یکشنبه 05 بهمن 1404 , 11:01




مردم ثابت کردند مسجد، دیوار و سقف نیست…
آنها مسجد را سوزاندند، اما اینجا مردم ثابت کردند مسجد، دیوار و سقف نیست… مسجد، سجدگاه آدمهاست و مسجد همین آدمها هستند....
فاش نیوز - اغتشاشگران در شبهای موسم اعیاد شعبانیه ریختند توی مساجد. آتش زدند. فرشها، وسایل، حتی قرآنها را...
اما آن روزهای سرد رفت و روسیاهی ماند برای اغتشاشگران.
![]()
شبهای شعبان که رسید، انگار دلِ اهالی نماز و مسجد دوباره جان گرفت. همان کوچههایی که روزی دود و آتش را به چشم دیده بودند، حالا بوی گلاب و اسپند میداد. دیوارهای مسجد، هنوز جای زخم داشتند؛ سیاهیِ آتش از گوشهای پاک نشده بود، اما چراغها روشنتر از همیشه میسوختند. مسجد را آتش زدند، اما مسجد نرفت. مردم نرفتند.
![]()
درِ مسجدها باز شد، صدای خنده بچهها ریخت توی حیاط. کفشها روی هم تلانبار شد، پیرمردی کنار در نشسته بود و آرام خوشآمد میگفت، زنها با سینیهای شربت و خرما آمدند، جوانها خودشان را رساندند قبل از شروع مولودی. قرار گذاشته بودند: باید مسجد پر باشد. مولودی که شروع شد، سقف نیمسوخته هم گوش میداد. «یا حسین… یا عباس…»
![]()
اسمها که میآمد، دلها قرصتر میشد. شب سوم شعبان که رسید، نام امام حسین علیهالسلام مثل چراغ افتاد وسط مسجد. همه ایستاده، بعضی با اشک، بعضی با لبخند. چهارم شعبان، حضرت عباس… صداها محکمتر شد، مشتها روی سینه، نگاهها پرغرور. پنجم شعبان که اسم امام سجاد علیهالسلام آمد، سکوتی کوتاه نشست، بعد زمزمهها جان گرفت... و نیمه شعبان در راه است…
مسجد دیگر جا نداشت. بچهها پرچمهای سبز را میچرخاندند، جوانها چراغانی را آخرین بار چک میکردند، پیرزنها زیر لب صلوات میفرستادند. انگار همه زخمها یادشان رفت. فقط امید ماند. فقط انتظار.
![]()
اینجا، کوی انقلاب اهواز است. مساجد این منطقه اعیاد شعبانیه را پرشور برگزار کردند. اینجا، روز پاسدار که میرسد، اسم امام حسین(ع) با افتخار برده میشود. پاسدار یعنی ایستادن، یعنی نگذاشتن چراغ مسجد خاموش شود، حتی اگر دیروز آتش زده باشندش. روز جانباز که میرسد، نگاهها میرود سمت همانهایی که آرام گوشه مسجد نشستهاند؛ بیسروصدا، با عصا یا صندلی، اما با دلی که هنوز وسط میدان است. آنها مسجد را سوزاندند، اما اینجا مردم ثابت کردند مسجد، دیوار و سقف نیست… مسجد، سجدگاه آدمهاست و مسجد همین آدمها هستند.
![]()
|| جعفری

















