پنجشنبه 01 مرداد 1405 , 10:10




از داستان «تُپُلی» تا تونل پدافند
فاش نیوز - دو روایت از انسانیت
بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی برای درک معنای واقعی ایثار، باید دو روایت را کنار هم گذاشت؛ دو روایتی که هر دو از بحران و انتخاب انسان سخن میگویند، اما یکی آینه ریاکاری است و دیگری تجلی ازخودگذشتگی.
در داستان «تُپُلی» اثر گی دو موپاسان (۱۸۸۰)، گروهی از شهروندان فرانسوی در جریان جنگ فرانسه و پروس به اسارت نیروهای اشغالگر درمیآیند. فرمانده آلمانی آزادی آنان را مشروط به همبستری زنی به نام الیزابت روسه مشهور به تُپُلی میکند.
او که از سر میهندوستی در برابر این خواسته مقاومت کرده است، سرانجام زیر فشار همسفرانی قرار میگیرد که خود را شریف، دیندار و فرهیخته میدانند.
آنان برای نجات خویش، او را به فداکاری وامیدارند؛ اما پس از آزادی، همان زن را تحقیر و طرد میکنند.
موپاسان با این روایت، ریا، فرصتطلبی و شکنندگی اخلاق در برابر منفعت را با هنرمندی به تصویر میکشد.
در سوی دیگر، تاریخ معاصر ما نیز روایتهایی از ایثار را در خود جای داده است؛ روایت مردانی که نه برای سود شخصی و نه از سر اجبار، بلکه آگاهانه برای دفاع از وطن، امنیت مردم و عزت ایران ایستادند.
روایت ۴۲ شهید تونل پدافند هوافضای سپاه، آنگونه که همرزمان آنان نقل کردهاند از همین جنس است. گفته میشود پس از اصابت موشکها و مسدود شدن راههای خروج، اکسیژن تونل بهتدریج کاهش یافت و آخرین دقایق زندگی این رزمندگان با تنگی نفس سپری شد.
در آن لحظات دشوار، ماسکهای اکسیژن نه برای حفظ جان خود، بلکه به یکدیگر تعارف میشد؛ گویی غریزه بقا در برابر روح ایثار سر فرود آورده بود و هر یک، دیگری را بر خویش مقدم میداشت.
اگر در داستان موپاسان، گروهی برای نجات خود، دیگری را قربانی کردند، در این روایت، انسانهایی برای نجات دیگران، از جان خویش گذشتند.
این همان مرز میان خودخواهی و ایثار است؛ مرزی که نه با شعار، بلکه با انتخاب انسان در دشوارترین لحظات زندگی ترسیم میشود.
تاریخ، چنین صحنههایی را هرگز فراموش نخواهد کرد؛ چرا که امنیت و سربلندی هر سرزمین، بر شانههای مردان و زنانی استوار است که در لحظه آزمون، «دیگری» را بر «خود» ترجیح میدهند.
این روایت ایثار و ازخودگذشتگی، تا هنگامی که عشق به وطن و مسئولیت در برابر مردم زنده باشد، همچنان ادامه خواهد داشت.
یاد و نام همه مدافعان وطن که جان خویش را سپر امنیت ایران و ایرانی کردند، گرامی و جاودان باد.
|| محمدرضا الهی

















