دوشنبه 01 دي 1404 , 10:56




در خصوص شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا(س)
چند سئوال از جناب مولوی عبدالحمید
فاش نیوز - نفی شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) توسط مولوی عبدالحمید و توصیف آن به عنوان یک وفات طبیعی، پیش از آنکه یک موضع مذهبی باشد، با چالشهای جدی تاریخی روبهروست.
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ
در روز جمعه مورخ ۲۱ آذر ماه ۱۴۰۴، اظهارات جناب مولوی عبدالحمید، در خطبه نماز جمعه اهل سنت زاهدان، پیرامون نحوه درگذشت حضرت فاطمه زهرا (س) و نفی موضوع شهادت ایشان، بازتابهای گستردهای در فضای رسانهای و مذهبی کشور داشته است. در حالی که انتظار میرود تریبونهای نماز جمعه به عنوان سنگر وحدت، بر نقاط مشترک و احترام به باورهای بنیادین مذاهب تکیه کنند، زیر سوال بردن یکی از قطعیترین باورهای تاریخی و اعتقادی تشیع، پرسشهای جدی و انتقادات عمیقی را برانگیخته است.
نقد تاریخی و مستندات اهل سنت
نفی شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) و توصیف آن به عنوان یک وفات طبیعی، پیش از آنکه یک موضع مذهبی باشد، با چالشهای جدی تاریخی روبهروست. برخلاف ادعای مطرح شده، وقایع منتهی به شهادت ایشان تنها در منابع شیعی محصور نمانده است.
بسیاری از مورخان و محدثان بزرگ اهل سنت در آثار معتبر خود به فشارهای وارده بر بیت وحی اشاره کردهاند. ابن ابیشیبه (استاد بخاری) در کتاب المصنَّف با سندی معتبر از تهدید به سوزاندن خانه سخن گفته است. همچنین ابن قتیبه دینوری در کتاب الامامه و السیاسه و بلاذری در انساب الاشراف، جزئیاتی از هجوم به خانه و هتک حرمت حریم پیامبر(ص) را ثبت کردهاند که با فرضیه مرگ طبیعی در تضاد مطلق است. چگونه میتوان این حجم از مستندات را در کتب قدما نادیده گرفت و روایتی تکبعدی از تاریخ ارائه داد؟
پرسشهایی از جناب مولوی
در مقام نقد این سخنان، طرح چند پرسش کلیدی خطاب به ایشان ضروری است تا افکار عمومی با ابعاد پنهان این واقعه بیشتر آشنا شوند:
اگر رحلت آن حضرت ناشی از یک بیماری عادی یا مرگ طبیعی بود، چرا دخت گرامی رسول خدا(ص) وصیت فرمودند که غسل، کفن و دفن ایشان در تاریکی شب و به دور از انظار انجام شود؟ مخفی ماندن مزار ایشان تا به امروز، بزرگترین «فریاد اعتراضی» در تاریخ اسلام نسبت به چه جفایی است؟
در «صحیح بخاری» که از معتبرترین منابع برادران اهل سنت است، صراحتاً ذکر شده که حضرت زهرا (س) در حالی از دنیا رفتند که از دستاندرکاران وقت غضبناک بودند. طبق حدیث نبوی، غضب فاطمه (س) موجب غضب خداوند است؛ آیا این خشم ماندگار ناشی از یک وفات عادی بود یا ناشی از صدماتی که بر پیکر و روح ایشان وارد شد؟
در شرایطی که جهان اسلام نیازمند انسجام در برابر تهدیدات است، طرح مسائلی که احساسات میلیونها محب اهلبیت را جریحهدار میکند، چه ضرورتی داشت؟ آیا این اقدام در مسیر تقویت وحدت ملی است یا به شکافهای مذهبی دامن میزند؟
در پایان این نکته ضروری است که وحدت اسلامی نه با انکار حقایق تلخ تاریخی و نه با «سانسور مظلومیت اهلبیت(ع)»، بلکه با احترام به مقدسات و پذیرش واقعیتهای مستند حاصل میشود. تقلیل دادن شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) به یک فوت معمولی، نادیده گرفتن بخشی از هویت تاریخی اسلام و بیتوجهی به اسناد معتبری است که در کتب تراز اول فریقین ثبت شده است.
انتظار میرود چهرههای برجسته مذهبی، با نگاهی جامع به تاریخ و رعایت سعه صدر، از تریبونهای رسمی برای تبیین حقایقی استفاده کنند که در آن، جایگاه رفیع و مظلومیت «سیدةالنساءالعالمین» محور پیوند قلوب مسلمین باشد، نه مایه ایجاد تردید در بدیهیات تاریخی.
|| مصطفی شعبانلو
اینکه جناب اقای عبدالحمید خودرا به نفی مورد به این مهمی زده جای سئوال و ابهام است !؟

















