یکشنبه 07 تير 1405 , 17:00




تفاهم بدون توهم؛ موازنه اقتدار و دیپلماسی
تجربه تاریخی و عینی ما، بهویژه در دو مقطع حساس که در جریان مذاکرات، این ایالات متحده بود که مسیر جنگ و عهدشکنی را انتخاب کرد، یک درس بزرگ به همراه دارد؛ آمریکا هرگز از خوی ذاتی و استکباری خود دست برنمیدارد و این تفاهم هرگز به معنای تبدیل شدن او به یک دوست، شریک تجاری یا همپیمان معتمد نیست. از این رو، منطق حکم میکند که حتی در روزهای دیپلماسی نیز باید «دست به ماشه» بود و لحظهای از مکر و احتمال بازگشت جنگ غافل نشد. تفاهم دیپلماتیک تنها زمانی پایدار میماند که پشتوانه صلب نظامی داشته باشد.
امروز بسیاری از ناظران، کارشناسان و تحلیلگران ارشد بینالمللی بر این باورند که آنچه واشنگتن را پای میز مذاکره آورد، نه حسن نیت آنها، بلکه توان بازدارندگی و رفتار مقتدرانه نظامی ایران در طول جنگ رمضان بود. این نبرد به تمام دنیا ثابت کرد که ایران کشوری نیست که بتوان آن را بهآسانی به زانو درآورد یا با زبان تهدید با آن سخن گفت. همانطور که بارها رهبری و دیپلماتهای ارشد کشور تأکید کردهاند، دنیا باید بداند که با ملت ایران تنها و تنها باید با زبان احترام و از موضع برابر سخن گفت؛ و این احترام، محصول مستقیم اقتدار میدان است.
ضمن تاکید مجدد بر احترام به نظر مخالفان توافق و به رسمیت شناختن دغدغههای امنیتی آنان، پرسش کلیدی و راهبردی امروز جامعه ما این است: اکنون چگونه باید دستاوردهای بزرگ میدانِ نظامی و دیپلماسی را به میان مردم آورد و از این پیروزی، برای گشایش اقتصادی و بهبود معیشت جامعه بهرهبرداری کرد؟
امروز زمان آن است که ثمره این ایستادگی در قالب ثبات اقتصادی، کاهش فشارهای معیشتی و رونق داخلی لمس شود تا توازن میان «اقتدار ملی» و «رفاه عمومی» به بهترین شکل ممکن برقرار گردد. دیپلماسی موفق، دیپلماسیای است که بتواند قدرتِ سخت تولید شده در میدان را به قدرت نرم و رضایتمندی در جامعه تبدیل کند.
|| حمیرا حسینی یگانه

















