چهارشنبه 31 تير 1405 , 13:30




داستان خیش تراکتوری که تبدیل به سلاح ضدتانک شد
فاش نیوز - یکی از دغدغههای ما در زمان جنگ همین قضیه نهرکنها بود که به آن کانالکَن میگفتند. در اهواز دیدم یک تراکتور با خیشی پشت خود برای آبیاری کانال میزند. خیش را از اهواز به اراک آوردم، همان تیم مهندسین طرح و تحقیقات را جمع کردم و در اسرع وقت طراحی لازم را انجام دادند.

ستون پنهان جنگ
مهندسی رزمی در جنگ تحمیلی، فراتر از یک فعالیت فنی صرف، به یک ضرورت راهبردی تبدیل شد. این حوزه شامل طراحی، ساخت و بهکارگیری تجهیزات و سازههایی بود که مستقیماً در میدان نبرد مورد استفاده قرار میگرفت؛ از پلهای شناور و شنیروها گرفته تا کانالکنها، انواع ادوات مهندسی، سیستمهای ارتباطی و تجهیزات عبور از موانع. در حالی که بسیاری از کشورهای جهان، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از فروش تسلیحات به ایران امتناع میکردند و تحریمهای گسترده نظامی اعمال شده بود، مهندسان و متخصصان ایرانی در مراکز صنعتی، دانشگاهها و کارخانههای سراسر کشور، بهویژه در شهرهایی مانند اراک، اصفهان و تهران، دست به کاری بیسابقه زدند: طراحی و ساخت تجهیزاتی که نمونه آنها در هیچ کشور دیگری وجود نداشت.
نقش محوری مراکز صنعتی در پشتیبانی از جبههها
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد مهندسی رزمی در جنگ تحمیلی، پیوند عمیق آن با صنایع داخلی کشور بود. کارخانهها و مراکز صنعتی که پیش از جنگ، وظیفه تولید محصولات غیرنظامی را بر عهده داشتند، در طول سالهای جنگ به کارگاههای تولید تجهیزات نظامی تبدیل شدند. این فرآیند، نمونهای از بسیج عمومی و همبستگی ملی بود که در تاریخ جنگهای جهان کمنظیر است. نکته جالب توجه آنکه بخش عمدهای از هزینههای این تحقیقات و تولیدات، نه از بودجههای دولتی، بلکه از کمکهای مردمی تأمین میشد. این امر نشاندهنده آن است که جنگ ایران و عراق، صرفاً یک درگیری نظامی نبود، بلکه یک جنگ تمامعیار با مشارکت همه اقشار جامعه بود.
خلاقیت در سایه تحریم و محرومیت
شاید بتوان گفت مهمترین ویژگی مهندسی رزمی ایران در دوران دفاع مقدس، «ابتکار و خلاقیت» بود. مهندسان ایرانی در شرایطی که بسیاری از قطعات و مواد اولیه ضروری در اختیار نداشتند، با تکیه بر دانش فنی و تجربه عملی خود، راهحلهایی جایگزین ابداع میکردند. نمونههایی مانند استفاده از لاستیکهای گلتراکتوری برای حرکت در باتلاقهای منطقه چولان، تبدیل خیشهای کشاورزی به ادوات حفر کانال ضدتانک، و ساخت پل شناور ۱۴ کیلومتری بر روی هورالعظیم، تنها گوشهای از این ابتکارات است. این خلاقیتها نهتنها مشکلات فوری میدان نبرد را حل میکرد، بلکه بعدها الهامبخش بسیاری از صنایع دفاعی و غیرنظامی کشور شد.
مهندسی رزمی؛ میرانی ماندگار از دفاع مقدس
اهمیت مهندسی رزمی در جنگ تحمیلی را باید در چند بُعد مورد توجه قرار داد: نخست، بُعد نظامی و راهبردی، که بدون این تجهیزات و سازهها، بسیاری از عملیاتهای بزرگ مانند والفجر ۸، فتحالمبین و بیتالمقدس با مشکلات جدی روبهرو میشد. دوم، بُعد اقتصادی، که با تأمین نیازها از داخل، از خروج ارز جلوگیری شد. سوم، بُعد علمی و فناورانه، که در سایه جنگ، زیرساختهای مهندسی و صنعتی کشور تقویت شد؛ و چهارم، بُعد فرهنگی و هویتی، که نشان داد ملت ایران با تکیه بر دانش و ایمان خود، میتواند در برابر بزرگترین قدرتهای نظامی جهان ایستادگی کند.
مهندسی رزمی در جنگ تحمیلی، روایتگر داستان مردان و زنانی است که در کارگاهها و آزمایشگاهها، در کنار رزمندگان خط مقدم، با همان روحیه ایثار و ازخودگذشتگی، سنگر علم و صنعت را حفظ کردند. این روایت، بخش جداییناپذیر از هویت دفاع مقدس و میراثی ماندگار برای نسلهای آینده است.
آنچه در ادامه میخوانید، روایت غلامرضا مالکی از مهندسان رزمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس است...
ما یک چرخ لاستیکی ساختیم و میبستیم به تویوتا لندکروزها، و در بدترین گلولای در چولان، در باتلاق، با سرعت ۲۰ تا ۳۰ کیلومتر حرکت میکرد؛ به هیچ عنوان نه فرومیرفت و نه گل به خودش میگرفت.
برای تحقق عملی یک طرح مهندسی رزمی، بعضی پروژههای ما با سعی و خطا و هزینههایی از هر نظریهای هم استفاده میکردیم.

برای مثال، یک بار به من اعلام کردند تبریز یک مهندس ترکیهای آوردهاند که برای یکی از مشکلات میدان جنگ طرحی دارد. از اراک رفتم تبریز. ما را بردند سر مرز تا کار ایشان را ببینیم. طرح و تحقیقات هم کارخانجاتی بودند که با ما کار میکردند. ارتباط ما هم با آقای مهرداد بود.
از طرحش سؤال کردم، گفت من کاری کردهام که با سرعت چاله مین میکند و مینها را میگذارد. دیدم یکی از این چالدرختیها را که به تراکتور میبندند برای این کار تهیه کرده! هرچند نمیگفت این کارها را انجام بدهید، بعد از انجام کار به آقایان گزارش میدادیم که این طرحش به درد ما نخورد، ولی رفتم دیدم و نظراتش را شنیدم. شاید برای جنگ ما مؤثر باشد. وقتی توان ما را دیدند، به ما حکم دادند تا کارمان را ادامه بدهیم.
نکته مهمتر در کار تحقیق و پژوهش مهندسی این بود که هزینه قابل توجه امور تحقیقات، برای امور نمونهسازی و بالای چند صد میلیارد، از کمکهای مردمی تأمین میشد. نکته قابل توجه در این فرآیند، نیاز جنگ بود که ما را به سمت ابتکار و خلاقیت در ساخت مهندسی سوق داد؛ به این معنا که نیازها از جنگ گرفته میشد، صنایع را به کار میگرفتیم، تمام هزینههایش با کمکهای مردمی بود، یک ریال آن را هیچ سازمانی نداد، و با ابتکار و خلاقیت جوانان همین مملکت تولید میکردند و برای جبهههای جنگ میفرستادیم.
یکی از افتخارات سپاه و مهندسی جنگ هم همین بود که این مهم با همت نیروی متخصص ایرانی و تحمل مشکلات زیاد انجام میگرفت. این را واقعاً باید با آب طلا نوشت که جنگ چگونه و با چه قیمتی اداره شد؟ چهطور این نیروهای فنی و مهندس را جمعوجور کردیم؟ مهندسی که الان برای یک ساعت صحبت کردنش کلی پول میگیرد، آن زمان داوطلبانه و با عشق، روزانه ۱۰ تا ۱۲ ساعت بهصورت رایگان وقتش را میگرفتیم. حتی شبانه میرفتیم درِ منزلشان را میزدیم تا مشکلی از جنگ را مرتفع کنیم.
یادم هست آنقدر روی دریل و ماشینهای CNC کار میکردند که خوابشان میبرد. برای ساخت همین پل شناور ۱۴ کیلومتری خیبری روی هورالعظیم، حدود ۴۵ شبانهروز بهصورت سه شیفت، مهندس و کارگر داوطلب ما کار کردند که توانستند با ساخت این پل در زمان مقرر، مشکل بزرگی از جنگ را حل کنند. جدا از بقیه مراکز صنعتی، همه جوشکارهای اراک برای این کار بسیج شده بودند.
یکی از دغدغههای ما در زمان جنگ همین قضیه نهرکنها بود که به آن کانالکَن میگفتند. هنگام نبرد، نیروی پیاده ما در مقابل تانک زرهی دشمن خیلی تلفات میداد. برای حل این مشکل، وقتی در اهواز دیدم یک تراکتور با خیشی پشت خود برای آبیاری کانال میزند، به فکر افتادم اگر ما ابعاد حفر این کانال را گستردهتر کنیم، مثلاً در حد یک یا دو متر عمق بدهیم، چکار باید بکنیم؟ خیش را از اهواز به اراک آوردم، همان تیم مهندسین طرح و تحقیقات را جمع کردم و در اسرع وقت طراحی لازم را انجام دادند. در جمع ما تعداد شش نفر از بچههای سپاه، از جمله سید، همراه بود؛ ولی با این حال کار را در آن شرایط بد اقتصادی به بهترین وجه پیگیری میکردیم.
مطمئناً اگر ارتباط با جبهه جنگ برقرار نمیشد، نمیتوانستیم به این ابتکارات برسیم. وقتی در یک یا دو عملیات مهندسی گرفتار این نیازها شد و دیدند این بستر در صنایع اراک وجود دارد تا نیازشان را برطرف کنند آمدند کار را پیگیری کردند.
این فرآیند کار به حدی پیش رفت که وقتی وزارت سپاه تشکیل شد. حدود ۲۰ طرح به ما ابلاغ کردند که کل این طرحها تحقق پیدا کرد. خدا رحمت کند آقای مسعود خوش طینت را، ایشان از بچههای تهران بود خیلی جدی این امور را پیگیری میکردند. مرکزیت این امور در اراک بود ولی همه چه بچههای وزارت سپاه چه بچههای ستاد مرکزی سپاه با ما ارتباط کاری داشتند. همین مهندس عیسی براتی هم با ما ارتباط کاری داشت.

















