سه شنبه 09 دي 1404 , 12:30




از شعار تکریم تا واقعیت خیابانها؛ عدالت در بن بست
جانبازان؛ نبردی بی پایان در شهری نابرابر
شهر زمانی «شهروندمحور» است که جای پای همه در آن دیده شود. طراحی شهری عادلانه، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری بر کرامت انسانی است. تا وقتی یک جانباز یا سالمند نتواند با امنیت و آسایش از ...
فاش نیوز - جانبازی روی ویلچر، بههمراه همسرش، در تلاش برای عبور از یک پیادهروی بهظاهر معمولی بود. چرخهای ویلچر در چالهها و ناهمواریهای کوچک گیر میکرد. مرد با تمام توان خود را به جلو میکشید و زن، با زحمتی فرساینده، ویلچر را هل میداد. این تقلا نه برای عبور از کوه، که برای پیمودن چند متر پیادهرو بود.
تصویری آشنا و تکرارشونده؛ نه یک اتفاق فردی، بلکه نشانهای از یک نقص ساختاری در طراحی شهری که حضور بخشی از شهروندان را نادیده میگیرد.

جانبازی که برای عبور از یک پیادهرو ساده، ناچار است با ناهمواریها، جدولها و پلههای بیدلیل بجنگد، قربانی ایثار خود نیست؛ قربانی شهری است که عدالت را در طراحیاش فراموش کرده است. آنچه امروز جانبازان و معلولان در خیابانهای تهران و دیگر شهرها تجربه میکنند، نه یک نقص فنی، بلکه نتیجه سالها بیتوجهی مدیریتی به حق بدیهی «دسترسی برابر» است؛ حقی که در شعارها محترم شمرده میشود، اما در عمل، زیرهمین پیادهروها دفن شده است.
در شهری که نماد پیشرفت خوانده میشود، تجربه روزمره فضاهای عمومی برای بسیاری از شهروندان، تجربهای همراه با مانع، اضطراب و فرسایش است. طراحی شهری، در عمل، آسودگی و دسترسی برابر را برای همه فراهم نمیکند؛ حال آنکه نخستین شرط رفاه اجتماعی، امکان حرکت ایمن و مستقل در شهر است. نادیدهگرفتن این اصل، توسعه را از معنا تهی میکند.
جانبازان، معلولان، سالمندان و حتی والدینی که کالسکه کودک به همراه دارند، هر روز در نخستین قدم با دیواری نامرئی اما واقعی روبهرو میشوند: شهر ناامن و ناکارآمد!
عدالت اجتماعی؛ از شعار تا واقعیت
در بسیاری از کشورهای جهان، احترام به کهنهسربازان و افراد دارای معلولیت، در متن سیاستگذاری شهری نهادینه شده است. قدردانی، نه در مراسم نمادین، بلکه در دسترسی برابر به فضاهای عمومی معنا مییابد.
در ایران اما، شکافی آشکار میان شعار و عمل وجود دارد. تکریم ایثارگران در گفتار، و فراموشی نیازهای اولیه آنان در عمل. جانبازانی که سلامت خود را در راه بقا و امنیت جامعه از دست دادهاند، امروز حتی برای یک رفتوآمد ساده نیز با مانع مواجهاند.
پیادهروهای سنگلاخ؛ نماد غفلت مزمن
پیادهروهای تهران و بسیاری از شهرهای ایران، بهجای مسیر امن تردد، به میدان مین ناهمواریها، جدولهای بلند، پلههای غیرضروری و اشغالشدگی توسط خودروها و کسبوکارها تبدیل شدهاند. نبود رمپ استاندارد، سطوح لغزنده و فقدان خطوط هدایت نابینایان، حرکت مستقل و ایمن را برای میلیونها نفر ناممکن کرده است؛ وضعیتی که نهتنها برای افراد دارای محدودیت حرکتی، بلکه برای عموم شهروندان خطرآفرین است.
پلهای هوایی نوساز؛ مدرنیته بدون انسان
تلختر آنکه حتی در پروژههای نوساز شهری، مانند پلهای عابر پیاده، نشانی از «طراحی برای همه» دیده نمیشود. پلکانهای بیرمپ یا رمپهای شیبدار و مارپیچ که حتی برای افراد سالم نیز طاقتفرساست، نشان میدهد «دسترسیپذیری» جایی در اولویت نظارت شهری ندارد. این غفلت سازمانیافته پرسشی جدی را پیش میکشد: آیا بازرسی شهری تنها به استحکام بتن و زیبایی نما محدود شده و حقوق انسانی در آن جایی ندارد؟
حملونقل عمومی؛ روایت تکرارشونده محرومیت
اتوبوسها، ایستگاههای مترو بدون آسانسور و زیرساختهای غیرقابل دسترس، حملونقل عمومی را به امتیازی انحصاری برای افراد سالم و چابک تبدیل کردهاند. تصویر جانبازی که با تحمل درد از پلههای اتوبوس بالا میرود، یا سالمندی که از ترس زمینخوردن قید مترو را میزند، گواه شکست سیاستهای شهری است. قدردانی واقعی از ایثارگران، نه در سخنرانیها، که در امکان سوار شدن آسان آنان بر یک اتوبوس معنا مییابد.
راهکار؛ از اراده تا اجرا
مشکل بزرگ است، اما راهحلها روشن و دستیافتنیاند. اجرای بیقیدوشرط «قانون جامع حمایت از حقوق معلولان»، با نظارت نهادهای مستقل و سازمانهای مردمنهاد، نقطه آغاز است. اختصاص بودجهای فوری و هدفمند برای مناسبسازی پیادهروها، پلهای عابر و ایستگاههای حملونقل عمومی ضرورتی انکارناپذیر است.
همچنین، صدور پروانه ساخت باید منوط به رعایت کامل استانداردهای دسترسیپذیری شود و واحدهای بازرسی شهرداریها موظف باشند «دسترسیپذیری» را در صدر اولویتهای نظارتی قرار دهند. در کنار این اقدامات، آگاهسازی عمومی از طریق رسانهها و نظام آموزشی، ضامن پایداری این تغییر خواهد بود.
شهر زمانی «شهروندمحور» است که جای پای همه در آن دیده شود. طراحی شهری عادلانه، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری بر کرامت انسانی است. تا وقتی یک جانباز یا سالمند نتواند با امنیت و آسایش از پیادهرو عبور کند، سخن گفتن از عدالت و تمدن، شعاری توخالی خواهد بود.
تهران و دیگر شهرهای ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری، به نگاهی انسانی، مسئولانه و عادلانه نیاز دارند.
|| حمیرا حسینی یگانه

















