شناسه خبر : 126104
دوشنبه 05 مرداد 1405 , 12:41
اشتراک گذاری در :

زوال رویای منافقین؛ مسیری از «اشرف» تا «چهارزبر»

فاش نیوز - غروب چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۶۷ درگیری تنگ چهارزبر با عقب نشینی نیرو‌های منافقین به پایان رسید و از همان شب، عقب نشینی کامل آغاز شد. مجروحان یا خود را می‌کشتند یا به امید بازگشت نیرو‌های تازه نفس می‌ماندند.

دفاع‌پرس، یکشنبه ۲ مرداد ۱۳۶۷ هم زمان با تهاجم گسترده ارتش بعث عراق در جبهه‌های جنوب، بخش دیگری از قوای عراق در جبهه‌های غرب، منطقه گیلان غرب را دور زدند و جاده مواصلاتی با ایوان غرب را مسدود کردند. سپس با وجود هشدار استاندار کرمانشاه مبنی بر افزایش تحرکات عراقی‌ها و احتمال حمله به قصر شیرین، دشمن در منطقه ایلام، به طور گسترده پیشروی و مجددا قصر شیرین و سرپل ذهاب را اشغال کرد.

مرصاد

این بخشی از مطالب کتاب «نفاق در کمین» علیرضا غلامی است که از جمله مراجع اسنادی دفاع مقدس تولید مرکز اسناد، تحقیقات و نشر ارزش های دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه در حوزه عملیات مرصاد می‌باشد. در این کتاب در رابطه با عملیات مرصاد چنین آمده است: 

هواپیما‌های عراقی همه مقر‌های یگان ها، دژبانی مسیر پاتاق، سرپل ذهاب و محل قبضه‌های پدافند هوایی و مسیر جاده سر پل ذهاب تا کرند غرب را هدف گرفتند و روستا‌های دیره و زرده در سمت راست جاده بالاطاق و نیز روستا‌های اطراف شهر‌های گیلان غرب، ثلاث باباجانی، پاوه و دالاهو را دراستان کرمانشاه بمباران شیمیایی کردند.

آتش گسترده و بسیار پر حجم توپخانه‌ها و بمباران‌های گسترده هوایی ارتش بعثی که حدود سه ساعت طول کشید، در واقع آتش تهیه‌ای بود که پیش از آغاز عملیات نیرو‌های سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) مسیر را برای آنها هموار می‌کرد تا حرکتشان را در عمق کشور آغاز کنند.

در حقیقت، هدف آن بود که همه مقاومت یگان‌های پدافندی ارتش و مراکز پشتیبانی سپاه، در مسیر حرکت منافقین شکسته شود و جاده‌ای که به سمت کرمانشاه بود به طور کامل برای حرکت این نیرو‌ها هموار گردد.

نیرو‌های خودی در ابتدا درک درستی از اقدامات عراقی‌ها نداشتند. در واقع عملیات آفندی ارتش بعث عراق پیش از عملیات فروغ جاویدان و آرایش تانک‌های عراقی در دشت ذهاب برای فریب قوای ایرانی طراحی شده بود.

از آنجا که قصر شیرین و سر پل ذهاب بار دیگر اشغال شده بود و هدف مهم و نزدیکی در آن مناطق وجود نداشت، ب رای برخی از فرماندهان ایرانی این سوال پیش آمد که هدف دشمن از آرایش آفندی چیست؟

شواهد نشان می‌داد آنهاد اقدام دشمن را فریب فرض کرده بودند و نمی‌دانستند آن تحرکات زمینه ساز عملیات نیرو‌های منافقین است. به ویژه اینکه همزمان با پذیرش قطعنامه ۵۹۸، عراقی‌ها تهاجم گسترده‌ای را در منطقه جنوب آغاز کرده بودند؛ در نتیجه بیشتر یگان‌های عملیاتی ایران در جنوب و در محور‌های حمله ارتش بعث عراق، ماموریت مقابله با تهاجم مجدد دشمن را در پایان جنگ بر عهده داشتند.

مرحله اول عملیات؛ ستون کشی منافقین

پس از فراهم شدن مقدمات عملیات فروغ جاویدان، نیرو‌های منافقین راس ساعت ۶ دوشنبه ۳ مرداد ۱۳۶۷ مصادف با عید قربان، با شرکت در مراسم صبحگاه مشترک قرارگاه اشرف، برای اجرای عملیات آماده شدند. پس از اجرای مراسم صبحگاه مشترک در قرارگاه اشرف، بلافاصله ستون بندی یگان‌ها انجام شد.

راس ساعت ۸، نیرو‌های منافقین در قالب ۲۵ تیپ ۲۳۰-۱۶۰ نفره، با تانک‌های کاسکاول چرخ دار برزیلی معروف به دجله، نفربر‌های بی.‌ام. پی بسیار پیشرفته، هشتاد دستگاه آمبولانس و صد‌ها خودروی سبک و سنگین، چندین کامیون اسلحه و مهمات، آزمایشگاه، بیمارستان‌های صحرایی و ... برای حرکت به سمت مرز خسروی آماده شدند.

در لحظه حرکت تیپ‌ها، رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) برای بدرقه آنها در قرارگاه اشرف حاضر شد و سخنان مختصری خطاب به نیرو‌ها بیان کرد. پس از خروج واحد‌های عملیاتی از قرارگاه اشرف، مسعود و مریم رجوی تا نزدیکی‌های در خروجی پادگان نیرو‌ها را بدرقه کردند.

بر اساس اظهارات «رخسی»، یکی از نیرو‌های سپاه منطقه سرپل ذهاب، وی به همراه اکبر حسینی و بهروز عباسی، هنگام اذان ظهر، پس از بازدید میدانی از خط به پادگان آموزشی کربلا واقع در نزدیکی‌های تلمبه‌خانه نفتی پاتاق رسیدند. آنها برای نماز و ناهار در پادگان بودند که حدود ساعت ۱۴ دوشنبه ۳ مرداد ۱۳۶۷، آتش شدید توپخانه عراق روی جاده سرپل ذهاب تا گردنه پاتاق آغاز شد. همزمان هواپیما‌های جنگنده میگ ۲۳ و میراژ اف ۱ عراقی، مقر یگان ها، دژبانی مسیر سرپل ذهاب- پاتاق، محل قبضه‌های پدافند هوایی و مسیر جاده سرپل‌ذهاب تا کرند غرب را زیر آتش گرفتند و روستای دیره و زرده در سمت راست جاده بالاتاق را بمباران شیمیایی کردند.

ارتش بعث عراق پیش از حرکت نیرو‌های منافقین، خطوط پدافندی ایران را در هم شکست و از ارتفاعات آق داغ عبور کرد. دشمن توانست با عبور از سه تنگ پیشگان، باویسی و حمام، دشت ذهاب را مسدود کند. این عملیات انجام شد تا انرژی نیرو‌های منافقین هنگام درگیری با نیرو‌های ایران تحلیل نرود.

در پی این حملات، نیرو‌های منافقین طبق سناریوی از پیش تعیین شده از نبود نیرو‌های سپاه و ارتش در منطقه غرب استفاده و با پشتیبانی هوایی و توپخانه‌ای ارتش بعث عراق، حدود ساعت ۱۶ از مرز‌های بین المللی عبور کردند.

به این ترتیب عملیات فروغ جاویدان با ورود نیرو‌های سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) به داخل خاک ایران به طور رسمی آغاز شد.

عبور از قصر شیرین و سرپل ذهاب

در این مقطع از تاریخ جنگ، شهر‌های قصر شیرین و سر پل ذهاب در دست دشمن بودند، بنابراین نیرو‌های منافقین هیچ مشکلی برای پیشروی نداشتند. یکی از نیرو‌های عراقی از فردی که سوار بر تانک کاسکاول چرخ دار بود، پرسید: ون؟ یعنی کجا؟ آن فرد با شادی ناشی از پایان یافتن دوران حضور در عراق به وی گفته بود:تهران!

سقوط اسلام آباد غرب

ساعت ۲۲ نیرو‌های منافقین طبق زمان بندی پیش بینی شده به اسلام آباد غرب رسیدند و بخشی از شهر را اشغال کردند. سپس عده‌ای با استفاده از تعداد بسیاری نفربر بی.‌ام. پی و خودروی سبک و عده‌ای به صورت پیاده در جاده اسلام آباد غرب به طرف کرمانشاه حرکت کردند.

در آن شرایط، عراق با توپخانه خود، گردنه پاتاق را هدف قرار داده بود. از طرفی هواپیما‌های عراقی منطقه شمال گردنه ریجاب و چند روستای پر جمعیت آن محدوده را بمباران شیمیایی کردند که در نتیجه آن، بسیاری از مردم بی دفاع، شهید، مجروح و مصدوم شدند و وحشت منطقه را فرا گرفت.

بسته شدن جاده

مردم کرند غرب غافلگیر شده بودند، اما مردم اسلام آباد غرب و عشایر آن منطقه با تراکتور‌ها و خودرو‌های خود از شهر و روستا‌ها به سوی مناطق دیگر راه افتادند. در جاده به تدریج ترافیک به وجود آمد؛ به گونه‌ای که ساعتی بعد، مسیر جاده اسلام آباد غرب به سمت کرمانشاه بسته شد. در چنان وضعیتی نیرو‌های سازمان که در محاسبات خود تا تهران، حداقل سرعت حرکت را هفتاد کیلومتر بر ساعت پیش بینی کرده بودند، در جاده با سرعت کمتر از ده کیلومتر متوقف شدند. هنگامی که مسدود شدن جاده تشدید شد، منافقین برای اینکه راه را باز کنند با عصبانیت مردم را هدف گرفتند و بسیاری را شهید یا مجروح کردند.

درگیری‌های محدود و پراکنده

اولین درگیری‌های محدود نیرو‌های سپاه با نیرو‌های منافقین در اطراف اسلام آباد غرب و پادگان الله اکبر اتفاق افتاد. در آن زمان بیشتر یگان‌های سپاه چهارم بعثت در محور‌های دیگر، ماموریت جلوگیری از پیشروی ارتش بعث عراق را بر عهده داشتند. این امر باعث شد در برابر حرکت ابتدایی نیرو‌های متجاوز در اطراف اسلام آباد غرب، مقابله جدی شکل نگیرد..

حمله به پادگان الله اکبر

نیرو‌های منافقین هم زمان با درگیری در شهر اسلام آباد غرب به پادگان الله اکبر ارتش می‌روند؛ ولی آن موقع یگان ارتش آنجا نبود؛ چراکه در دیگر مناطق عملیاتی، درگیر جنگ بودند. تنها بخش اندکی از نیروهایشان در پادگان باقی مانده بود. تعدادی از پزسنل که در پادگان بود، قدری مقاومت می‌کنند و بیش از سی نفر شهید می‌شوند.

بسیج نیرو‌ها

در این وضعیت نیروی زمینی سپاه به لشکر ۶ ویژه پاسداران دستور داد با دو گردان به سمت گردنه پاتاق، حرکت و نیرو‌های منافقین را متوقف کند؛ اما با توجه به حرکت ستونی و سریع نیرو‌های سازمان که متکی به جاده بود، این امر محقق نشد.

به گفته ابراهیم مالکیان؛ مسئول تدارکات سپاه چهارم بعثت و علی مردان جان محمد؛ مسئول تدارکات غرب، بلافاصله نیرو‌های سپاهی مستقر در ستاد قرارگاه نجف و سپاه چهارم بعثت و نیز تعدادی از بسیجیان منطقه، مسلح شدند و به سمت اسلام آباد غرب رفتند.

آن شب بیش از دو هزار سلاح آر. پی. جی و کلاشینکف میان نیرو‌های پاسدار و بسیجی کرمانشاه توزیع شد و به سمت اسلام آباد غرب رفتند. هرچند آن شب این نیرو‌ها موفق به درگیری با نیرو‌های منافقین نشدند، دو جاده کوزران و سنجابی به سمت کرند غرب و به ویژه اسلام آباد غرب به سمت کرمانشاه مسدود شد.

مرحله دوم عملیات؛ ادامه پیشروی منافقین به سوی کرمانشاه

ساعت ۲ سه شنبه ۴ مرداد ۱۳۶۷، نیرو‌های منافقین پس از اسلام آباد غرب راهی کرمانشاه شدند. در مسیر حرکت آنها در منطقه حسن آباد یکی، دو درگیری محدود رخ داد.

نیرو‌های منافقین از صبح سه شنبه ۴ مرداد ۱۳۶۷ عملیات فروغ جاویدان را در تپه‌های مشرف به کارخانه قند ادامه دادند و به سمت کرمانشاه پیشروی کردند؛ اما در منطقه چهارزبر با مقاومت نیرو‌های سپاه مواجه شدند. درگیری‌ها قسمت جنوبی شهر را نیز فرا گرفت.

گردنه حسن آباد و اولین درگیری با نیرو‌های سازمان یافته ایرانی

ستون نظامی منافقین وارد دشت و روستای حسن آباد شد. نیرو‌هایی از لشکر ۶ ویژه پاسداران از جناحین و از بالای گردنه آنها را هدف گرفتند. حتی یکی از تانکر‌های آنها در گردنه حسن آباد منهدم شد. درگیری‌ها به علت کمبود نفرات و مهمات چندان سازمان یافته و متمرکز نبود و انسجام لازم را نداشت.

اولین درگیری سازمان یافته با منافقین با تلاش دو گردان از لشکر ۹ بدر در گردنه حسن آباد رخ داد که حدود سه، چهار ساعت طول کشید. نقش لشکر بدر در آن رویارویی بسیار مهم بود؛ زیرا عملیات آنها موجب تاخیر در حرکت نیرو‌های منافقین شد و فرصتی به وجود آمد که نیرو‌های بیشتری در آن محور سازماندهی شوند. حدود ۴۰ نفر از نیرو‌های عراقی لشکر ۹ بدر در درگیری اولیه با نیرو‌های منافقین در گردنه حسن آباد به شهادت رسیدند و ساعاتی بعد و نیز روز بعد، ۶۸ نفر دیگر در گردنه چهارزبر شهید شدند.

لشکر ۷۱ روح الله و دریافت پیام اعلام وضعیت اضطراری

در چنین وضعیتی احمد سلیم آبادی؛ فرمانده لشکر ۷۱ روح الله حدود ساعت ۳:۳۰ در مرکز پیام لشکر در مقر اویس قرنی، واقع در شمال غربی کرمانشاه، در سه راهی کامیاران-کرمانشاه-روانسر، پیامی از قرارگاه نیروی زمینی سپاه دریافت کرد که از وضعیت حساس و بحرانی منطقه خبر می‌داد. در متن پیام ضمن اعلام وضعیت اضطراری، از همه فرماندهان یگان ها، تیپ‌ها و لشکر‌های مستقر در منطقه غرب درخواست شده بود برای شرکت در جلسه، هرچه سریعتر به قرارگاه مقدم نیروی زمینی سپاه در کرمانشاه بروند.

پرواز شناسایی

(در این جلسه به ریاست علی شمخانی) احمد سلیم آبادی؛ فرمانده لشکر ۷۱ روح الله پس از توجیه، درخواست پرواز شناسایی روی ستون نظامی منافقین را مطرح کرد. با این درخواست موافقت و قرار شد در اسرع وقت، او، محمود شاعری و علی صیاد شیرازی با یک فروند هلیکوپتر، شناسایی را بر فراز منطقه عملیاتی انجام دهند.

طرح عملیاتی پیشنهادی فرمانده لشکر ۷۱ روح‌الله: حدود ساعت ۹:۳۰-۱۰ بود که پس از انجام عملیات شناسایی هوایی و مراجعت به قرارگاه مقدم نیروی زمینی سپاه؛ مشاهدات خود را در اختیار فرماندهی قرارگاه، آقای شمخانی دادم. گفتم بهترین کاری که می‌شود انجام داد، این است که هلی برن کنیم. مثلا می‌شود، گردنه خسرو آباد یا گردنه حسن آباد یا نزدیک اسلام آباد غرب را مثل یک قالب پنیر برید و به راحتی هضمشان کرد که هم فشار از روی چهار زبر و نوک پیکانشان برداشته شود و هم آنکه آنها با غافلگیری و کمین‌های بزرگ ما، تلفات زیادتری بدهند.

بر اساس طرح مانور عملیات مرصاد، فرماندهان قرارگاه عملیاتی با اجرای این مراحل موافقت کردند:

مرحله اول: سد کردن مسیر پیشروی منافقین

مرحله دوم: محاصره و انهدام منافقین

مرحله سوم: هلی برن گردان‌های لشکر ۷۱ روح الله

مرحله چهارم: تعقیب متجاوز و پاک سازی منطقه

در مرحله اول، ماموریت گردان‌های علی بن ابی طالب (ع) و روح الله به فرماندهانشان ابلاغ شد. قرار بود در مرحله دوم عملیات، گردان قمر بنی هاشم (ع) نیز وارد عمل شود. همچنین تاکید شد انتقال نیرو‌ها به صحنه نبرد از طریق هلی برن انجام شود. گردان‌ها وظیفه داشتند به محض پیاده شدن از هلیکوپتر‌ها به سرعت خود را به روی گردنه خسرو آباد برسانند و تردد نیرو‌های منافقین را مختل کنند. سلیم آبادی تاکید کرد به علت جدا شدن یگان‌های عمل کننده از یگان مادر، در عمل امکان پشتیبانی آتش و رساندن تدارکات برای لشکر وجود ندارد؛ در نتیجه نیرو‌ها باید تا ۴۸ ساعت مقاومت و از جیره همراه خود استفاده کنند.

مرحله سوم عملیات: عقب راندن نیرو‌های مهاجم

ساعت ۳ چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۶۷، سه فروند هلی کوپتر ترابری عراق در کرند غرب به زمین نشستند و تعدادی از اعضای کادر منافقین و رهبری سازمان- بر اساس اطلاعات موجود، مسعود و مریم در مدت اشغال، در شهر کرند غرب به سر می‌بردند- را از شهر خارج کردند.

نیرو‌های منافقین تا صبح در میان شیار‌های کوهستان استراحت کردند. در اولین ساعات صبح همان روز، هلیکوپتر‌های عراقی برای بازکردن تنگ چهارزبر به کمک ارتش آزادی بخش رفتند. به دنبال آن دستور هجوم و حرکت نیرو‌های سازمان صادر شد. از همان ساعات اولیه صبح، نیرو‌های منافقین با امید به پیشروی به سمت کرمانشاه، برای اشغال تنگ چهارزبر به خاکریز‌ها هجوم بردند؛ اما تلاششان ناکام ماند.

سرهنگ علی صیاد شیرازی که هدایت هلیکوپتر‌های هوانیروز را بر عهده داشت با موشک باران خودرو‌های نیرو‌های منافقین، آنها را به آتش کشید و ستون را به طور موقت، متوقف کرد. منافقین با دادن تعدادی کشته و زخمی زمین گیر شدند و از همان جا تصمیم به فرار گرفتند. مرصاد ۴

حملات هوایی مکرر و هجوم هلیکوپتر‌ها و نیز شلیک بی امان توپخانه‌های ایران، امکان سازماندهی را از نیرو‌های سازمان گرفت و خودرو‌های انباشته از نفرات، در حالی که بعضی از افراد به قسمت‌های مختلف آن آویزان بودند، عقب نشینی کردند.

علی شهبازی در شرح عملیات نیروی هوایی و هوانیروز چنین گفته است:

نیروی هوایی و هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران با نیرو‌های منافقین در جاده کرمانشاه- اسلام آباد غرب درگیر شدند و صف زرهی را با هدف قراردادن ابتدا و انتهای آن به دام انداخته و حماسه‌ای بزرگ خلق کردند. در کنار آن نیرو‌های پشتیبانی هوانیروز با بهره گیری از هلی کوپتر‌های بل ۲۱۴ و بل ۲۰۵ جهت هلی برن نیرو‌های تیپ ۵۵ هوابرد و ۴۵ تکاور به پشت خطوط منافقین، حمل تجهیزات و ادوات جنگی و تخلیه شهدا و مجروحین را نیز انجام می‌دادند. در نهایت پس از هفت ساعت درگیری شدید بین نیرو‌های مسلح کشورمان و نیرو‌های منافقین، عاقبت با انهدام صف زرهی طولانی آنان، به دام افتادند و در تنگ چهار زبر، ارکان آنان از هم پاشید.

مسعود رجوی در پیام بی سیمی به نیرو‌های ارتش آزادی بخش ملی ایران در چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۶۷، دستور عقب نشینی داد.

غروب چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۶۷ درگیری تنگ چهارزبر با عقب نشینی نیرو‌های منافقین به پایان رسید و از همان شب، عقب نشینی کامل آغاز شد. نیرو‌های درحال عقب نشینی، در نزدیکی اسلام آباد غرب هدف چند حمله محدود قرار گرفتندو مجروحان یا خود را می‌کشتند یا به امید بازگشت نیرو‌های تازه نفس می‌ماندند. بعضی از آنها پس از چند روز و با گذشتن از میدان‌های مین توانستند خود را به پاسگاه‌های عراقی در نواحی مرزی برسانند. بخشی از نیرو‌های انتهای ستون منافقین نیز توانستند در شهر‌های اسلام آباد غرب، کرند غرب و قصر شیرین، خود را به نواحی مرزی ایران و عراق و سپس به قرارگاه اشرف برسانند.

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi