شنبه 13 تير 1405 , 17:02




ولایت یا سلطنت؟
فاش نیوز - در دستگاه حکومتی پادشاهی جریان امر از بالا به پایین سرازیر میشود و پادشاه تمام زیردستان را با امر همایونی هماهنگ میکند.
در پادشاهی افراد در خدمت برنامههای پادشاهاند؛ حتی اگر خودشان رشد نکنند.
اما در امر ولایت جریان امر از بالا به پایین نیست. تا افراد آمادگی گشتن دور ولی خدا پیدا نکنند و از او خواهش نکنند مورد خطاب امر قرار نمیگیرند.
برای همین است که فرمود مثل امام مثل کعبه است اگر مردم دورش نگردند کعبه دور کسی نمیگردد.
خود رشد افراد موضوع برنامه ولیالله است و افراد ابزاری در دست ولیامر برای پیادهکردن برنامههایش نیستند.
با همین فرمول، پیامبر اعظم صلیالله علیه و آله که علی علیهالسلام بندهای از بندگان اوست مشورت میکند.
این تواضع و مشورت نباید مؤمنین را دچار سوءتفاهم کند که میتوانند چیزی به ولی خدا اضافه کنند یا احساس کنند واقعاً باید نظر بدهند.
نظام ولیفقیه به دیکتاتوری نمیرسد؛ چون تا افراد درخواست نکنند، تا آمادگی نداشته باشند، ولی خدا اعمال ولایت و تحمیل نمیکند و فرصت رشد میدهد.
اینگونه است که رهبر شهید متواضعانه شب علیه مذاکره تبیین میکرد، استدلال میکرد و صبح اجازه مذاکره میداد، برای مردمی که هر وقت توانستند به تفکر مذاکره رأی دادهاند.
افرادی که با شیوه مدیریت ولی خدا آشنا نیستند و تهمانده رفتار پادشاهان در اعماق جانشان رسوب کرده میگویند رهبر انقلاب اینقدر قدرت داشتند که بخواهند جلوی مذاکره را بگیرند.
بله ولی برای کسی که میخواهد دین خدا را در جانها پیاده کند نهفقط کارش را پیش ببرد چنین اعمال قدرتی نشدنی است و اصلاً قدرت در اختیار ولیفقیه برای چنین مدیریتی نیست.
ولیفقیه قطعاً معصوم نیست، اما محل تمرین ما برای ولایت است.
اینکه برخی آقایان میگویند همیشه که نمیشود نظر رهبری باشد یا اینکه میگویند، چون ولیفقیه قدرت دارد پس نمیشود برخلاف نظر او نظری پیاده شود و حتی بدون اجازه او کاری کرد، همه ناشی از این است که خودشان را برای رفتار با ولی دینی تربیت نکردهاند، ولیفقیه در ذهن آنها پادشاه مقدس است؛ نه ولیالله.
ولیفقیه آزادی میدهد؛ اما سرباز ولی خدا با انتخاب خود آزادی نمیپذیرد.
اینگونه است که تبعیت محض حاصل میشود بدون دیکتاتوری. با همین فرمول است که فاصله بردگی تا بندگی، فرعون تا موسی، پادشاهی تا ولایت طی میشود.
اگر میبینیم آقایان مسئولین از اینکه رهبری صراحتاً فرمودند «نظر دیگری داشتم» خجالت نکشیدند که هیچ، به آن افتخار هم میکنند؛ چون جامعه ما هنوز شیوه رفتار با نجابت ولی دینی را یاد نگرفته است والا آقایان یک روز هم نمیتوانستند در مصدر قدرت بمانند.
|| شیخاسماعیل رمضانی

















