جمعه 30 آبان 1404 , 11:39




گزارشی از یک رونمایی خودمانی!
نوشتن این داستان از دغدغهای آرام شروع شد؛ از لحظهای که فهمیدم بعضی تصمیمها مسیر انسان را برای ....
فاش نیوز - آیین رونمایی و معرفی کتاب «ساعت سرنوشتساز»، نوشتهٔ مریم صادقی، با حضور جمعی از استادان، نویسندگان، هنرجویان و علاقهمندان ادبیات داستانی برگزار شد.

به گزار رسیده، عصر دوشنبه(۲۶ آبان ۱۴۰۴)، سالن سرای حضور فرهنگسرای اخلاق، میزبان جمعی از نویسندگان، هنرجویان، اساتید و علاقهمندان ادبیات داستانی بود؛ جایی که آیین رونمایی از کتاب «ساعت سرنوشتساز» نوشتهٔ مریم صادقی، به همت کتابخانه ابنسینا و کانون قلمآوران برگزار شد. فضایی صمیمانه و فرهنگی این آئین از آغاز تا پایان، یادآور اصالتی بود که در ادبیات دفاع مقدس و روایت مسئولانه نهفته است.
در این نشست ادبی، استاد جانباز، ابوالفضل درخشنده به ایراد سخن پرداخت و گفت: نویسندگان، سنگرسازان جبههٔ تبییناند» استاد درخشنده -مدرسی که بسیاری از نویسندگان امروز، خود را وامدار نگاه دقیق، نقد دلسوزانه و تربیت ادبی او میدانند- سخنان خود را با طرح این پرسش آغاز کرد که «فرق یک نویسندۀ آموزشدیده با کسی که دورهای ندیده چیست؟»

این نویسنده و استاد، مسیر پنجسالهٔ آموزشی نویسندگان جوان را یادآور شد و اظهار داشت: این مسیر، صرفاً یادگیری فنون نیست؛ رسیدن به مرحلهای از خرد و فهم عمیق جهان و انسان است. به تعبیر او، نویسندهٔ حرفهای باید ویژگیهای «خردمند» را داشته باشد؛ ویژگیهایی که در آیات و روایات ما آمده و بعدها روانشناسان غربی با نامهای تازه، همانها را معرفی کردهاند. تواضع، صبر، آیندهنگری، قدرت دیدنِ آنچه دیگران نمیبینند....
استاد درخشنده سپس از نسبت ادبیات با سواد رسانهای سخن گفت؛ جایی که به تعبیر او، نقش نویسنده، نقشی بنیادین است: «اگر قرار است جامعه سواد رسانهای داشته باشد، باید نویسندهٔ خوب داشته باشد. ریشهٔ خبر، ریشهٔ محتوا، ریشهٔ اثر… همه در قلم نویسندگان شکل میگیرد. رسانه فقط خط و جهت نمیدهد؛ عاطفه و فیزیولوژی ما را هم تغییر میدهد. پس تولید محتوای ارزشمند، یک ضرورت است؛ همانجایی که جهاد تبیین معنا پیدا میکند.»

او تجربههای فرهنگی گستردهٔ کانون قلمآوران و فرهنگسرای اخلاق را یادآور شد و افزود: از «نسیم مهرورزی» تا «گنج پنهان»، از «سفید و سیاه» تا «آیات آسمانی»، آثاری هستند که در سطح سازمان فرهنگی -هنری شهرداری تهران، بهعنوان محصولات برتر شناخته شدند.
درخشنده با اشاره به نسل جدید نویسندگان گفت: شما آدمهای عادی نیستید. شما محصولسازید؛ نه جلسهگذار. شما در بطن سواد رسانهای قرار دارید.
این استاد ادبیات داستانی با بیان این که امروز بسیاری از فرهنگسراها و کلاسها توسط شاگردان همین کانون اداره میشود، خبر داد که بهزودی دورههای داستاننویسی پیشرفته در سطح کشور آغاز خواهد شد و بسیاری از مدرسین آنها، از میان همین نسل تربیتشده انتخاب خواهند شد. دانشگاه علمی - کاربردی هم در مراحل اجرایی، مصوباتش تمام شده و دوره پودمانیاش آغاز با شما بهعنوان مدرس آغاز خواهد شد.

سخنان این استاد سینهسوخته با مهر و دلسوزی همیشگی به پایان رسید آنجا که گفت: «من فقط "تخریبچی" هستم؛ موانع را برطرف میکنم و سنگر را تحویل شما میدهم. ادامه با شماست».
خانم فکوریفر، دبیر کانون ابن سینا نیز «ساعت سرنوشتساز» را روایت مسئولانه و پیوند دو نسل عنوان کرد و در تحلیل داستان بلند «ساعت سرنوشتساز»، آن را روایتی جذاب، منسجم و دارای ساختاری دراماتیک دانست که توانسته است گذشته و امروز را به شکلی طبیعی کنار هم بنشاند.
وی گفت: شروع داستان با دانشجویان و روایت از زاویهٔ دید آنان، انتخابی هوشمندانه است.
حضور جانباز سرافراز، احمد لک، داستان را از روایت به گواهی تبدیل، و واقعیت را زنده و ملموس کرده است.
تعلیقها بجا و درست است و خواننده را تا پایان همراه میکند.
فضای داستان نقش مهمی در انتقال حس دارد و نویسنده آگاهانه دست نسل امروز را در دست نسل دیروز گذاشته است.
درونمایهٔ اثر، متکی بر مسئولیتپذیری اجتماعی است و این پیام بهشکلی قوی و صادقانه منتقل شده است.
ثریا صادقی شبستری با اعطای عنوان «داستانی که رغبت میآفریند»، این رمان را داستانی دانست که میتواند ذائقهٔ نسل امروز را نسبت به ادبیات دفاع مقدس تغییر دهد. او بر چند نکته تأکید داشت:
پیوند دو نسل، محوری جذاب و اثرگذار است.
آغاز هر فصل با یک بیت ادبی مرتبط، ایدهای درخشان است.
شخصیتپردازی، فضاسازی و تحول شخصیتها، منطقی و باورپذیر است.
داستان، اطلاعات تاریخی و جغرافیایی را بدون تحمیل، در دل روایت منتقل میکند.
«ساعت سرنوشتساز» میتواند خوانندهای را که شاید در حالت عادی سراغ ادبیات جنگ نرود، به دل ماجرا بکشاند.
در پایان این نشست دلانگیز ادبی، مریم صادقی، نویسندهٔ «ساعت سرنوشتساز» با بیان مطالبی توضیح داد: نوشتن این داستان از دغدغهای آرام شروع شد؛ از لحظهای که فهمیدم بعضی تصمیمها مسیر انسان را برای همیشه تغییر میدهد.
او این مراسم را نوعی بازگشت توصیف کرد؛ بازگشت به فضای یادگیری، به جمعی که الهامبخش او بوده است و حضور استاد درخشنده را «چراغِ دیدن» نامید.

















