شنبه 15 فروردين 1405 , 17:33




کالبدشکافی واکنشهای جهانی به دکترین «عصر حجرِ» ترامپ
زوال اخلاقی در سایه تهدید تمدنی
فاش نیوز - به نام خدا در حالی که تنشهای نظامی میان واشینگتن و تهران به مرزهای بیسابقهای رسیده است، سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کاخ سفید و اعلام پیشرفتهای جنگی علیه ایران، شوک بزرگی به محافل سیاسی، حقوقی و رسانهای جهان وارد کرد. استفاده از عبارت جنجالی «بازگشت به عصر حجر» و تبدیل آن به یک «دکترین نظامی» توسط مقامات پنتاگون، موجی از «بیداری اخلاقی» و تحلیلهای تند انتقادی را در پی داشته است. این مقاله با استناد به تمامی جزییات در دسترس، به واکاوی این لفاظی تهاجمی و پیامدهای جهانی آن میپردازد.
۱. متن و محورهای سخنرانی: از تهدید تا تحقیر:
دونالد ترامپ در سخنرانی خود که در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ (مصادف با ۱ آوریل ۲۰۲۶) و در محل کاخ سفید ایراد شده، با لحنی که منتقدان آن را «تروریسم کلامی» نامیدهاند، خطاب به خبرنگاران و مقامات حاضر مدعی شد:
«امشب میتوانم بگویم که در مسیر تکمیل تمام اهداف نظامی آمریکا در مدت کوتاهی هستیم، خیلی زود. ما قرار است طی دو تا سه هفته آینده به آنها ضربه بسیار سختی وارد کنیم. ما قرار است خیلی زود آنها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند، برگردانیم.»
تحلیلگران سه لایهی خطرناک را در این کلام شناسایی کردند:
تعیین بازه زمانی: ضربالاجل ۲ تا ۳ هفتهای برای القای فشار روانی.
نابودی زیرساختی: عبارت «عصر حجر» به معنای هدف قرار دادن عمدی شبکه برق، تصفیهخانههای آب، بیمارستانها و هر آن چیزی است که بقای یک تمدن مدرن را تضمین میکند.
توهین نژادی: نسبت دادن یک ملت به عصر حجر به عنوان مکانی که به آن «تعلق دارند»، به عنوان یک رویکرد نژادپرستانه و تحقیر تمدنی تلقی شد.
۲. پیت هگست و دکترین «ماشین تخریب تمدنی»:
بحران اخلاقی زمانی عمیقتر شد که پیت هگست (وزیر جنگ آمریکا) این عبارت را در شبکه اجتماعی ایکس بازنشر کرد. نشریه اینترسپت (The Intercept) در نقد سوابق او نوشت:
«هگست با این اقدام نشان داد که پنتاگون قرار است به یک "ماشین تخریب تمدنی" تبدیل شود. این ادبیات که ریشه در تفکرات افراطیِ راستگرایانه دارد، به دنبال پاک کردن صورتمسئله به جای حل استراتژیک بحران است. آنها میخواهند با بمب، "تاریخ" را متوقف کنند، غافل از آنکه تمدنها با بمباران مقاومتر میشوند.»
منتقدان همچنین هگست را متهم کردند که جنگ را با «برنامههای تلویزیونی» اشتباه گرفته و امنیت نیروهای آمریکایی را ابزار نمایشهای سلبریتیمحور قرار داده است.
۳. جبههی واحد حقوقدانان و سیاستمداران: جنایت علیه بشریت،واکنشهای حقوقی به این سخنان تند و سریع بود:
دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch): این نهاد تأکید کرد که طبق کنوانسیون چهارم ژنو، هدف قرار دادن اموال ضروری برای بقای غیرنظامیان صراحتاً ممنوع و مصداق بارز جنایت جنگی است.
برنی سندرز (سناتور): وی این ادبیات را غیراخلاقی و «زبانِ جنایت جنگی» نامید که آمریکا را به ورطهی فاجعه انسانی میکشاند.
الهام عمر (نماینده کنگره): او با اشاره به بوی «نسلکشی» در این کلام، تأکید کرد که عصر حجر تمدنی نیست که ملتها به آن تعلق داشته باشند و این راهبرد تنها شعلههای نفرت را برافروختهتر میکند.
رابرت رایش: وی این نوع لفاظی را نشاندهندهی ذهنیت یک «یاغی هستهای» دانست که انسانها را خارج از حقوق بینالملل میبیند.
۴. تحلیل استراتژیک و رسانهای: شکست قدرت نرم:
روزنامهنگاران برجسته جهان نیز به نقد این بنبست سیاسی پرداختند:
توماس فریدمن (نیویورک تایمز): او این لفاظی را فریادِ «فقدان استراتژی» نامید که فرصتهای دیپلماتیک را قربانی نمایشِ قدرتِ توخالی میکند.
مهدی حسن (روزنامهنگار): وی این سخنان را با «ادبیات داعش» مقایسه کرد و پیت هگست را بابت قمار بر سر زندگی میلیونها غیرنظامی نکوهش نمود.
پاتریک وینتور (گاردین): او این رویکرد را دکترین «زمین سوخته» نامید که باعث شکاف عمیق میان واشینگتن و متحدان اروپاییاش شده است.
بن رودز (مشاور سابق امنیت ملی): او این اقدام را «بزرگترین هدیه به تندروها» دانست که باعث اتحاد بیسابقهی مردم ایران در برابر تهدید وجودیتی آمریکا میشود.
جفری ساکس: وی اشاره کرد که آمریکا با این تهدید، در واقع خودش را به عصر «بربریت سیاسی» بازگردانده است.
۵. دفاع از تمدن در برابر بربریت؛ نگاه نخبگان، بسیاری بر هویت تمدنی ایران تأکید کردند:
جیسون رضائیان (واشینگتن پست): او تأکید کرد که هدف نهایی این سخنان، نابودی «کلیت یک ملت» و دستاوردهای علمی و تکنولوژیک آن است، نه صرفاً یک دولت.
اندیشکده چتم هاوس (Chatham House): در گزارش این مرکز آمده است که این «منطق جنگهای بدوی»، لکه ننگی بر پیشانی مدعیان نظم جهانی است و باعث تقویت بلوکبندیهای شرقی میشود.
هانیبال جنسی (روزنامهنگار): او در پاسخ به ترامپ نوشت: «ایران صاحب تمدنی است که وقتی اجداد شما در جنگلها بودند، قانون و فلسفه داشت؛ عصر حجر جایی است که تفکر نژادپرستانه شما در آن گیر کرده است.»
برآیند تمامی دیدگاهها نشان میدهد که سخنرانی ترامپ و همراهی پیت هگست با آن، نه تنها نماد قدرت نبود، بلکه به سه پدیدهی کلیدی دامن زد:
۱. مصداق عینی جنایت جنگی: تثبیت نیت آمریکا برای نقض کنوانسیونهای بینالمللی.
۲. وحدت ملی در ایران: همگرایی بیسابقه مردم و جبهه مقاومت در برابر یک توحش مدرن. ۳. زوال اخلاقی آمریکا: نمایش «چهره واقعی و بدون روتوش» امپریالیسم که منجر به انزوای اخلاقی واشینگتن و محبوبیت ایران در میان مظلومان جهان به عنوان سنگرِ مقاومت در برابر بربریت شده است.
در پایان، منتقدان بر این باورند که تمدنها با بمباران نابود نمیشوند، بلکه تحت چنین فشارهای وحشیانهای، مقاومتر و منسجمتر از پیش به مسیر خود ادامه خواهند داد.
|| محمدرضاالهی(۱۴ فروردین ۱۴۰۵)

















