سه شنبه 16 دي 1404 , 10:00




وقتی سلاح از کار میافتد روایت آغاز میشود!
فاش نیوز - گاهی یک جمله، وزنِ یک تاریخ را روی شانهاش حمل میکند؛ سخنی که اگر درست شنیده شود، فقط روایت گذشته نیست؛ هشدار آینده است.
حضرت آقا حفظهالله: «امیرالمومنین (ع) در زمان حکومت در هیچ جنگ نظامی شکست نخورد بلکه تمام نبردها تماما پیروز بود. آنجایی حضرت متوقف شد که با جنگ نرم دشمن، مردم را مقابل امام قرار دادند! مثلا یاران معاویه میریختند شهرها خیانت و دزدی و قتل میکردند بعد جار میزدند که کار یاران علی است!»
آنچه در این بیان گفته شد، یادآوری یک حقیقت تلخ بود؛ شکست جبهه حق، همیشه از میدان جنگ آغاز نمیشود، گاهی از ذهن مردم شروع میشود.
امیرالمؤمنین(ع) در برابر شمشیر هرگز عقب ننشست و در هیچ رویارویی نظامی مغلوب نشد؛ اما آنجا که میدان، «افکار عمومی» شد، ورق برگشت. دشمن خیلی زود فهمید، با علی(ع) نمیشود رو در رو جنگید. باید بین او و مردمش فاصله انداخت. و این دقیقاً همان نقطهای است که جنگ، لباس عوض میکند.
دشمنِ آن روز، یک نفر نبود؛ یک الگو بود؛ الگویی که قدرت را با دین میپوشاند، فساد را با مصلحت توجیه میکرد و دروغ را در قالب خبر و تحلیل میفروخت. او نه با شمشیر، بلکه با روایت حکومت میکرد.
ناامنی می ساخت و بعد، آدرسِ غلط میداد. خرابکاری میکرد و بعد، آن را به نام جبهه حق ثبت میکرد.
هدف روشن بود؛ مردم باید از عدالت خسته میشدند؛نه از ظلم.
در کنار این الگو، چهرهایی دیگر هم بود؛ کسی که مهارتش نه در قدرت، بلکه در تحریف بود. او بلد بود حقیقت را طوری بگوید که خطرناک بهنظر برسد، سازش را عقلانیت جا بزند، ایستادگی را افراط معرفی کند و دین را علیه دین بکار بگیرد.
اینها سربازِ میدان جنگ روانی بودند؛ نه اهل شمشیر، بلکه استاد کلمه.
وقتی این ماجرا امروز هم تکرار میشود، یعنی شکل نبرد عوض شده است، نه ماهیتش.
امروز، جنگ، جنگِ تصویرهاست، سلاح، خبر و تحلیل است، میدان، ذهنهاست و هدف، بیاعتماد کردن مردم به حقیقت.
امروز هم اگر فشاری وارد میشود، اول روایتش ساخته میشود؛ اگر خطایی رخ میدهد، بزرگنمایی و تعمیم داده میشود؛ و اگر دشمن ضربه میزند، تقصیر به گردن ارزشها انداخته میشود.
همان بازی قدیمی با ابزارهای و شیوههای مدرنتر.
تلخیِ این یادآوری از همین جاست؛ تاریخ نشان می دهد، بزرگترین ضربهها نه از دشمن آشکار، بلکه از غفلت، سادهاندیشی و خستگی جامعه میآید.
حقیقت، زمانی تنها میماند که روایتِ دروغ، پرطرفدار میشود.
و هشدار این است که مبادا دوباره حق را آنقدر در غبار تحلیلها و تهمتها پنهان کنند که مردم، ندانسته رو به روی آن بایستند.
خلاصۀ ماجرا این است که دشمنِ خطرناک کسی نیست که فقط با پرچمِ خصومت بیاید؛ بلکه آن است که از درون، معنا را عوض میکند؛ و خطرناکتر از او کسی است که این معنا را با بیانی جذاب، در پوشش عقل و دلسوزی به جامعه میفروشد.
تاریخ هشدار می دهد! حق، بیش از آنکه به شمشیر نیاز داشته باشد، به بصیرت محتاج است؛ و اگر مراقب روایتها نباشیم، ممکن است دوباره ناخواسته در صف مقابل حقیقت بایستیم!
|| علیرضا ضابطی سیستان

















