شنبه 14 شهريور 1405 , 11:34




از دلوار تا جهان؛ قیام ملت ایران برای تعالی میهن
فاش نیوز - سالروز قیام و شهادت رئیسعلی دلواری، تنها یادآور یک واقعه تاریخی نیست؛ یادآور مکتبی از وطندوستی، سلحشوری، دلیری و جانبرکفی برای عزت ملت و صیانت از میهن اسلامی است. رئیسعلی دلواری از نسلی بود که در هنگامه تهدید، میان آسایش خویش و مسئولیت تاریخی خود، مسئولیت را برگزید و نشان داد که دفاع از ایران، پیش از آنکه یک مأموریت باشد، یک باور و یک تعهد ملی است.
رئیسعلی دلواری به ما آموخت که وطندوستی تنها در دوستداشتن خاک و سرزمین خلاصه نمیشود؛ وطندوستی یعنی هنگامی که منافع و عزت ملت در معرض تهدید قرار میگیرد، انسان از خود عبور کند و برای پاسداری از ایران، توان، جان و سرمایه خویش را در مسیر تعالی میهن قرار دهد. دلیری او نه در جستوجوی جنگ، بلکه در ایستادگی در برابر تحمیل و سلطه معنا یافت و جانبرکفی او نه برای مرگ، بلکه برای زندهماندن عزت، استقلال و هویت ایران بود.
امروز اما میدانهای قدرت تغییر کرده است. اگر در روزگار رئیسعلی، دفاع از ایران در سنگر و میدان نبرد معنا مییافت، امروز بخش مهمی از امنیت و قدرت ملی در دانشگاهها، آزمایشگاهها، بازارهای جهانی، بنگاههای اقتصادی، رسانهها، شبکههای اجتماعی، مراکز علمی، عرصه فرهنگ و هنر، ورزش، فناوری و دیپلماسی عمومی شکل میگیرد. مرزهای جغرافیایی همچنان اهمیت دارند، اما مرزهای قدرت دیگر تنها در خطوط روی نقشه تعریف نمیشوند.
از همین منظر، میراث رئیسعلی دلواری میتواند به یک پیام بزرگ برای امروز و فردای ایران تبدیل شود؛ پیام شکلگیری یک «قیام بسیجیوار ملت بزرگ ایرانی» در جایجای جهان.
منظور از بسیجیوار ملت، بازتولید یک ساختار نظامی نیست؛ بلکه شکلدادن به یک نهضت ملی، داوطلبانه، مدنی، تخصصی و مسئولانه است که در آن هر ایرانی، در هر نقطهای از جهان، بتواند متناسب با توانایی، دانش، تجربه، سرمایه، ارتباطات و جایگاه اجتماعی خود، بخشی از ظرفیت ملی ایران باشد.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین نگاه و چنین سرمایهای نیاز دارد. میلیونها ایرانی در سراسر جهان زندگی میکنند؛ ایرانیانی که بخشی از سرمایه علمی، اقتصادی، فرهنگی، فناوری و اجتماعی جهان هستند. اگر این ظرفیت بزرگ بتواند در چارچوبی داوطلبانه، اخلاقی و ملی به یکدیگر متصل شود، ایران صاحب شبکهای عظیم از سرمایه انسانی خواهد شد؛ شبکهای که میتواند در خدمت توسعه، اعتبار، پیشرفت و تعالی کشور قرار گیرد.
در این نگاه، هر ایرانی میتواند یک نقطه اتصال میان ایران و جهان باشد. یک استاد دانشگاه میتواند پل علمی ایران با جهان باشد. یک کارآفرین میتواند مسیر تازهای برای سرمایهگذاری و تجارت ایجاد کند. یک پزشک میتواند دانش و تجربه خود را در اختیار هموطنان قرار دهد. یک ورزشکار میتواند پرچم ایران را در میدانهای جهانی به اهتزاز درآورد. یک هنرمند میتواند روایت ایران را به جهان منتقل کند. یک متخصص فناوری میتواند بخشی از آینده اقتصاد دیجیتال ایران را بسازد و یک ایرانی موفق در خارج از کشور میتواند درهای تازهای را به روی همکاریهای اقتصادی، علمی و فرهنگی بگشاید.
این همان نقطهای است که مفهوم «قیام» از گذشته به آینده منتقل میشود.
قیام امروز الزاماً به معنای برخاستن با سلاح نیست؛ میتواند برخاستن با دانش باشد، با تخصص، با سرمایه، بااخلاق، با کارآفرینی، با خلاقیت، با دیپلماسی، بافرهنگ و بااحساس مسئولیت. امروز میتوان جانبرکف بود، بیآنکه میدان را میدان جنگ دانست؛ میتوان از منافع ملی دفاع کرد، بیآنکه با جهان وارد تقابل شد؛ میتوان برای ایران ایستاد، بیآنکه در برابر انسان و ملت دیگری قرار گرفت.
جانبرکفی امروز یعنی آمادگی برای هزینهکردن از وقت، دانش، اعتبار، سرمایه و توانایی شخصی برای ساختن آیندهای بهتر برای ایران.
این نگاه میتواند در قالب یک «شبکه جهانی خدمت به ایران» سازمان یابد؛ شبکهای که محور آن نه دستور، بلکه داوطلبی؛ نه اجبار، بلکه مسئولیت؛ نه تقابل، بلکه همکاری؛ و نه شعار، بلکه خدمت مؤثر و قابلاندازهگیری باشد.
این شبکه میتواند بر پایه ظرفیتهای علمی و فناوری ایرانیان جهان، توان اقتصادی و تجاری، ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی، دیپلماسی عمومی و شهری، ورزش، رسانه، جوانان و دیگر حوزههای تخصصی شکل گیرد و میان ایرانیان داخل و خارج از کشور پیوندی تازه برقرار کند.
چنین حرکتی، اگر با عقلانیت، شفافیت، اعتمادسازی و سازوکارهای حرفهای همراه شود، میتواند یکی از مهمترین سرمایههای قدرت نرم ایران در قرن جدید باشد. قدرتی که نه بر حذف دیگران، بلکه بر توانایی ایجاد ارتباط، اعتماد، همکاری و فرصت بنا میشود.
رئیسعلی دلواری متعلق به گذشته نیست؛ او میتواند نماد یک مسئولیت تاریخی برای امروز باشد. همانگونه که او در زمانه خود دریافت که دفاع از ایران نیازمند حضور و ایستادگی است، نسل امروز نیز باید دریابد که تعالی ایران نیازمند حضور فعال ایرانیان در همه عرصههای جهانی است.
امروز باید این پرسش را از خود بپرسیم که اگر رئیسعلی دلواری در جهان امروز زندگی میکرد، سنگر او کجا بود؟
پاسخ روشن است؛ هرجا که ایران به دانش نیاز دارد، آنجا سنگر اوست. هرجا که ایران به سرمایه و فرصت اقتصادی نیاز دارد، آنجا سنگر اوست. هرجا که تصویر ایران نیازمند روایت درست و شایسته است، آنجا سنگر اوست. هرجا که یک ایرانی میتواند پلی میان ایران و جهان بسازد، آنجا میدان مسئولیت اوست.
از دلوار تا دورترین نقاط جهان، میتوان یک زنجیره ملی از مسئولیت و خدمت ساخت؛ زنجیرهای که در آن ایرانی بودن تنها یک هویت شناسنامهای نباشد، بلکه به یک مسئولیت انسانی و ملی تبدیل شود.
امروز زمان آن فرارسیده است که فرزندان ایران، در هر جای جهان که هستند، زیر پرچم ایران و برای اعتلای ایران، در یک حرکت بزرگ ملی و بسیجیوار گرد هم آیند؛ نه برای جنگ، بلکه برای خدمت؛ نه برای تقابل، بلکه برای ساختن؛ نه برای حذف دیگری، بلکه برای افزایش قدرت، اعتبار و منزلت ایران؛ نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای ساختن آینده.
این قیام، قیام دانشمندان، کارآفرینان، استادان، پزشکان، مهندسان، هنرمندان، ورزشکاران، جوانان، ایرانیان خارج از کشور و همه کسانی است که ایران را بخشی از مسئولیت خویش میدانند.
رئیسعلی دلواری به ما آموخت که عزت ملت، رایگان به دست نمیآید و تعالی میهن، بدون ایثار و مسئولیتپذیری ممکن نیست. امروز نیز میراث او میتواند چراغ راه نسلی باشد که باید از سلحشوری و دلیری نسلهای پیشین، روحیه مسئولیت و فداکاری را بیاموزد و آن را در میدانهای جدید قدرت به کار گیرد.
ایران فقط جغرافیای ما نیست؛ مسئولیت مشترک ماست.
هر ایرانی، در هر نقطه جهان، میتواند بخشی از آینده ایران باشد.
پس بیاییم از دلوار تا جهان، یک قیام بزرگ ملی برای تعالی ایران آغاز کنیم؛ قیامی بسیجیوار، داوطلبانه، خردمندانه و جهانی؛ قیامی برای دانش، اقتصاد، فرهنگ، اعتبار، پیشرفت و سربلندی میهن اسلامی.
این، معنای امروزین دلیری رئیسعلی دلواری است؛ ایستادن برای ایران، خدمت برای ایران و ساختن آینده ایران.
|| علیرضا رجائی

















