پنجشنبه 13 آذر 1404 , 11:31




کالسکۀ اقتصاد!
فاش نیوز - در فرهنگ اسلامی، اقتصاد را باتوجهبه اصل یونانی آن، "اکونومی از eikos یعنی خانه و nomos یعنی قانون"، به تدبیر منزل تعبیر کردهاند(۱)، علمی اجتماعی که فعالیتهای انسان در مورد ثروت یا رفاه مادی را مطالعه میکند.(۲)
در روزگار جهالت قرونوسطای غرب، در ایران همواره سربلند:
شبکهٔ وسیعی از کاسبان و بازرگانان به کار تجارت منطقهای و بینالمللی اشتغال داشتهاند.
ناصرخسرو میگوید :در اصفهان بازاری دیدم از آنِ صرافان، همهٔ کوچهها و کاروانسراها پاکیزه، در کوچهٔ طراز پنجاه کاروانسرای نیکو و در هریک بیّاعان و حجرهداران نشسته... (۳)
بیتردید، رهیافت اقتصادی در تثبیت شکل حکومت عامل تعیینکننده است.
رونق اقتصادی در گرو تغییر سیاست نیز میباشد؛ «معمولاً کشورهای موفق، سیاستهای خود را به طور ماهرانه با تغییر شرایط انطباق دادهاند.»(۴)
معالاسف جنگ ۱۲روزه اقتصاد را از تعادل خارج ساخت و حرفوحدیثها رختی نو به تن کرده و خود را درون واژههای شارلاتانیسم رسانهای آرایش دادند تا بهغلط تصور شود، «وقتی دنیا پر از مردمان مهم و بیاعتبار، ثروت زیاد و فقر بینهایت، دانش فراوان و جهل بینهایت باشد [آدمی] از بیاعتباری، فقر و جهل رویگردان شده، تمام توجه را روی مردمان مهم، ثروت زیاد و دانش فراوان متمرکز میکند!»(۵)
هرگاه اقتصاد از اعتدال خارج و خطر نابسامانی نمایان گردد» ،مردان عاقبتاندیش و اهلنظر به چارهجویی میافتند تا از طریق وضع قوانین یا تذکرات خیرخواهانه و بیدار کردن احساسات و عواطف انساندوستی و توجه دادن ارباب قدرت و ثروت به مسئولیتهای اجتماعی از انهدام جلوگیری نماید.(۶)«...
گسترش فناوریهای اطلاعات و ارتباطات، اقتصاد سیاسی را بهعنوان حوزهٔ مطالعاتی در کانون مناظرههای اصلی سیاستگذارانه و دانشگاهی قرارداد تا این مبحث حیاتی به محور تصمیمگیری در زندگی اجتماعی و دانش پردازی در علوم اجتماعی تبدیل گردد...
بهراست: «مردم،هرگز بدون سوارشدن بر کالسکهٔ مجلل نیاکان خود حرکت نمیکنند.«(۷)
از حیث تاریخی، در ایران همینکه پیشوایان دینی با صاحبان قدرت همدست شدند و ایمانها سست گردید، اختلاف طبقاتی شدید شد...
راهکارِ اقتصاد سیاسی برای تأمین منافع ملی، ایجاد سازش و الفت بین سه گفتمان اصلی است:
- گفتمان هنجاری دربارهٔ شکل آرمانی که روابط بین دولت [اسلامی] و اقتصاد باید بر اساس آن در نظر گرفته شود.
- گفتمان علمی دربارهٔ روشی که در آن، اقتصاد سیاسی حقیقتاً به عنوان یک نظام اجتماعی عمل میکند.
- گفتمان عملی دربارهٔ سیاستگذاری که با بهترین وسایل مدیریت و ارتقای تولید ثروت و بیشینهسازی در آمد عمومی خانوار سروکار دارد.(۸(
شایسته نیست زنجیرهٔ آن الفت در شرایط پساجنگی پاره شود و مردکی زَردَنبو «از کشوری که [بهدروغ] ادعا میشود بزرگترین قدرت روی زمین است [اما] از پایاندادن به جنگی که در یکی از کشورها برپاست عاجز مانده«(۹( بر زبان تک و توکی از جوانان ایرانزمین امیرالمؤمنین خوانده شود! ایکاش این صرفاً طنزی تلخ میبود!
به قول آرنت ،«گویی به افسونی در سرزمین پریان گرفتار شدهایم که به ما اجازه میدهد امور محال را به انجام رسانیم، بهشرط آنکه توانایی خویش را برای انجام امور ممکن از دست بدهیم، یا در کارهای خارقالعاده و محیرالعقول کامیاب گردیم، به این شرط که دیگر از عهدهٔ کارهای روزانه نیاییم.«
هدف اقتصاد سیاسی واقعبینی و دادوستد و همزیستی است. گفتگوی علنی و مسالمتآمیز میتواند زمینه مساعدی برای حس مسئولیت اجتماعی ایجاد کند، و بهاینترتیب گام بلندی برای رشد اقتصادی و سیاسی جامعه بردارد.
|| دکتر سیدمهدی حسینی
سرنخ:
۱.عنایت؛ بنیاد فلسفهٔ سیاسی در غرب
۲.عالم؛ بنیادهای علم سیاست
۳. همایون کاتوزیان؛ اقتصاد سیاسی ایران
"از مشروطیت تا پایان سلسلهٔ پهلوی"
۴. چانگ؛ انداختن نردبان، "استراتژی توسعه در چشم اندازی تاریخی "
۵. زونیس؛ روانشناسی نخبگان سیاسی ایران
۶. طالقانی؛ اسلام و مالکیت
۷. عالم؛ تاریخ فلسفۀ سیاسی غرب
" عصر جدید و سدۀ نوزدهم"
۸. پین؛ مباحث اصلی دراقتصاد سیاسی جدید
۹. آرنت؛ خشونت و "اندیشه هایی دربارۀ سیاست و انقلاب"

















