تصوراتمان، غساله‌ها بسیار جوان و تحصیل‌کرده بودند؛ با میانگین سنی حدود ۳۰ سال. رفتارشان بسیار خوب بود و مرتب و منظم مشغول کار بودند. یک "ناظر شرعی" هم کنار غساله‌ها حضور داشت. همگی با خوش‌رویی و لبخند به استقبالمان آمدند. با دیدنشان از همان لحظه ورود سؤالات بسیاری برایمان پیش‌آمده بود و باید در همان زمان اندک، پاسخ آنها را دریافت می‌کردیم. البته برای آنها نیز سؤالات متفاوتی از چگونگی کار خبر و رسانه پیش آمده بود و همین سوال و جواب‌ها محیط را برای هر دو، دوستانه می‌کرد.

 کنجکاو بودیم از چگونگی کارشان مطلع شده، از نزدیک کار کردنشان را تماشا کنیم. اما بنا به شرایط و اینکه شاید خود متوفی و یا بستگان آنها راضی به این کار نباشند و خدای‌نکرده حق‌الناس بر ذمهٔ ما باشد، اصرار نکردیم. اما جواب سؤالات شرعی بسیاری را که داشتیم تا حد امکان دریافت کردیم. در میان سؤالاتمان، از حال و هوایشان در ایام جنگ ۱۲ روزه پرسیدیم که چگونه بر آنها گذشته بود که شنیدیم: «آن ایام بدترین روزهای زندگی‌مان بود. مواجه با پیکر مطهر شهدایی که گاهی جز با مقداری "روده" که تشخیص و شناسایی آن متعلق به مرد یا زن است، برایمان مقدور نبود. یا دیدن پیکری که "سر" نداشت حالمان را سخت دگرگون می‌کرد. از پیکر کودکی که از او فقط "یک پا و یک دست" باقی مانده بود صحنه‌هایی بود که واقعاً حزن‌انگیز بود، طوری تا مدت‌ها حال خوبی نداشتیم. آنها می‌گفتند و می‌گفتند و با هر جمله‌شان اندوه سنگین‌تری بر دل و جانمان می‌نشست. فرصت اندک بود و پس از ۲۰ دقیقه حضور در سالن‌های تطهیر، آنجا را ترک کردیم.

 دوم
البته در همان فرصت اندک، توانستم با چند نفر از دوستان رسانه‌ای دربارهٔ حال و هوایشان از این اردو و بخش‌های جذاب آن گفت‌وگو کنم. "الهه آخرتی" نویسنده، پژوهشگر و مترجم است که تاکنون ۱۱ جلد کتاب در حوزهٔ مقاومت به چاپ رسانده است. وقتی راجع به کتاب‌هایش پرسیدم این‌طور جواب داد که: «کتاب‌های من در حوزه مقاومت کشورهای ایران، بوسنی، سوریه، فلسطین، افغانستان و پاکستان و در کل، هر جایی که این تفکر وجود داشته، است که در کشور خودمان و سپس بیرون از ایران به دنبال آن رفته‌ام و امیدوارم این رویدادها و نگاه مشترک در خاتمه به ظهور امام زمان (عج) ختم شود.»

 وقتی دیدگاهش را در خصوص این اردو جویا می‌شوم می‌گوید: «شاید قشنگ‌ترین بخش امروز این بود که از معراج شهدا آغاز شد، و به گلزار شهدا رسید. با قدم‌گذاشتن در قطعه شهدا، زنده‌بودن آنها را احساس می‌کنیم. درحالی‌که در دیگر قطعات متوفیان، تنها نکات عبرت‌آموزی را درک می‌کنیم که آخر زندگی اینجاست و در هر مقام و شغل و موقعیت که باشیم یک اتفاق مشترک برای همه رقم می‌خورد و آن مرگ است. اما باید با این تفکر زندگی کرد که آمده‌ایم کوله باری جمع کنیم و برویم و قرار نیست اینجا ماندگار شویم. در کل تجربه شخصی خوبی بود که حس آن را دوست داشتم.»

 "آخرتی" زمانی که از منظر یک "راوی" و یک "داستان‌نویس" به موضوع "مرگ" می‌نگرد معتقد است: «ما باید خیلی چیزها را روایت کنیم؛ اما فارغ از روایت برای دیگران، برای خودم تجربه و البته تلنگر خوب و ظریفی بود؛ میان منی که اینجا ایستاده‌ام و آن کسی که در اینجا آرمیده است. ان‌شاءالله که در خاتمه این زندگی به رضایتی برسیم که هم ما و هم خداوند راضی باشد.»

 

 

 از او می‌پرسم: «پیشنهاد شما چیست؟» که می‌گوید: «به نظر من این اردو خیلی خوب و مثمرثمر بود؛ اما ای‌کاش برای همه اقشار این فرصت فراهم شود. برای مثال گروه ما بیشتر صنف اهل قلم هستند که در حوزه تصویر، یا نویسندگی و یا فرهنگ فعالیت می‌کنند. این کار باید برای اقشار و اصناف مختلف تکرار شود. برای معلمین، دانشجویان، کسبه. قطعاً اگر این کار انجام شود، نگاه‌ها تغییر خواهد کرد. انسان‌ها نسبت به هم مهربان‌تر خواهند شد و دنیای زیباتری خواهیم داشت.»

 بانو "راحله امینیان" گوینده و مجری تلویزیون نیز معتقد است: «آمدن به بهشت زهرا (س) و به‌خصوص به قطعات شهدا، همیشه برای من با حال و هوای خوبی همراه بوده است. با تمام احترامی که برای همه اهل قبور قائل هستم و نزدیکانمان که در بهشت زهرا (س) آرمیده‌اند، این حال خوب و آرامش را در قطعات متوفیان نمی‌گیرم. بودن در کنار شهدا جوّ عجیبی دارد.»

 مجری برنامه "لاله‌خیز" همچنین گفت: «موضوع آن برنامه را از میان همین شهدا داشتیم و امروز بودن در کنار آنان یک بازخورد و بازیابی خوب برای من است. البته رفتن به سالن محل عروجیان هم به نظر من یک تذکر بود که حواسمان باشد، آخر همه زندگی‌ها همین‌جا است. پس هم مراقب اعمالت باش و هم درست زندگی کن.»
 این مجری باسابقه سیما همچنین پیشنهاد می‌کند: «این مدل برنامه‌ها و نشست‌ها و اردوهای نیم‌روزه حتماً کار درستی است و این گروه که جملگی اصحاب رسانه هستند، هنر مهم انتقال این فرهنگ به جامعه را باید داشته باشند و اینکه رسانه با چه زبان، چه ادبیات و با چه سلیقهٔ رسانه‌ای آن را انتقال بدهد نیز مهم است. زبانی که خیلی تلخ و گزنده (بخصوص در بیان مسائل معنوی) نباشد تا بتوان آن را به جامعه انتقال داد... امیدوارم هرکدام با زبان متفاوت و با شناختی که از مخاطبین خود در فضای مجازی داریم بتوانیم آن را به‌درستی انتقال دهیم.»

 "محمدمهدی رحیمی"، نویسنده کتاب "هارداسان" و راوی ۲۲۲ روایت از ۱۰۵۰ روز همراهی با شهید جمهور، آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی نیز به نقل خاطره‌ای از شهید جمهور و حضور او در اولین روز کاری خود در بهشت زهرا (س) و در مجتمع عروجیان اشاره کرد و گفت: «باوجود شرایط کرونایی و خطرات احتمالی، وقتی رئیس‌جمهور شهیدمان در میان کارکنان مجتمع عروجیان حاضر شده بود به آنان گفت، کار شما جهاد فی‌سبیل‌الله است و به زنان و مردان مصمم نیاز دارد. هرکسی حاضر به این کار جهادی نیست و کرونا نیز بسیار خطرناک است. شما فداکاری می‌کنید تا امور مردم به تأخیر نیفتد و این کار بسیار ارزشمند است و جای تقدیر دارد.»

 

 سوم
پس از بازدید اصحاب رسانه از محل تطهیر عروجیان، همگی با اتوبوس به سمت قطعات مناسب‌سازی شده گلزار شهدا حرکت کردیم. "میثم کشکولی" مسئول مجتمع معراج شهدا در میان اصحاب رسانه حاضر شد و از ابتدای امر، از چگونگی ایجاد گلزار تا بحث مناسب‌سازی و بهسازی قطعات شهدا را بی‌تکلف، ساده و روان برایمان این‌گونه توضیح داد: آرامستان بهشت زهرا (س) در سال ۱۳۴۹ تأسیس و تا به امروز دو و نیم‌میلیون متوفی در خود جای داده که بعد از وادی‌السلام نجف اشرف بزرگ‌ترین آرامستان جهان اسلام است.

 

 سابقهٔ حضور پیکر مطهر اولین شهید در بهشت زهرا (س)، (به گفته بنیاد شهید) به شهید "سمیع الله فیروز" در قطعه ۳۴ بهشت زهرا (س) برمی‌گردد که در اردیبهشت ۱۳۵۰ در یک جنبش کارگری نسبت به حکومت پهلوی در یکی از کارخانه‌ها کرج به شهادت می‌رسد. البته بسیاری از کارگران را در آن غائله به رگبار می‌بندند و به شهادت می‌رسانند و با پیگیری خانواده شهید فیروز ۱۵ساله و پرس‌وجوی فراوان، متوجه می‌شوند که فرزندشان در اینجا دفن شده است. پس از آن، یعنی ۱۰ سال بعد، ما شهید "دریاقلی سورانی" را داریم که قطعه ۳۴ بهشت زهرا (س) مدفن این شهید بزرگوار است. بعد از سال ۱۳۵۰، افرادی به‌صورت پراکنده توسط رژیم شاه به شهادت رسیده‌اند که در قطعات ۳۳ و ۳۴ و ۱۷ و ۳۹ به خاک سپرده شده‌اند.

 وی در توضیح بیشتری از قطعات شهدا ادامه داد: در قطعه ۳۳ بسیاری از شهدای نهضت انقلاب و در قطعه ۳۹ گلزار شهدا نیز مزار شهید اندرزگو (مرد هزارچهره) و یا شهدای گارد لویزان همگی در این قطعه مدفون هستند. اوج خونریزی سردمداران حکومت پهلوی از ۱۷ شهریور شروع و نهایتاً به ۱۲ بهمن تا ۲۲ بهمن است که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی می‌شود. در درگیری‌های مختلفی که انجام می‌شود، عمده شهدای این اتفاقات در قطعه ۲۱ که در جوار شهدای انقلاب اسلامی قرار دارد، دفن هستند و مزار حدود ۶۶۰ شهید نیز که مربوط به وقایع پادگان‌های «جی» و «عشرت‌آباد» است در این قطعه وجود دارد که در اوایل انقلاب و ورود حضرت امام (ره) به کشور و حضورشان در بهشت زهرا در ۲۲ بهمن ۵۷ به محل جلوس حضرت امام (ره) معروف شده است، همان جایی که امام سخنرانی مشهور خود را بیان کردند که نزدیک قطعه ۱۷ قرار دارد.

 پس از انقلاب اسلامی، ناامنی‌هایی که توسط عوامل ضدانقلاب و تجزیه‌طلب در کردستان و منطقه پاوه وجود داشت به شهادت شهیدان «محمد بروجردی»، «اصغر وصالی» و دیگران منجر می‌شود و بعد آن هم شهادت شهیدان «احمد کشوری»، «مصطفی چمران» و...برای تدفین این عزیزان قطعه ۲۴ در نظر گرفته می‌شود، همان قطعه‌ای که شهید ۱۳ساله، "حسین فهمیده" و شهدای ترور اوائل انقلاب در آنجا مدفون هستند.
 لذا قطعه ۲۴ با ۱۱۱۱ مورد امواتی که قبل از انقلاب و بعد از آن دفن شده‌اند و با دفن پیکر ۴۸۸۰ شهید که تا به امروز در این قطعه آرمیده‌اند، آغاز شکل‌گیری گلزار شهدای بهشت زهرا را رقم زده‌اند.

 

 

 "کشکولی" در ادامه به چگونگی روند مناسب‌سازی قطعات شهدا پرداخت و گفت: از سال ۱۳۶۰ و با آغاز طرح، بهسازی بخشی از آن از قطعه ۲۴ آغاز شد. البته با شکل‌گیری گلزار شهدا، با حضور مادران و همسران شهدا که برای رفع دلتنگی خود، بر سر مزار شهیدشان حاضر می‌شدند و عکس شهیدشان را با خود می‌آوردند و بر سر مزار شهیدشان می‌گذاشتند. این قاب عکس‌ها به‌مرور زمان بر اثر شرایط جوی، باد و باران و آفتاب آسیب می‌دیدید؛ لذا خانواده‌ها تصمیم گرفتند یک کمد و یا یک قاب آلومینیومی و یا یک حجله، بالای سر شهید خود نصب کنند و عکس شهید و شمعدانی و یا وسایل به‌یادگارمانده از او را داخل آن قرار دهند. به‌این‌ترتیب آن مزار و حجله شد "خانه دل مادر یک شهید". آن حجله شد تمام زندگی مادر و یا همسر یک شهید.

  بعضی‌ها هم پایین مزار یک جعبه‌ای را تهیه کردند و جارو و یا دبه آبی را که هر هفته برای نظافت مزار شهید استفاده می‌شد را داخل آن جعبه قرار دادند. سنگ مزارها هم هرکدام شکل خودشان را داشتند. هر مادر و یا همسری با طبع خاص و سلیقهٔ خودش، روی سنگ مزار نوشته‌ای نوشت. یکی یک دست‌نوشته از شهیدش را روی سنگ مزار نوشت. یکی از خانواده‌ها هم یک اثر هنری روی آن حکاکی کرد. بعد از گذشت ده، بیست، سی و چهل سال قطعات شهدا شکل خود را پیدا کردند و این قطعه تبدیل به یک "موزه مردم ساخته بزرگ" شد که نمونه‌ای ندارد و آثار داخل این حجله‌ها و کمدها و تک‌تک سنگ مزارها یک اثر دست‌ساز خانواده شهداست که دارای اثر و ارزش معنوی است و ما قائل به این هستیم که این هنر انقلاب اسلامی و هنر دفاع مقدس است که خانواده‌های خود شهدا آن را ابداع کرده‌اند و این نوع معماری مخصوص گلزار شهداست.

 سال ۱۳۵۸ با مصوبه هیئت وزیران قرار شد گلزار شهدای سراسر کشور ساماندهی شود. از این جهت که پدران و مادران شهدا کم‌کم پا به سن گذاشته و کهولت سن باعث شده بود که نتوانند به مزار شهیدشان بیایند؛ بنابراین نگه‌داشت این آثار دچار اشکال می‌شد. از طرفی در نصب سنگ مزار، ناهماهنگی‌هایی نیز دیده می‌شد و نگه‌داشت و نظافت مزارها نیز با مشکل مواجه شده بود و اصول مهندسی و استاندارد نیز رعایت نشده بود. از سویی نسل جدید تمایل به زیارت مزار شهدا داشتند و با توجه به پستی و بلندی‌ها، کارکرد زیارتی شهدا درحال ازبین‌رفتن بود.

 برای مثال قطعه ۲۷ گلزار شهدا در عصر و غروب به علت نبود روشنایی، تاریک و سنگ‌های مزار قابل خواندن و شناسایی نبود و خارج از شأن شهدا بود؛ لذا با تصویب هیئت وزیران مصوب شد که این قطعات از این وضعیت بیرون بیایند. متأسفانه مطالعات درستی در این خصوص انجام نشد و بدون بررسی و توجه به این نکته مهم که مادر شهید از آن حجله خاطره دارد و یا آن سنگ مزار را آن خانواده با خون دل ساخته و حتی آن گل کاشته شده بر سر مزار شهید با نظر پدر شهید در آنجا قرار گرفته؛ بنابراین پروژه "ساماندهی" را تبدیل به پروژه "یکسان‌سازی" کردند و گفتند در کل کشور این آثار حذف، سنگ مزارها کنده و سنگ‌های یکدست نصب شود و حجله‌ها برداشته شود. با این اتفاق، زمانی که شما وارد قطعات یکسان‌سازی شهدا می‌شدید، هیچ تفاوتی بلاتشبیه - با گورستان‌های کشته‌های جنگ‌های آمریکایی نداشت و نمادی از شهدا به چشم نمی‌آمد و هویت معنوی، ایرانی و اسلامی مزار شده به مخاطره افتاده بود...

چهارم

 لذا در سال ۱۳۹۷ بعد از اعتراضات مردمی و خانواده شهدا نهایتاً رهبر معظم انقلاب به این مسئله واکنش نشان دادند که این کار اشتباه است. درحالی‌که قطعه ۲۶ گلزار آماده شده، معظم له در سخنانشان بیان کردند این کار غلط است. متن اظهارات رهبر معظم انقلاب به این صورت بود که «یکی از کارهای غلطی که مدیران گلزار شهدا انجام می‌دهند، همین یکسان‌سازی است و آثار شهدا نباید حذف شود. عکس و آثار شهید باید بماند و زیبایی هر چیزی بر حسب خودش باید محاسبه شود.» ازآن‌پس پروژه‌ها در سراسر کشور متوقف شد. اما آیا اصل این ساماندهی زیر سؤال رفت؟

این کار باید انجام می‌شد. مادر شهید سال‌ها با ویلچر و گامیار نمی‌تواند وارد قطعه شود و یا جانبازان ویلچری نمی‌توانستند بر سر مزار هم‌رزمان خود حاضر شوند. این که ناامنی وجود داشت و نور کافی و زیرساخت‌های مناسبی برای مزار شهدا وجود نداشت، به قوت خود باقی بود؛ بنابراین طرح بهسازی گلزار شهدا مجدداً در سال ۱۴۰۰ نوشته و با یک کار مطالعاتی و باتوجه‌به اتفاقات تلخ قبلی و کار نامناسب یکسان‌سازی گلزار شهدا که در قطعه ۴۴ انجام شده بود، از سال ۱۴۰۰ و از قطعه ۵۰ آغاز شد. بنابراین حجله‌های شهدا، سنگ مزار شهدا، تناسبات فضایی برای زائرین و یک زیست فرهنگی که شامل ایستگاه‌های صلواتی بعلاوه پوشش گیاهی و فضای سبز مناسبُ چهارعنصری شدند که در طرح لحاظ شد.

 "کشکولی" حین بازدید از قطعات شهدا و بر سر یادمان شهید حسین فهمیده نیز گفت: طرح تناسبات فضایی و یادمانی که برای شهید فهمیده ساخته شده است یک حالت دنجی برای مخاطب دارد که بنا نیست از بین برود. سپس به قطعه ۲۴ که کار بهسازی آنجا در حال انجام بود سر زدیم. آثار هویتی، حجله، سنگ مزار، پوشش گیاهی و تناسبات فضایی بعلاوه زیست فرهنگی در حال رعایت‌شدن بود تا پروژه با رضایت خانواده‌های شهدا همراه باشد.

 درمیان راه سری هم به قطعه ۴۲ گلزار زدیم. قطعه‌ای که پس از حمله ناجوانمردانه رژیم سفاک و کودک‌کش صهیونیستی ایجاد شد و شهدای عزیز جنگ تحمیلی ۱۲روزه را در خود جای داده است. حال‌وهوای عجیبی داشت. هنوز چند ماهی از شهادت این عزیزان نگذشته بود و داغشان بر دل‌ها سنگینی می‌کرد. از همان ابتدای ورود به قطعه، همه از یکدیگر جدا شدیم. قدمگاه شهدا عجیب دیدنی بود. با هر قدم چهره کودکان معصوم و جوانان و سربازانی که بی‌دفاع و بی‌گناه به شهادت رسیده بودند، در مقابل چشمانمان مجسم می‌شد. به هر سو می‌نگریستیم بر سر برخی مزارها مادر و خواهری نشسته و فاتحه‌ای می‌خواند. در میان مسئول گلزار شهدا از حضور اصحاب رسانه، نویسندگان و راویان فرهنگ ایثار و شهادت در این اردو و رویداد فرهنگی قدردانی و نقش آنان را در ایام جنگ ۱۲ روزه بسیار چشمگیر و سازنده خواند.

 فضای حسینیهٔ معراج شهدا معنوی و به‌مراتب زیباتر از دیگر مکان‌های دیده شده بود. جایگاهی که عطر و بوی شهدا از آن ساطع می‌شد. وضویی ساختیم و پا به درون حسینیه‌ای گذاشتیم که درودیوار آن با پرچم‌های سرخ "یا حسین" و تمثال شهدا مزین شده بود. به عکس‌ها که نگاه می‌کردیم بی‌محابا اشک‌هایمان جاری می‌شد. فضای غریب آنجا فقط یک روضه "سیدالشهدا" کم داشت که دوستان روابط عمومی سازمان بهشت زهرا (س) با پخش زیارت عاشورا و پس از آن یک مداحی جانانه، حال دلمان را صفا و جلا دادند و قدری به آرامش رساندند. آخرین محل بازدید، حسینیه معراج بود و پس از آن مجدد به سالن پایش برگشتیم... «تاجیک» رئیس سازمان بهشت زهرا (س) چند لحظه‌ای با اصحاب رسانه به گفت‌وگو نشست.

 رئیس سازمان بهشت زهرا (س) در این دیدار ضمن قدرشناسی از حضور اصحاب رسانه در بازدید از بخش‌های مختلف بهشت زهرا (س) و مجموعه گلزار شهدا اظهار داشت: قطعاً تلاش اصحاب رسانه در انعکاس اخبار و موضوعات جنگ ۱۲ روزه و اقدامات مسئولین گلزار در خصوص معراج شهدا موجب قدردانی است. در بازدید امروز توضیحات به‌وضوح برای اصحاب رسانه منعکس شده اما آنچه حائز اهمیت است، بنده به تجربه اگر قرار است سیره شهید اثرگذاری خود را در جامعه و افراد داشته باشد، لطف خداست و قطعاً افرادی در سرعت بخشی آن مؤثر هستند و این یک توفیق است. در بحث روایتگری هرچه این فضا با اشتراک بیشتری پیش برود توفیقات آنان بیشتر است.

 تاجیک اضافه کرد: «پیشنهاد بنده آن است که بستری فراهم شود (بانک موضوع) و این موضوع‌ها به اشتراک گذاشته شود و این امر به‌صورت یک کتاب، فیلم و مستند ارائه شود.» رئیس سازمان بهشت زهرا (س) در پایان اظهار داشت: سازمان ما از هر محتوایی در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت استقبال می‌کند و به دنبال دریافت ایده‌های مناسب هستیم.

 اقامه نماز ظهر، پایان‌بخش این اردوی نیم‌روزه بود و جمع رسانه‌ای با کوله باری از تجربیات و آموخته‌ها این مکان مقدس را ترک کردیم.

|| صنوبر محمدی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi