03 شهريور 1405 / ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 126634
سه شنبه 03 شهريور 1405 , 09:53
سه شنبه 03 شهريور 1405 , 09:53


قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان
ایران؛ حامی دولت و مقاومت عراق
سعدالله زارعی
از زمین فوتبال امجدیه در تعقیب اسرائیل
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
حاکمان قطر، گذشته را خوب یادشان باشد
محمد خامهیار
حجاب؛ نظام جامع عفاف و فرهنگ عمومی
آیتالله عباس کعبی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
وقتی ژنرال روس ستارهاش را به احترام سه سرباز ایرانی کَند
فاش نیوز - سوم شهریور ۱۳۲۰، یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران رقم خورد؛ روزی که ارتش اتحاد جماهیر شوروی در جریان جنگ جهانی دوم به خاک ایران یورش آورد. در آن میان، سه مرزبان ایرانی در جلفا برخلاف دستور تسلیم، ایستادند و تا آخرین گلوله از مرز و میهن دفاع کردند؛ مقاومتی که گفته میشود ۴۸ ساعت به طول انجامید و فرمانده روسی را نیز به احترام واداشت.

خبرگزاری فارس؛ بامداد سوم شهریورماه ۱۳۲۰، خبر حرکت نیروهای ارتش سرخ به سوی مرز جلفا به پاسگاه مرزی ایران رسید. با توجه به موقعیت رود ارس، پل آهنی جلفا تنها مسیر مهم عبور نیروهای شوروی به شمار میرفت.
دستور تهران: مقاومت نکنید!
سرجوخه مصیب ملکمحمدی، فرمانده پاسگاه مرزی جلفا، پس از اطلاع از پیشروی نیروهای شوروی، موضوع را به تبریز و از آنجا به تهران گزارش کرد. پاسخ پایتخت، دستور تخلیه پاسگاه و خودداری از هرگونه مقاومت بود.اما سرجوخه محمدی تصمیم دیگری گرفت؛ تصمیمی که نام او و همرزمانش را در تاریخ مقاومت مرزی ایران ماندگار کرد.او خطاب به سربازانش گفت: «هرکس میخواهد برگردد، من اینجا میمانم. میخواهم از کشورم مقابل اجنبیها دفاع کنم.»در نهایت، عبدالله شهریاری و سیدمحمد راثی هاشمی نیز در کنار فرمانده خود ماندند و آماده دفاع شدند.



سه سرباز در برابر یک لشکر
با نزدیک شدن نخستین نفربرهای شوروی به پل آهنی، درگیری آغاز شد. گفته میشود عبدالله شهریاری به سوی نخستین نفربر شلیک کرد و با کشته شدن راننده آن، نبردی سنگین میان نیروهای مجهز ارتش سرخ و سه مرزبان ایرانی آغاز شد.این مقاومت، بنا بر روایتهای نقلشده و اسناد منتسب به آکادمی نظامی روسیه، حدود ۴۸ ساعت ادامه یافت؛ مقاومتی نابرابر که در نهایت با شهادت سرجوخه مصیب محمدی، عبدالله شهریاری و سیدمحمد راثی هاشمی پایان گرفت.
یکی دیگر از سربازان نیز به دستور سرجوخه محمدی، ساعتی پیش از شهادت همرزمانش، برای رساندن خبر پیشروی لشکر ۴۷ شوروی به سمت تبریز حرکت کرده بود.


ژنرال روسی و ادای احترام به سه سرباز ایرانی
اما بخش قابل توجه این روایت، پس از شهادت سه مرزبان رقم خورد.
گفته میشود سرلشکر نوویکف، فرمانده لشکر ۴۷ شوروی، پس از عبور از پل آهنی و اطلاع از مقاومت سه سرباز ایرانی، دریافت که نیروهایش نزدیک به دو شبانهروز در برابر تنها سه مدافع ایستادگی کردهاند.
روایت شده است که فرمانده روسی برای ادای احترام به این سه سرباز، یکی از نشانهای نظامی خود را از روی دوشش باز کرد و بر سینه سرجوخه محمدی گذاشت و دستور داد پیکر سه مرزبان به شیوه اسلامی و در کنار پل آهنی به خاک سپرده شوند.همچنین گفته میشود تدفین آنان با تشریفات نظامی از سوی نیروهای لشکر ۴۷ شوروی انجام شد؛ اقدامی که نشاندهنده احترام فرمانده مهاجم به شجاعت و ایستادگی مدافعان ایرانی بود.بر سنگ آرامگاه این سه شهید نیز آمده است:«آرامگاه ژاندارم شهید ... که در شهریورماه ۱۳۲۰ در راه انجام وظیفه، در مقابل مهاجمین ایستادگی و به شهادت رسیده است.»




یادمانی برای سه مرزبان وطنسالها بعد و با تأسیس منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی ارس، توجه بیشتری به میراث تاریخی و مفاخر ملی منطقه جلفا صورت گرفت. در همین راستا، یادمان شهدای شهریور ۱۳۲۰ با مشارکت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، استانداری آذربایجان شرقی و منطقه آزاد ارس، در نقطه صفر مرزی ایران و جمهوری آذربایجان احداث و قبور این سه شهید بازسازی شد.اکنون در مرز جلفا، یادمان سه مرزبانی که در برابر لشکری عظیم ایستادند، روایتگر روزهایی است که دفاع از وطن، حتی در برابر یک دشمن تا دندان مسلح، برای آنان از جان شیرینتر بود.بر فراز آرامگاه آنان نیز این ابیات نقش بسته است:«هرچند آغشته شد به خون پیرهن ماشد جامه سربازی ما هم کفن ماشادیم ز جانبازی خود در شکم خاکپاینده و جاوید بماند وطن ما»


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















