03 شهريور 1405 / ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 122892
چهارشنبه 03 دي 1404 , 10:13
چهارشنبه 03 دي 1404 , 10:13


بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان
ایران؛ حامی دولت و مقاومت عراق
سعدالله زارعی
از زمین فوتبال امجدیه در تعقیب اسرائیل
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
شعری برای نامه ابوعباس؛ دلتنگِ شهادت نشو وقت است فراوان
فاش نیوز - نامه ابوعباس که در زندان نوشته شده، الهامبخش شعری از عماد اسدی شد که با جمله «دلتنگِ شهادت نشو، وقت است فراوان» پیام صبر و امید او در بند و پیوندش با شهدا را روایت میکند.

خبرگزاری فارس؛ نامه ابوعباس که در اسارت و از داخل زندان نوشته شده، این روزها در میان فعالان فرهنگی و رسانهای بازتاب گستردهای داشته است.
متنی آمیخته با صبر، دلتنگی و تمنای همنشینی با شهدا که پدر او آن را قرائت کرده و از حالوهوای سخت زندان و شکنجه پرده برداشته است.در این نامه محمدرضا نوری که بیش از ۱۰۰۰ روز در زندان عراق است، با زبانی صریح و شکسته از احساس خفگی، تنهایی و فشار روحی سخن میگوید. روایتی که بیش از آنکه شرح یک اسارت فیزیکی باشد، تصویری از اسارت روح در فقدان نفسهای پاک رفقای شهید است.او در بخشهایی از نامه، اسارت را میدان امتحان الهی میداند و با استناد به کلام حضرت یوسف(ع)، زندان را «مقبره زندگان» توصیف میکند.
گفتنی است، در فروردینماه ۱۴۰۲، محمدرضا نوری در عراق توسط نیروهای آمریکایی بازداشت و پس از مدتی در دادگاه عراق به حبس ابد محکوم شد.

همزمان با انتشار این روایت، عماد اسدی شاعر آیینی، شعری در وصف ابوعباس سروده که نگاهی همدلانه به رنج اسارت و روحیه رضامند او دارد. این شعر بدون ورود به جزئیات نامه، به نسبت معنوی ابوعباس با شهدا، صبر در بند و امید به نفس کشیدن در هوای آزادی میپردازد.
متن این شعر به شرح ذیل است؛
یارِ شهدایی و خودت از اسرایی
در مدحِ خداوندی و راضی به رضایی
بر اُمّالبنین، مادرِ عباس علمدار،
فرزند شدی به چه صفاییو چه وفایی
در بند حرامی شده مسموم هوایت
ای کاش بیاید به دعای تو، هوایی
اینجا چه پدرها و پسرها و کسانی
هستند به آزادیات آن دم که بیایی
دلتنگِ شهادت نشو، وقت است فراوان
تا جنگِ نهایی که روایت بنمایی


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















