یکشنبه 01 شهريور 1405 , 14:30




نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
فاش نیوز - از امنیت منبع تا امنیت مسیر؛ چگونه بحران هرمز در حال بازطراحی بازار جهانی انرژی است؟
تنگه هرمز دیگر صرفاً یک آبراه راهبردی در خلیجفارس نیست؛ به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده آینده بازار جهانی انرژی تبدیل شده است. آنچه در ماههای اخیر در این منطقه رخداده، نشان میدهد که در نظم جدید انرژی، دیگر تنها میزان ذخایر نفت و گاز اهمیت ندارد؛ بلکه امنیت مسیر انتقال، قابلیت اطمینان قراردادها و هزینه ریسک ژئوپلیتیکی به همان اندازه اهمیت یافتهاند.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی در روز از تنگه هرمز عبور کرده که معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی بوده است. همین منبع برآورد کرده که حدود یکپنجم تجارت جهانی LNG نیز از این تنگه عبور میکرد؛ عمدتاً از مسیر صادرات قطر.
از این منظر، بحران هرمز را باید فراتر از یک مناقشه نظامی یا سیاسی دید؛ این بحران اکنون به آزمونی برای معماری آینده امنیت انرژی جهان تبدیل شده است.
بازار نفت؛ جنگ میان «بنیادهای ضعیف» و «ریسک ژئوپلیتیکی» یکی از ویژگیهای عجیب بازار نفت در سال ۲۰۲۶، همزمانی دو روند متضاد است: از یک سو، چشمانداز تقاضای جهانی تضعیف شده و ازسویدیگر، ریسک ژئوپلیتیکی قیمتها را بالا نگه داشته است. آژانس بینالمللی انرژی در تازهترین برآوردهای خود، چشمانداز تقاضای نفت در سال ۲۰۲۶ را بهشدت کاهش داده است. طبق گزارش منتشرشده در ۱۲ اوت، IEA اکنون کاهش تقاضای جهانی به میزان حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز را پیشبینی میکند؛ درحالیکه اختلالات ناشی از بحران خاورمیانه عرضه جهانی را نیز تحتفشار قرار داده است. ازسویدیگر، گزارشهای بازار نشان میدهد که قیمت برنت در میانه اوت در محدوده ۸۷ تا ۸۹ دلار قرار گرفته است. در ۱۴ اوت، برنت حدود ۸۸.۵۰ دلار معامله شد؛ درحالیکه بازار همزمان با نگرانیهای ژئوپلیتیکی، با نشانههای ضعف تقاضا و افزایش ذخایر نفت آمریکا نیز مواجه بود. این وضعیت یک پارادوکس مهم ایجاد کرده است: بازار با نفت گرانتر، اما تقاضای ضعیفتر مواجه است. علت اصلی این تناقض آن است که بازار فقط «کمبود واقعی نفت» را قیمتگذاری نمیکند؛ بلکه احتمال نرسیدن نفت به مقصد را نیز در قیمت لحاظ میکند.
هرمز؛ گلوگاه نفت و LNG جهان
اهمیت هرمز تنها به نفت محدود نمیشود. بر اساس دادههای EIA، در نیمه نخست ۲۰۲۵ حدود ۱۱.۴ میلیارد فوت مکعب در روز LNG از تنگه هرمز عبور کرده که بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG بوده است. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی نیز مهمترین مقصدهای این محمولهها بودهاند. آژانس بینالمللی انرژی نیز تصریح کرده است که تقریباً تمام LNG صادراتی قطر و امارات ــ به جز برخی جریانهای محدود ــ به هرمز وابسته است. در سال ۲۰۲۵، بیش از ۱۱۲ میلیارد مترمکعب LNG از این مسیر عبور کرده که تقریباً معادل یکپنجم تجارت جهانی LNG است؛ بنابراین، هرگونه اختلال طولانیمدت در هرمز، تنها قیمت نفت را افزایش نمیدهد؛ بلکه بازار جهانی گاز را نیز وارد مرحلهای از نااطمینانی ساختاری میکند.
قطر؛ حلقهای که بیش از همه در معرض ریسک قرار دارد
در این میان، قطر موقعیت متفاوتی دارد. قطر در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۲۰ درصد صادرات جهانی LNG را در اختیار داشته و دومین صادرکننده بزرگ LNG جهان بوده است. اما مشکل اصلی قطر این است که صادرات LNG این کشور به لحاظ جغرافیایی وابستگی بسیار بالایی به هرمز دارد. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است که قطر در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۱۲ میلیارد مترمکعب LNG صادر کرده و عملاً مسیر دریایی هرمز، مسیر حیاتی صادرات این کشور به بازارهای جهانی است. نزدیک به ۹۰ درصد این صادرات نیز به بازارهای آسیایی اختصاص داشته است؛ بنابراین، مسئله قطر فقط «آسیب به تأسیسات تولید» نیست؛ بلکه ترکیبی از سه ریسک است: تأسیسات تولید + مسیر صادرات + اعتماد خریداران.
شوک قطر؛
وقتی مشتریان شروع به جایگزینی میکنند تحولات اخیر نشان میدهد که این نگرانی دیگر صرفاً نظری نیست. شرکت Petronet هند در ۱۳ اوت اعلام کرد که هنوز برنامه قطعی برای دریافت LNG قطر در ماه سپتامبر ندارد. طبق گزارش رویترز، وضعیت «فورس ماژور» قطر تاکنون بر ۵۶ محموله LNG این شرکت اثر گذاشته است. هند برای جبران این کمبود به سمت تأمین LNG از عمان، آمریکا، نیجریه و آنگولا حرکت کرده است. این اتفاق از منظر راهبردی بسیار مهم است. زیرا بحران انرژی تنها زمانی خطرناک میشود که خریدار، جایگزینکردن فروشنده را آغاز کند.
قطر طی دههها بهعنوان یکی از قابلاعتمادترین تأمینکنندگان LNG جهان شناخته شده است. اما استمرار بحران میتواند خریداران را به سمت قراردادهای متنوعتر، منابع جغرافیایی متعدد و انعطاف بیشتر در قراردادها سوق دهد. رویترز نیز گزارش داده است که پس از شوک هرمز، خریداران LNG در حال فشار برای دستیابی به قراردادهای ارزانتر و انعطافپذیرتر هستند.
واکنش قطر؛ خرید LNG آمریکا برای حفظ بازار
نشانه مهم دیگر، رفتار خود قطر است. بر اساس گزارش رویترز، قطر انرژی در سال ۲۰۲۶ حدود ۳۳ محموله LNG از آمریکا خریداری کرده تا بخشی از اختلال در صادرات خود را جبران کند و مشتریان آسیایی را تأمین کند. این رقم در مقایسه با تنها چهار محموله خریداریشده در سال قبل، تغییر قابلتوجهی است.
این تحول یک پیام مهم دارد:
حتی بزرگترین صادرکنندگان LNG نیز در شرایط بحران، ناچار به ایجاد زنجیره تأمین جایگزین میشوند. بهعبارتدیگر، بحران هرمز در حال تبدیلکردن بازار LNG از یک بازار مبتنی بر «قراردادهای بلندمدت و مسیرهای نسبتاً پایدار» به بازاری با انعطاف، ذخیرهسازی، خرید اضطراری و تنوع جغرافیایی بیشتر است.
آمریکا؛ برنده خاموش بحران LNG؟
یکی از پیامدهای مهم بحران میتواند افزایش نقش آمریکا در بازار LNG باشد. EIA پیشبینی کرده است که صادرات LNG آمریکا در سال ۲۰۲۶ تحتتأثیر افزایش تقاضا برای محمولههای خارج از منطقه هرمز رشد کند. این نهاد همچنین از افزایش ظرفیت صادراتی آمریکا از طریق پروژههایی مانند Golden Pass و Corpus Christi خبر داده است. در واقع، بحران هرمز برای آمریکا یک فرصت ژئو اقتصادی نیز ایجاد کرده است؛ هرچه ریسک LNG خلیجفارس افزایش یابد، ارزش LNG آمریکا برای خریداران آسیایی و اروپایی بیشتر میشود. این موضوع میتواند در بلندمدت توازن بازار جهانی گاز را تغییر دهد.
آسیا؛ قربانی اصلی بحران
نکتهای که کمتر موردتوجه قرار گرفته، وابستگی بالای آسیا به انرژی عبوری از هرمز است. طبق دادههای EIA، در سال ۲۰۲۴ حدود ۸۳ درصد LNG عبوری از هرمز به بازارهای آسیایی اختصاص داشته و چین، هند و کره جنوبی بهتنهایی بیش از نیمی از این جریان را دریافت کردهاند. به همین دلیل، بحران هرمز بیش از آنکه فقط یک بحران خاورمیانهای باشد، بحران امنیت انرژی آسیا نیز هست. افزایش قیمت LNG آسیا در هفتههای اخیر نیز این حساسیت را نشان داده است. رویترز در ۲۴ ژوئیه گزارش کرد که قیمت LNG تحویلی به شمال شرق آسیا به حدود ۲۲ دلار بهازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا رسید که بالاترین سطح چهارماهه بود.
شورای همکاری؛ یک جغرافیا، چند محاسبه امنیتی
بحران هرمز همچنین شکاف میان منافع کشورهای شورای همکاری خلیجفارس را آشکارتر کرده است. عربستان و امارات در مقایسه با قطر از ظرفیتهایی برای انتقال بخشی از نفت خارجازمسیر هرمز برخوردارند؛ اما هیچیک از این کشورها مصون از پیامدهای بحران نیستند. حتی تلاش برای استفاده از مسیرهای جایگزین نیز هزینه و ریسک خاص خود را دارد. در ۱۳ اوت، گزارش شد که شرکت TotalEnergies برای جذب خریداران، نفت عراق را در محمولههایی خارج از محدوده هرمز عرضه کرده و برای نفت بصره، تقریباً ۱۰ دلار در هر بشکه پریمیوم نسبت به شاخص دبی مطالبه شده است؛ نشانهای از اینکه ریسک مسیر مستقیماً به قیمت کالا منتقل شده است؛ بنابراین، مسئله امروز فقط «قیمت نفت» نیست؛ بلکه قیمت امنیت مسیر نیز در حال شکلگیری است. ایران؛ قدرت ژئوپلیتیکی یا فرصت اقتصادی؟ در اینجا ایران با یک انتخاب راهبردی روبهروست. موقعیت جغرافیایی ایران در کنار تنگه هرمز، قدرتی کمنظیر ایجاد کرده است. اما قدرت جغرافیایی زمانی به قدرت پایدار اقتصادی تبدیل میشود که از آن برای ایجاد اتصال، امنیت، تجارت و درآمد پایدار استفاده شود. استمرار ناامنی، حتی اگر در کوتاهمدت قدرت چانهزنی ایجاد کند، در بلندمدت میتواند انگیزه کشورهای مصرفکننده برای توسعه مسیرهای جایگزین، افزایش ذخایر استراتژیک و تنوعبخشی منابع را بیشتر کند.
بنابراین، برای ایران تفاوت بزرگی وجود دارد میان، قدرت بستن مسیر و قدرت تعیین قواعد امنیت و عبور از مسیر، دومی بسیار پایدارتر و اقتصادیتر است.
میدان دوم؛ حقوق بینالملل و داراییهای ایران
در کنار میدان انرژی، یک عرصه دیگر نیز اهمیت فزایندهای پیدا میکند، حقوق بینالملل سرمایهگذاری.
پروندههای مربوط به شرکتهای ایرانی در خارج از کشور نشان میدهد که ساختار حقوقی شرکتها، تابعیت سرمایهگذار، معاهدات دوجانبه سرمایهگذاری و انتخاب محل مناسب برای سرمایهگذاری میتواند در دسترسی به سازوکارهای حل اختلاف بینالمللی اهمیت تعیینکننده داشته باشد. در ادبیات حقوق سرمایهگذاری، مفهوم Treaty Shopping به استفاده از ساختارهای حقوقی برای بهرهمندی از حمایتهای یک معاهده سرمایهگذاری اشاره دارد. این ظرفیت نباید بهعنوان یک راهکار عمومی و خودکار برای دورزدن تحریمها تلقی شود؛ اما میتواند نشان دهد که جنگ اقتصادی فقط در بانکها و بازارها رخ نمیدهد؛ در دادگاهها و نهادهای داوری بینالمللی نیز ادامه دارد. از این منظر، دیپلماسی اقتصادی ایران نیازمند توجه همزمان به سه میدان است: بازار انرژی؛ مسیرهای تجاری؛ و حقوق بینالملل.
سه سناریو برای آینده
سناریوی اول: مدیریت بحران
تردد در هرمز بهصورت محدود ادامه پیدا میکند و بازار با یک «نرمال جدید» از ریسک، بیمهگرانتر و قیمتهای بالاتر مواجه میشود. در این وضعیت، کشورهای مصرفکننده بهتدریج منابع و مسیرهای خود را متنوع میکنند.
سناریوی دوم: تشدید بحران
در صورت تداوم اختلال شدید، بازار نفت و LNG با شوک عرضه مواجه خواهد شد. اما نکته مهم آن است که قیمتهای بسیار بالا الزاماً به معنای پیروزی تولیدکنندگان خلیجفارس نیست.
قیمت بالا میتواند همزمان موجب: کاهش مصرف؛ افزایش تولید خارج از منطقه؛ رشد LNG آمریکا؛ توسعه انرژیهای جایگزین؛ افزایش سرمایهگذاری در مسیرهای رقیب و تسریع گذار انرژی شود.
بنابراین، شوک قیمتی کوتاهمدت ممکن است در بلندمدت به تغییر ساختار بازار منجر شود.
سناریوی سوم: توافق و بازگشت ثبات
در صورت دستیابی به توافقی پایدار برای کاهش تنش و تضمین امنیت کشتیرانی، «پریمیوم ریسک» کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی، ایران میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای تبدیلشدن به بازیگر ثبات ساز بازار انرژی استفاده کند. این سناریو برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بازگشت ثبات میتواند در کنار کاهش ریسک، زمینه را برای افزایش تولید، صادرات و جذب سرمایه فراهم کند.
آینده انرژی از «امنیت منبع» به «امنیت مسیر»
شاید مهمترین نتیجه بحران کنونی همین باشد، جهان دیگر فقط به دنبال انرژی ارزان نیست؛ به دنبال انرژی قابلاعتماد است. خریدار LNG امروز علاوه بر قیمت، این پرسشها را نیز مطرح میکند: آیا مسیر امن است؟ آیا کشتیها بیمه میشوند؟ آیا قرارداد قابل اجراست؟ آیا محموله در زمان مقرر میرسد؟ آیا برای این مسیر جایگزین وجود دارد؟ این تغییر نگاه میتواند یکی از مهمترین میراثهای بحران هرمز باشد.
نتیجهگیری؛ هرمز، آزمون بزرگ سیاست انرژی ایران
بحران هرمز یک واقعیت جدید را آشکار کرده است: امنیت انرژی دیگر فقط امنیت تولید نیست؛ امنیت مسیر، امنیت قرارداد و امنیت اعتماد نیز هست. قطر با نزدیک به یکپنجم صادرات جهانی LNG، نمونه روشنی از این آسیبپذیری است. هند با حرکت به سمت آمریکا، عمان، نیجریه و آنگولا نشان میدهد که خریداران در حال تنوعبخشی هستند. قطر با خرید محمولههای LNG آمریکا نشان میدهد که حتی صادرکنندگان بزرگ نیز به دنبال ایجاد پوشش ریسکاند و رشد ظرفیت LNG آمریکا نشان میدهد که بحرانهای ژئوپلیتیکی میتوانند در بلندمدت، برندگان جدیدی در بازار انرژی ایجاد کنند. در این میان، ایران نیز باید میان دو مفهوم تمایز قائل شود، اهرم جغرافیایی و قدرت اقتصادی پایدار. قدرت واقعی ایران زمانی آشکار خواهد شد که موقعیت ژئوپلیتیکی هرمز از یک ابزار فشار، به یک مزیت اقتصادی، حقوقی و دیپلماتیک پایدار تبدیل شود. آینده منطقه در نهایت با این پرسش تعیین نمیشود که چه کسی میتواند هرمز را مختل کند؛ بلکه با پرسش بزرگتری تعیین خواهد شد: چه کسی میتواند امنیت، ثبات و اتصال انرژی جهان را در هرمز تضمین کند؟ اگر ایران بتواند پاسخ این پرسش را از «قدرت اختلال» به «قدرت اتصال و ثبات» تغییر دهد، هرمز از یک نقطه آسیبپذیر برای اقتصاد جهانی، به یکی از مهمترین اهرمهای توسعه و دیپلماسی اقتصادی ایران تبدیل خواهد شد. منابع: بولتن «جهان انرژی» دانشگاه صنعتی شریف، ۲۴ مرداد ۱۴۰۵؛ آژانس بینالمللی انرژی (IEA)؛ اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)؛ Reuters؛ مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS).
|| علیرضا رجائی

















